برگردان به زبان ساده
نشسته شاه رومی همچو جمشید
بسر برافسری روشن چو خورشید
هوش مصنوعی: شاه رومی مانند جمشید بر فراز تخت خود نشسته است و تاجی درخشان بر سر دارد که مانند خورشید پرنور است.
بزرگان و وزیران معظّم
همه بر پای مانده دست برهم
هوش مصنوعی: تمام بزرگان و وزیران محترم با احترام ایستادهاند و دستانشان را به هم زدهاند.
ز یک سو نو خطان استاده بر راه
ز یکسو امردان باروی چون ماه
هوش مصنوعی: در یک سمت افرادی با خطهای زیبا و تازه در مسیر ایستادهاند و از سمت دیگر جوانان خوشچهرهای مانند ماه در حال عبورند.
ببردر، امردان دیبای زربفت
سر هریک ز تاب باده پر تفت
هوش مصنوعی: در باغ، جوانان خوشپوشی که لباسهای زربفت دارند، به قدری تحت تأثیر زیبایی و طراوت شراب قرار گرفتهاند که هر یک از آنان در حالتی شاداب و گرم هستند.
کمر بسته کلاه زر کشیده
بپیش صُفّهها صف برکشیده
هوش مصنوعی: با اراده و عزم جدی، کلاهی زری بر سر گذاشته و به سمت صفهای سنگر رفته است.
بسر بر، نو خطان تاج مکلّل
کشیده حلقه چون خطّ مسلسل
هوش مصنوعی: دختر جوان با سر بند و تاجی بر سر، زیباییاش را به نمایش گذاشته و زنجیرهای از خطوط زیبا در گردن او خودنمایی میکند.
بدست آورده هر یک جام زرّین
چو ماهی کاورد بر دست، پروین
هوش مصنوعی: هر یک از این جامهای زرین مانند ماهی، در دست پروین به دست آمده است.
ز گلبن تا بگلبن می گرفته
ز رنگ می رخ گل خوی گرفته
هوش مصنوعی: از باغ گل تا به باغ گل دیگر، رنگ زیبای می، مانند رنگ رخسار گل را به خود میگیرد.
ز سر مجلس بدست پای مردان
پیاله همچو دستنبوی گردان
هوش مصنوعی: در بالای مجلس، با دستانی مهربان و قوی، پیالهای در دست گرفتهام که یادآور دستانی مثل دستان زیبای محبوب است.
زده گز بر گلو مرغ مسمّن:
صراحی از میان پر تابگردن
هوش مصنوعی: پرندهای که در قفسی زندانی شده و در حال نوشیدن آب از ظرفی است، با زخم بر گردن خود دچار درد و رنج میشود. در این حالت، او در تلاش است تا خود را آزاد کند و با آرزوی پرواز به آسمان، در پی رهایی از بندهای خود است.
چو خونی، رنگ شیر دختر رز
ولیکن گشته بی شوهر زبان گز
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که مانند خون، رنگ و زیبایی بهاری را دارد، اما در عین حال به نوعی تنهایی و بیهمسری را نمایان میکند. دختر رز به زیبایی و لطافت اشاره دارد، اما در کنار آن، درد و رنج عدم وجود همسر نیز حس میشود. در کل، احساس زیبایی و تنهایی در این تصویر به وضوح قابل درک است.
شراب زهرگین شکّر فشانده
زمی مرغ صراحی پر فشانده
هوش مصنوعی: شراب تلخی که شیرینیاش را پراکنده کرده، همچون پر از جامی که به هر سو میپاشد.
صلای باده در یک گوش رفته
ز راه گوش دیگر هوش رفته
هوش مصنوعی: صدای شراب در یک گوش شنیده میشود و از گوش دیگر تمام حواسم را برده است.
بخار عود میشد بیست فرسنگ
مشام از مغز کرده دود آهنگ
هوش مصنوعی: بوی عود به قدری پراکنده شده بود که حتی از بیست فرسنگ دورتر هم احساس میشد و در هوا جلب توجه میکرد.
بخور افگنده در سرها بخاری
ز مشک افتاده در مجلس غباری
هوش مصنوعی: بخور در مجلس برافراشته است و عطر مشک در فضا پخش شده، بهطوری که آن بخار و عطر حال و هوای خاصی به جمع داده است.
