برگردان به زبان ساده
هست خاموشی نشان اهل راز
باش دایم از خموشی درگداز
هوش مصنوعی: خاموشی نشانه کسانی است که رازهای عمیق را درک کردهاند، و همچنان که در سکوت به تأمل میپردازند، از درونشان شعلهای سوزان وجود دارد.
هست خاموشی عیار از بهر عشق
هست خاموشی زبان شهر عشق
هوش مصنوعی: خاموشی نشاندهندهی ارزش و اعتبار در عشق است، زیرا در دنیای عشق، کلام و زبان گاهی نمیتوانند احساسات عمیق را منتقل کنند و در عوض سکوت خود بیانگر عمق عواطف و معانی است.
هست خاموشی درون دل مرا
لیک عشقم گفت اینها بر ملا
هوش مصنوعی: در دل من خاموشی و سکوت وجود دارد، اما عشق من به من گفته که این احساسات را نمیتوان پنهان کرد.
هست خاموشی میان ما و دوست
این همه معنی من پیدا ازوست
هوش مصنوعی: میان من و دوستم سکوتی وجود دارد، اما همین سکوت پرده از رازهای عمیق من برمیدارد.
هست خاموشی بآخر حال تو
نیست گردد جمله قیل و قال تو
هوش مصنوعی: در پایان، سکوت تو نمیتواند وضعیت تو را تغییر دهد و همه حرفهایی که قبلاً گفته شده، بیفایده است.
هست خاموشی به از گفتن بسی
سرّ این معنی نمیداند کسی
هوش مصنوعی: سکوت از سخن گفتن بهتر است، زیرا بسیاری از افراد از معنی عمیق این موضوع بیخبرند.
هست خاموشی بمعنی ورد من
پیش نااهلان نمیگویم سخن
هوش مصنوعی: من در برابر نااهلان و بیفهمان سخن نمیگویم و به خاطر خاموشیام، به آنها چیزی نمیگویم.
هست خاموشی میان ما و پیر
سرّ این معنی نداند هر فقیر
هوش مصنوعی: میان ما سکوتی وجود دارد و تنها آن پیر دانای اسرار است که مفهوم این سکوت را نمیداند، حتی چون فقیر است.
هست خاموشی طریق اهل راه
تا نگردد همچو درّاج او تباه
هوش مصنوعی: خاموشی و سکوت یکی از روشهای افرادی است که در مسیر حقیقت و عرفان گام میزنند تا مانند موجود بیکیفیت و بیارزش مورد هفت و هشت واقع نشوند.
هست خاموشی چراغ جان جان
هستاز احوال منصور این عیان
هوش مصنوعی: وجود انسان سرشار از آرامش و سکوت است. وضعیت و حال منصور به وضوح بیانگر این حقیقت است.
هست خاموشی میان روح و تن
رو تو شو خاموش و کن جا در وطن
هوش مصنوعی: میان روح و بدن، سکوتی وجود دارد. تو هم باید سکوت کنی و در خانهات جا بگیری.
هست خاموشی نعیم و خلد وحور
تو زخاموشان طلب اسرار صور
هوش مصنوعی: در باغ آرامش و بهشت و زیبایی تو، باید از خاموشان رازهای شکل و تصویر را جستجو کرد.
هست خاموشی بپیش اهل دید
این چنین گلها همه عطّار چید
هوش مصنوعی: در برابر افرادی که میتوانند ببینند، سکوتی وجود دارد و در این سکوت همه گلها به دست عطار چیده شدهاند.
هست خاموشی به پیش مرتضا
رو به هر بی دین مگو اسرار ما
هوش مصنوعی: بهتر است در حضور امام علی (ع) خاموش باشی و به هیچ بیایمانی از اسرار ما نگوئی.
هست خاموشی این دل خاموش من
عالمی را سوخته این جوش من
هوش مصنوعی: دل خاموش من به قدری شعلهور است که همه جا را به آتش کشیده و ویران کرده است.
هست خاموشی مرا در جان نهان
لیک حیدر گوید این معنی عیان
هوش مصنوعی: در وجود من سکوت و آرامشی عمیق وجود دارد، اما علی (حیدر) این حقیقت را به وضوح بیان میکند.
هست خاموشی نظام ملک من
این معانی ها بجست ازکلک من
هوش مصنوعی: خاموشی در نظم مملکت من، به این معانی اشاره دارد که از قلم من برخاسته است.
هست خاموشی طریق صالحان
غیر این معنی نباشد در جهان
هوش مصنوعی: خاموشی راهی است که صالحان انتخاب میکنند و معنای دیگری در این دنیا ندارد.
هست خاموشی مرا در پیش او
زانکه گویائی از او باشد نکو
هوش مصنوعی: وقتی در کنار او هستم، بیصدا هستم زیرا سخن گفتن در حضور او زیبا و پسندیده است.
