برگردان به زبان ساده
بود مستی سخت لایعقل، خراب
آب کارش برده کلی کار آب
هوش مصنوعی: مستی باعث شده که او عقل خود را از دست بدهد و به همین خاطر دچار مشکلات زیادی شده است. وضعیت او به گونهای است که تمام کارهایش به هم ریخته و به مشکلات عمیقی دچار شده است.
درد و صاف از بس که در هم خورده بود
از خرابی پا و سر گم کرده بود
هوش مصنوعی: درد وصاف به حدی شدت یافته بود که به خاطر آسیبهای ایجاد شده در پا و سرش گیج و سردرگم شده بود.
هوشیاری را گرفت از وی ملال
پس نشاند آن مست را اندر جوال
هوش مصنوعی: با دلخوری و بیحالی، او را از حالت هوشیاری خارج کرد و آن شخص مست را در کیسهای قرار داد.
برگرفتش تا برد با جای خویش
آمدش مستی دگر در راه پیش
هوش مصنوعی: او را به بالای خود برد و به مکان خودش برد، و در میانه راه، مستی و حال و هوای تازهای به او دست داد.
مست دیگر هر زمان با هر کسی
میشد و می کرد بد مستی بسی
هوش مصنوعی: هر بار که مست میشد، با هر کسی میرفت و رفتارهای ناپسندی میکرد.
مست اول، آنک بود اندر جوال
چون بدید آن مست را بس تیره حال
هوش مصنوعی: مستی که در آغاز باده نوشی بود، هنگامی که او را در کیسهای مشاهده کرد، متوجه وضعیت غمانگیز و تیرهی او شد.
گفت ای مدبر دو کم بایست خورد
تا چو من میرفتی و آزاد و فرد
هوش مصنوعی: گفت: ای انسان خردمند، باید کمتر از دو چیز استفاده کنی تا مانند من به راحتی و آزادی زندگی کنی.
آن او میدید، آن خویش نه
هست حال ما همه زین بیش نه
هوش مصنوعی: او آنچه را میبیند، خود را نمیشناسد و حال و وضعیت ما بیشتر از این چیزهاست.
عیب بین زانی که تو عاشق نه ای
لاجرم این شیوه را لایق نه ای
هوش مصنوعی: ناراحتی و عیبجویی از کسی که عاشق است، درست نیست. زیرا تو خود را در این وضعیت نمیبینی و بنابراین این رفتار شایستهات نیست.
گر ز عشق اندک اثر میدیدیی
عیبها جمله هنر میدیدیی
هوش مصنوعی: اگر کمی از عشق را میدیدی، تمام عیبها را به عنوان هنر و زیبایی میشناختی.