برگردان به زبان ساده
صوفیی را گفت مردی نامدار
کای اخی چون میگذاری روزگار
هوش مصنوعی: یک مرد مشهور از یک صوفی پرسید: ای برادر، چطور زندگیات را میگذرانید؟
گفت من در گلخنیام مانده
خشک لب ، تر دامنیام مانده
هوش مصنوعی: من در جایی گیر افتادهام که دلم خشک و بیحالت شده، اما چیزی از احساس و لطافت در قلبم باقی مانده است.
گردهٔ نشکستم اندر گلخنم
تا که نشکستند آنجا گردنم
هوش مصنوعی: من در خانهام به سختی و مقاومت ادامه دادم و نمیخواهم به زودی تسلیم شوم، اما وقتی به من فشار آوردند و تحت فشار قرار گرفتم، گردنم شکست.
گر تو در عالم خوشی جویی دمی
خفتهٔ یا باز میگویی همی
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا به دنبال خوشی هستی، لحظهای در خواب برو یا دوباره بیدار شو و صحبت کن.
گر خوشی جویی، در آن کن احتیاط
تا رسی مردانه زان سوی صراط
هوش مصنوعی: اگر به دنبال خوشی هستی، مراقب باش تا به سادگی از جادهی راست خارج نشوی و به هدفهای درست برسی.
خوش دلی در کوی عالم روی نیست
زانک رسم خوش دلی یک موی نیست
هوش مصنوعی: خوشدلی و شادکامی در دنیای امروز وجود ندارد، زیرا داشتن دل شاد و امیدوار قبل از هر چیز نیازمند شرایط و ویژگیهای خاصی است که در این زمانه نایاب است.
نفس هست اینجا که چون آتش بود
در زمانه کو دلی تا خوش بود
هوش مصنوعی: در اینجا، نفس مانند آتش است و به طور کلی در دنیای ما، دلی که شاداب و خوشحال باشد، خیلی نادر است.
گر چو پرگاری بگردی در جهان
دل خوشی یک نقطه کس ندهدنشان
هوش مصنوعی: اگر در دنیا مانند پرگاری بچرخی، هیچ کس نقطهای از دلخوشی به تو نخواهد داد.