هوای شمع روشن، گشته تیره
ز دود عود و از گرد زریره
هوش مصنوعی: هوا به خاطر دود عود و گرد زریر، تاریک و گرفته شده است و نور شمع دیگر روشنایی خود را از دست داده است.
بت نوروز رخ چون عید خرّم
مه خورشید فر در زیر شبنم
هوش مصنوعی: صورت زیبای محبوب در روز نوروز همچون عید شاد و خوش است، همانند مه تابان که در زیر شبنم میدرخشد.
لبالب آب دندان در برابر
پیاپی کرده جام می سراسر
هوش مصنوعی: در برابر پیوستگی و فراوانی نوشیدنی، دندانها به آب میمانند و پر شدهاند.
فروغ دامن می آستین سوز
می اندر پوست گشته پوستین دوز
هوش مصنوعی: نور و روشنایی دامن، مانند آستینی است که آتش در آن وجود دارد و باعث شده که پوست، به واسطه کار دوزنده، تغییر کند و تحت تأثیر قرار بگیرد.
صراحی همچو مرغان سحرخیز
ز مخلب کرده در مجلس شکر ریز
هوش مصنوعی: جام شراب مانند پرندگان سحرخیز، از دست گرفته در مهمانیای که شیرینی پخش میکند.
زالحان سرود عاشقانه
شده رّقاص، نقش آستانه
هوش مصنوعی: در این جمله، به این اشاره شده است که عشق باعث شده است که عشقورزان با شور و شوق به رقص و شادی پرداخته و به نوعی در آستانهای از احساسات عمیق قرار بگیرند. این تصویر به زیبایی حال و هوای عاشقانه و تاثیر احساسات را بر زندگی انسانها منتقل میکند.
ز عکس باده، در جام گهر دار
شده سرمست صورتهای دیوار
هوش مصنوعی: از انعکاس شراب در جامی پر از جواهر، سرمست شدهام و صورتهای روی دیوار را میبینم.
می سرکش نشسته در دم چشم
ز مستی پای کوبان مردم چشم
هوش مصنوعی: بیت به توصیف حالتی مست و شگفتانگیز اشاره دارد. در اینجا، ستمی میسر و شاداب در کنار چشمان فردی نشسته است که به خاطر مستی و حالت سرخوشیاش، با شادی و شور و شوق در حال پا کوبیدن و تحرک است. این تصویر نشاندهندهای از لذت و شعف ناشی از خمر و سرمستی است که به نوعی به جذابیت و زیبایی چشمها افزوده است.
لب شیرین ترکان تروش روی
بنطق تلخ شورانگیز هر سوی
هوش مصنوعی: زبان شیرین و جذاب ترکها، در کنار چهرهای که تلخی و تنهایی را به تصویر میکشد، جاذبهای غمانگیز و شورآفرین دارد.
فروغ روی چندان حور زاده
جهانی را بهشتی نور داده
هوش مصنوعی: زیبایی چهره یکی از حورها، جهانی را به نور بهشت آراسته و روشن کرده است.
ز لعل شاهدان آب دندان
شده می همچو گل در جام خندان
هوش مصنوعی: از زیبایی لبهای معشوق، شراب به رنگی همچون گل در جام شاداب و سرزنده به نظر میرسد.
شعاع شمع روشن کرده مجلس
سماع جمع جان را گشته مونس
هوش مصنوعی: نور شمع باعث روشنی و گرمی مجلس پر از نیایش و آواز شده است و جانها را به هم پیوسته و مونس یکدیگر قرار داده است.
فروغ شمع بر جام اوفتاده
بشب خورشید در دام اوفتاده
هوش مصنوعی: نور شمع بر ظرفی افتاده، مانند اینکه در شب، خورشید به دام افتاده است.
ز نور شمع شب را روز گشته
جهانی را جهان افروز گشته
هوش مصنوعی: از نور شمع، شب به روشنی روز تبدیل شده و جهان را روشن کرده است.
چو باد صبح در عالم وزیده
حریفان را صبوحی در رسیده
هوش مصنوعی: به مانند اینکه نسیم صبح در دنیا میوزد، دوستان و همراهان نیز به حال خوشی دست یافتهاند و صبحانهای دلچسب برایشان فراهم شده است.
بباد صبح در تختی نهاده
چو آتش جمله در تختی فتاده
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی مانند آتش بر تخت خواب قرار گرفته و همه چیز را گرم کرده است.
