برگردان به زبان ساده
بود مجنونی عجب در کوه سار
با پلنگان روز و شب کرده قرار
هوش مصنوعی: در کوهستان، مجنونی وجود داشت که با پلنگها زندگی میکرد و روزها و شبها در کنار آنها به آرامش میگذرانید.
گاه گاهش حالتی پیدا شدی
گم شدی در خود کسی کانجا شدی
هوش مصنوعی: گاهی اوقات حالت طوری میشود که در خودت گم میشوی و نمیدانی دقیقاً کجا هستی.
بیست روز آن حالتش برداشتی
حالت او حال دیگر داشتی
هوش مصنوعی: بیست روز حالت او را نداشتید و حال او برایتان تغییر کرده بود.
بیست روز از صبح دم تا وقت شام
رقص میکردی و برگفتی مدام
هوش مصنوعی: به مدت بیست روز از سپیدهدم تا غروب، تو بیوقفه میرقصیدی و این کار را مدام تکرار میکردی.
هر دو تنهاییم و هیچ انبوه نه
ای همه شادی و هیچ اندوه نه
هوش مصنوعی: ما هر دو در تنهایی به سر میبریم و هیچ چیزی بر ما انباشته نیست. تو تمام شادی هستی و من هیچ اندوهی ندارم.
گر بمیرد هر که را با اوست دل
دل بدو ده دوست دارد دوست دل
هوش مصنوعی: اگر کسی که به او عشق میورزد بمیرد، باید دلش را به کسی بسپارد که دوستیاش را دارد و به او عشق میورزد.
هرک از هستی او دلشاد گشت
محو از هستی شد و آزاد گشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از وجود او خوشحال و شاداب شد، از وجود خود محو گردید و رهایی پیدا کرد.
شادی جاوید کن از دوست تو
تا نگنجی همچو گل در پوست تو
هوش مصنوعی: دوست تو را طوری شاد کن که هیچ چیز بزرگ و نامتعارفی نتواند در وجود تو جا بگیرد.