هست خاموشی بحق واصل شدن
از دوئی بگذشتن و یک دل شدن
هوش مصنوعی: به معنای واقعی، برای رسیدن به حقیقت و حقیقت جویی، باید از دوگانگیها و جداییها عبور کرد و به یگانگی و اتحاد دست یافت.
هست خاموشی همه در ملک دوست
گفتهٔ عطّار در معنی نکوست
هوش مصنوعی: در سرزمین محبوب، همه چیز در سکوت است و این بیان عطّار در فضایی پرمعنا و زیباست.
هست خاموشی همه گنجینهاش
او نشسته در درون سینهاش
هوش مصنوعی: در درون هر فرد، دنیایی از احساسات و افکار نهفته است که به ظاهر خاموش و نادیده میآید. این گنجینههای درونی، مانند خزانههای ارزشمندی هستند که تنها صاحبشان از آنها آگاهی دارد.
هست خاموشی بمعنی گفت او
لیک تو گفتش نمیدانی نکو
هوش مصنوعی: او در سکوت خود پیامی را بیان کرده است، اما تو نمیدانی که این پیام چقدر زیباست.
هست خاموشی نهفتن راز حق
خود نگفتن پیش نااهلان سبق
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که گاهی بهتر است سکوت کنیم و رازها و حقیقتهای عمیق را با دیگران در میان نگذاریم، به ویژه با کسانی که شایستگی درک آن را ندارند. در واقع، نگفتن این اسرار به نااهلان، یک نوع حکمت و احتیاط است.
هست خاموشی به پیش تو خراب
خویش را کردی بمعنی در عذاب
هوش مصنوعی: در حضور تو، سکوتی وجود دارد که باعث شده خود را در عذابی عمیق احساس کنم.
هست خاموشی جهان پرصدا
نه نبی گفتا که مَن صَمُت نجا
هوش مصنوعی: جهان پر از سر و صدا و هیاهو است، اما در سکوت و آرامش میتوان به نجات و رهایی دست یافت.
هست خاموشی بدانا همعنان
همره عیسی بود در آسمان
هوش مصنوعی: در خاموشی نیز، نشانههایی از عظمت و مقام عیسی در آسمان وجود دارد.
هست خاموشی عدم اندر عدم
رو درآ در وادی او همچویم
هوش مصنوعی: در سکوت و عدم، وجود ندارد، اما در عمق این بیوجودی میتوان به دنیای خاصی رسید که مانند ماست.
هست خاموشی درون طبع ما
مظهرم گفته یکایک بر ملا
هوش مصنوعی: در درون ما سکوتی وجود دارد که نشاندهندهی وضعیت ماست. این سکوت میتواند بیانگر احساسات یا افکار ما باشد، و در واقع میتواند به راحتی هویت ما را آشکار کند.
هست خاموشی همه بنیاد این
هست خاموشی همه علم الیقین
هوش مصنوعی: سکوت و آرامش، اساس و بنیاد تمام وجود است و این سکوت، کل علم و یقین را در بر میگیرد.
هست خاموشی بفقرت راهبر
رو تو خاموشی گزین و راه بر
هوش مصنوعی: خاموشی و سکوت در فقر و تنگدستی میتواند راهنمای تو باشد؛ بنابراین در سکوت و آرامش انتخاب کن و مسیر خود را پیدا کن.
هست خاموشی ترا سلمان راه
بوذر معنیت گشته پادشاه
هوش مصنوعی: سکوت تو نشان دهنده این است که سلمان را به کمال معنوی رسانده و او را به مقام والایی در زندگی رسانده است.
هست خاموشی فراغت از جهان
این معانی هست پیش عاشقان
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش، سبکباری از دغدغههای دنیوی وجود دارد و این احساس تنها مختص عاشقان است.
هست خاموشی خلاصی از بدان
این معانی کرد مظهر خود عیان
هوش مصنوعی: خاموشی، رهایی از معنای بد را به همراه دارد، زیرا وجود نیکو خود را به وضوح نشان میدهد.
هست خاموشی بهشت با نعیم
رو چو خاموشان صراط مستقیم
هوش مصنوعی: بهشتی وجود دارد که در آن آرامش و خوشی فراوان است، همانی که مانند آرامش کسانی است که به راه راست میروند و سکوت دارند.
رو تو خاموشی گزین چون صابران
تا نیفتی در میان فاجران
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه ناچار نشوی به مشکلات و مصیبتها دچار شوی، بهتر است مانند صابرین سکوت کنی و از درگیریها دور بمانی.