سپیده دم فسرده زردهٔ شمع
گدازان باد پیه گردهٔ شمع
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، نور کمرنگ شمعی کنار هم در حال ذوب شدن است و بادی به آرامی دور آن میچرخد.
مه از خون شفق سر جوش خورده
شب از زرّین طبق سرپوش کرده
هوش مصنوعی: ماه از خون شفق سرشار شده و شب با پوششی از طلای درخشان پوشیده شده است.
خمار اندر خیال می پرستان
ببازی خیال آورده دستان
هوش مصنوعی: در عالم خواب و خیال، کسی که تحت تأثیر نوشیدنیهای مستکننده قرار دارد، دست در کار خیالپردازی و تخیل میزند.
صبوحی را صراحی پر نهاده
زآب تلخ چرب آخر نهاده
هوش مصنوعی: در صبحگاهی، ظرفی پر از آب تلخ را با چربی خوشمزه پر کردهاند.
حریفان جمله دریاکش نشسته
چو کوهی بر سر آتش نشسته
هوش مصنوعی: رقیبان همه همچون کوهی هستند که بر روی آتش نشستهاند، در حالی که دریای احساسات و شگفتیها در خود دارند.
شده درگوش مرغان صبوحی
چو موسیقار قول بوالفتوحی
هوش مصنوعی: مرغان سحر به آواز دلنشینی گوش میدهند، مانند موسیقیدانی که نغمههای زیبا میسازد و در دل شنوندگان شادی و سرخوشی پخش میکند.
قرابه دیده چون خم دستیاری
پیاله کرده از می سنگساری
هوش مصنوعی: چشمم مانند یک ظرف پر از می است که در دست من شده و برای نوشیدن آماده شده است.
قدح بر چنگ و برنای عراقی
گرفته راه نی با چنگ ساقی
هوش مصنوعی: جامی در دست و بر سازعراقی مینوازد و به هیچ سمت جز راه ساقی نمیرود.
سبک گشته دل ازتنگی سینه
همه مردان گران از آبگینه
هوش مصنوعی: دلها از فشار سنگینی سینهها سبک و آزاد شدهاند و همه مردان بزرگوار با ظرافت و زیبایی همچون آبگینه هستند.
گشاده چار رگ از لب صراحی
شده خون در تن از مستی مباحی
هوش مصنوعی: در اینجا به معنی این بیت میتوان گفت که خون در بدن همچون مایعی سرشار از شگفتی و لذت جاری است و این نوشیدنی به انسان حالتی مست و شاداب میبخشد، به طوری که زندگی و وجود او را پر از شور و نشاط میکند.
شبی خوش بود و مهتابی دل افروز
قدح مهتاب میپیمود تا روز
هوش مصنوعی: شبی زیبا و دلنشین بود که نور مهتاب فضا را روشن کرده بود و من تا سپیده دم، به نوشیدن شرابی که در نور مهتاب میدرخشید، ادامه دادم.
بساقی گفت شاه عاشق مست
که می درده که چون گل رفتم ازدست
هوش مصنوعی: ساقی گفت که ای شاه عاشق و مست، چرا مینوشی و غم عشق را میخوری؟ به یاد داشته باش که همچون گلی زیبا، من از دست رفتهام.
ز می گر شد گران جان سبکبار
گران جانی مکن دستی سبک دار
هوش مصنوعی: از شراب سنگین، جانم سبک و راحت شده است. ای کسی که روح سنگینی داری، نهادن دستی سبک بر روح تو نکن.
مرا چندان می خوش ده بزودی
که ماه من شود زیر کبودی
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که اگر به من زودتر خوشی برسانی و شادی به من ببخشی، ممکن است دل من به طرز چشمگیری دگرگون شود و از حالت غم و اندوه خارج شود.
برآرم همچومستان های و هویی
که پیدا نیست هشیاریم مویی
هوش مصنوعی: من مانند یک دیوانه و پرشور فریاد میزنم، اما در حقیقت کسی نمیداند که من در کجای این دنیا ایستادهام و از چه حالتی رنج میبرم.
بگفت این و سماع فرد درخواست
زبی خویشی دلش ار درد برخاست
هوش مصنوعی: این شخص چیزی گفت و در حالی که از دوستی خود مینالد، از فردی دیگر درخواست میکند که اگر دلش به درد آمده، به خاطر آن به سخن بپردازد.