حکایت باز
عطار
»
منطقالطیر
»
حکایت باز
حکایت باز : باز پیش جمع آمد سرفراز
حکایت پادشاهی که سیب بر سر غلام خود میگذاشت و آن را نشانه میگرفت : پادشاهی بود بس عالیگهر