برگردان به زبان ساده
خسروی میشد به شهر خویش باز
خلق شهر آرای میکردند ساز
هوش مصنوعی: او بعد از مدتی به شهر خود بازمیگشت و مردم شهر به استقبالش میآمدند و از او برای تزئیین و زیباسازی شهر الهام میگرفتند.
هر کسی چیزی کز آن خویش داشت
بهر آرایش همه در پیش داشت
هوش مصنوعی: هر فردی چیزی از خود دارد که برای زیبایی و تزئین زندگیاش به آن نیازمند است و همیشه آن را در اختیار دارد.
اهل زندان را نبود از جزو و کل
هیچ چیزی نیز الا بند و غل
هوش مصنوعی: زندانیان هیچ چیز از دنیا ندارند جز زندانی بودن و زنجیرهایی که به آنها بسته شده است.
هم سری چندی بریده داشتند
هم جگرهای دریده داشتند
هوش مصنوعی: آنها نه تنها از داشتن شرکای عزیز خود جدا شده بودند، بلکه دلهایشان نیز به خاطر این جدایی شکسته و پراکنده بود.
دست و پایی نیز چند انداختند
زین همه آرایشی برساختند
هوش مصنوعی: دست و پاهای زیادی را به کار گرفتند و از همه این تلاشها، زینی زیبا و دلربا ساخته شد.
چون به شهر خود درآمد شهریار
دید شهر از زیب و زینت آشکار
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه به شهر خودش وارد شد، زیبایی و زینت شهر را به وضوح مشاهده کرد.
چون رسید آنجا که زندان بود، شاه
شد ز اسب خود پیاده زود شاه
هوش مصنوعی: وقتی به جایی رسید که زندان بود، شاه به سرعت از اسبش پیاده شد.
اهل زندان را چو برخود بارداد
وعده کرد و سیم و زر بسیار داد
هوش مصنوعی: وقتی زندانیان به سختی دچار مشکل شدند، وعدهای به آنها داد و هدایا و ثروت زیادی به آنها بخشید.
هم نشینی بود شه را رازجوی
گفت شاها سر این با من بگوی
هوش مصنوعی: یک رازی وجود دارد که پادشاه را به ملاقات میطلبد. بنابراین از او خواهش میکند که درباره این راز با من صحبت کند.
صد هزار آرایش افزون دیدهای
شهر در دیبا و اکسون دیدهای
هوش مصنوعی: شهر را با زیباییهای فراوان از درخشش دیبا و پارچههای گرانقیمت آراسته دیدهای.
زر و گوهر در زمین میریختند
مشک و عنبر در هوا میبیختند
هوش مصنوعی: در زمین طلا و جواهر پخش میکردند و در هوا عطر و رایحههای خوش پخش میشدند.
آن همه دیدی و کردی احتراز
ننگرستی سوی آن یک چیز باز
هوش مصنوعی: بسیاری از چیزها را مشاهده کردی و از آنها دوری کردی، ولی به آن یک موضوع خاص توجه نکردی و از آن غافل ماندی.
بر در زندان چرابودت قرار
تا سربریده بینی اینت کار
هوش مصنوعی: چرا در این زندان نشستهای؟ تا وقتی که سر بریدهای را ببینی، این سرنوشت توست.
نیست اینجا هیچ چیزی دل گشای
جز سربریده و جز دست و پای
هوش مصنوعی: در اینجا هیچ چیز دلشاد کنندهای وجود ندارد، جز سر بریده و دست و پای قطع شده.
خونیانند این همه بریده دست
در بر ایشان چرا باید نشست
هوش مصنوعی: این افراد که دستشان بریده شدهاند، خونین هستند و نشستن در کنار آنها چه دلیلی دارد؟
شاه گفت آرایش آن دیگران
هست چون بازیچهٔ بازیگران
هوش مصنوعی: شاه گفت که زیبایی آن افراد دیگر شبیه به زینتهای تزیینی است که بازیگران برای نمایش استفاده میکنند.
هر کسی در شیوه و در شان خویش
عرضه میکردند بر تو آن خویش
هوش مصنوعی: هر کسی بر اساس ویژگیها و مخصوصات خود، چیزی را به تو ارائه میدهد.
جملهٔ آن قوم تاوان کردهاند
کارم اینجا اهل زندان کردهاند
هوش مصنوعی: تمامی آن افراد به خاطر اعمال خود مجازات شدهاند و من نیز در این مکان مانند آنها به زندان افتادهام.
گر نکردی امر من اینجا گذر
کی جدا بودی سر از تن، تن ز سر
هوش مصنوعی: اگر به خواستهام توجه نکردی، چطور میتوانستی از من جدا باشی؟ بدن بدون سر چگونه وجود دارد؟
حکم خود اینجا روان مییافتم
لاجرم اینجا عنان برتافتم
هوش مصنوعی: من اینجا حکم خود را به راحتی مییافتم، بنابراین تصمیم گرفتم که اینجا را ترک کنم.
آن همه در ناز خود گم بودهاند
در غرور خود فرو آسودهاند
هوش مصنوعی: آنها به قدری در ناز و خوشحالی خود غرق شدهاند که از واقعیتهای اطرافشان غافل شدهاند.
اهل زندانند سرگردان شده
زیر حکم و قهر من حیران شده
هوش مصنوعی: مردم در بند و گرفتار شدهاند و زیر فشار و خشم من، حیران و آشفتهاند.
گاه دست و گاه سر درباخته
گاه خشک و گاهتر درباخته
هوش مصنوعی: گاهی انسان به مسائلی گرفتار میشود که باعث میشود نه به خود برگردد و نه به اوضاعش توجه کند. گاهی در شرایط سخت و دشوار قرار میگیرد و گاهی برعکس، در وضعیتهایی راحت و شاداب.
منتظر بنشسته، نه کار و نه بار
تاروند از چاه و زندان سوی دار
هوش مصنوعی: کسی که منتظر نشسته، هیچ کار و فعالیتی ندارد و به جای اینکه تلاش کند، در حال سپری کردن زمان است. انگار از چاه و زندان به سوی دار میرود، که نشاندهندهی شرایط سخت و ناامیدی است.
لاجرم گلشن شد این زندان مرا
گه من ایشان را و گه ایشان مرا
هوش مصنوعی: بنابراین این زندان برای من به مانند گلستان شده است، گاهی من در حال شادی با آنها هستم و گاهی آنها در حال شادی با من.
کار ره بینان بفرمان رفتن است
لاجرم شه را به زندان رفتن است
هوش مصنوعی: آنچه رهبران و هدایتکنندگان انجام میدهند، پیروی از دستورات و قوانین است. بنابراین، در بعضی موارد، ممکن است به دلیل شرایط خاص، حتی یک فرمانروای بزرگ نیز مجبور به پذیرش محدودیتها و زندانی شدن شود.