برگردان به زبان ساده
صوفیی میرفت در بغداد زود
در میان راه آوازی شنود
هوش مصنوعی: یک صوفی در حالیکه به بغداد میرفت، در میانهی راه صدایی را شنید.
کان یکی گفت انگبین دارم بسی
میفروشم سخت ارزان، کو کسی
شخصی گفت که من عسل زیادی دارم و به قیمت بسیار ارزان میفروشم، پس کسی هست که بخواهد بخرد؟
شیخ صوفی گفت ای مرد صبور
میدهی هیچی به هیچی، گفت دور
هوش مصنوعی: شیخ صوفی به مرد صبور گفت که تو به هیچ چیز چیزی نمیدهی، و او پاسخ داد که نه، من دور هستم از این کار.
تو مگر دیوانهای ای بوالهوس
کس به هیچی کی دهد چیزی به کس
هوش مصنوعی: آیا دیوانهای که انتظار داری کسی چیزی به تو بدهد در حالی که هیچچیز نداری؟
هاتفی گفتش کهای صوفی درآی
یک دکان زینجا که هستی برترآی
هوش مصنوعی: صدایی به صوفی میگوید که بیا و به دکان ما وارد شو؛ تو که از دیگران بالاتر هستی.
تا به هیچی ما همه چیزت دهیم
ور دگر خواهی بسی نیزت دهیم
هوش مصنوعی: ما آمادهایم که همه چیزت را به تو بدهیم، حتی اگر بخواهی، چیزهای بیشتری هم به تو خواهیم داد.
هست رحمت آفتابی تافته
جملهٔ ذرات را دریافته
هوش مصنوعی: رحمت مانند نوری است که همه ذرات و موجودات را در برمیگیرد و به آنها آگاهی میدهد.
رحمت او بین که با پیغمبری
در عتاب آمد برای کافری
هوش مصنوعی: خداوند رحمتش را نازل کرده و با پیامبری که در زمانی خاص به عتاب و سرزنش آمده، به کافران هشدار میدهد.