روتو خاموشی گزین چون اهل دید
زآنکه خاموشی است جنّت را کلید
هوش مصنوعی: بهتر است در جمعها کمتر صحبت کنی، زیرا سکوت میتواند راهی به بهشت باشد.
رو تو خاموشی گزین در سرّ شاه
تا بیابی سرّ معنی از الاه
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش خود، به رازهای بزرگ دست یاب و از درک حقیقتهای عمیق بهرهمند شو.
رو تو خاموشی گزین و شاه بین
وانگهی سوی جنان تو راه بین
هوش مصنوعی: تو در سکوتی و به پادشاهی نگاه میکنی، سپس راهی به سوی بهشت را میبینی.
رو تو خاموشی گزین و دان علی
زآنکه او راخوانده خود حق یا ولی
هوش مصنوعی: در سکوت و آرامش تو، به دانایی و درک علی توجه کن؛ چرا که او را حق و حقیقت به خود خوانده است، یا به عبارتی دیگر، او ولی خداست.
رو تو خاموشی گزین با حبّ او
تا که گردد دین و دنیایت نکو
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق او را در دل داری، ساکت و آرام باش تا دین و دنیایت اصلاح و زیبا شود.
رو تو خاموشی گزین و راه او
زآنکه راه اوست خود مقصود تو
هوش مصنوعی: سکوت را انتخاب کن و مسیر او را دنبال کن، زیرا این مسیر خودش هدف توست.
رو تو خاموشی بجو ازعافیت
چون فنا خواهی شدن در عاقبت
هوش مصنوعی: در زمانهایی که سکوت و آرامش را جستجو میکنی، باید مراقب باشی؛ زیرا اگر در نهایت به فنا و زوال دچار شوی، ممکن است عواقب بدی به همراه داشته باشد.
رو تو خاموشی گزین و شاه گو
تا که باشد روز موتت آبرو
هوش مصنوعی: بخواه که در روز مرگت، نام و آبرویت حفظ شود و سکوت را انتخاب کن.
رو تو خاموشی گزین با یاداو
بر زبان جز ذکر او چیزی مگو
هوش مصنوعی: بهتر است در سکوت بمانی و وقتی به یاد او هستی، جز ذکر او چیزی بر زبان نیاوری.
رو بگورستان و بین تو غار خود
تا که گردی شرمسار از کار خود
هوش مصنوعی: به قبرستان نگاه کن و به خودت فکر کن تا از اعمالت شرمنده شوی.
رو بگورستان ببین تنها و دل
طعمهٔ موران شده در زیر گل
هوش مصنوعی: به قبرستان نگاه کن، میبینی که خاک، دل سنگی را اسیر زحمت مورها کرده و آن را تنها رها کرده است.
سرشده خاک و زبان ناگو شده
جمله خاموشند و محو اوشده
هوش مصنوعی: زمین خشک شده و زبانها از سخن گفتن ناتوان شدهاند؛ همه در سکوت و محو حضور او هستند.
خویش را ز آلایش اوّل پاک کن
خرقهٔ سالوس خود را چاک کن
هوش مصنوعی: ابتدا خود را از آلودگیها پاک کن و سپس لباس تزویر و ریا را از تن درآور.
بعد از آن خاموش شو در کش زبان
تا شوی واقف ز اسرار نهان
هوش مصنوعی: پس از آن، زبانت را بسته نگهدار تا به رازی که در دل نهفته است پی ببری.
من سخن خواهم که گویم بیشمار
لیک من هستم ز گفتن شرمسار
هوش مصنوعی: من حرفهای زیادی دارم که میخواهم بزنم، اما از گفتن آنها خجالت میکشم.
من ز گفتن شرم دارم پیش کس
تو نداری شرم از گفتارو بس
هوش مصنوعی: من از گفتن و بیان احساساتم شرم دارم، اما تو هیچ شرمی از بیان افکار و گفتارت نداری.
من چگویم سرّ مظهر این زمان
زآنکه بهتر باشد این معنی نهان
هوش مصنوعی: من نمیتوانم درباره راز این زمان بگویم، زیرا بهتر است این معنا پنهان بماند.
ختم کن عطّار و سردرکش بجیب
تا بیابی بوی اسرارش ز غیب
هوش مصنوعی: عطار را به پایان برسان و سر در او را در جیب بگذار، تا بویی از رازهای او را از عالم غیب احساس کنی.
ختم کن عطّار و درمعنی بایست
ختم معنی چون بعین و لام ویی است
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به مفهوم و پایان معنی اشاره دارد. او میگوید که باید تلاش کرد تا به عمق معنا دست یافت و در این مسیر، به دقت باید از واژهها و مفاهیم استفاده کرد، چرا که اینها همچون حروف و نشانههای خاصی هستند که درک صحیح آنها میتواند به روشن شدن بیشتر مطلب کمک کند.