برگردان به زبان ساده
نفس با من همی گوید نهانی
که چون افتاد آدم را عیانی
هوش مصنوعی: نفس در دل با من به آرامی سخن میگوید که چرا آدم در معرض عیب و نقیصه قرار گرفته است.
نفس با من همی گوید که چون بود
که شیطانش بگندم رهنمون بود
هوش مصنوعی: نفس با من صحبت میکند و میگوید که چطور شد که راهنمایی شیطان باعث شد تا او را به گمراهی بکشم.
نفس با من همی گوید همی باز
که چون بُد در عیان انجام و آغاز
هوش مصنوعی: نفس به من میگوید که چرا در دیدن و شناختن آغاز و پایان، دوگانگی وجود دارد.
نفس با من همی گوید یقینش
که چون بُد اوّلین و آخرینش
هوش مصنوعی: نفس من میگوید که قطعاً او همان است که در ابتدا و انتها وجود دارد.
نفس با من همی گوید عیانی
که من بنواختم لیکن تو دانی
هوش مصنوعی: نفس من با من حرف میزند و میگوید که من او را نوازش کردهام، اما تنها تو هستی که این موضوع را میدانی.
نفس با من همی گوید یقین دوست
که ایندم در دمِ من از دم اوست
هوش مصنوعی: نفس من به من میگوید که مطمئن باش، دوست من، که در این لحظه، زندگی من به زندگی او وابسته است.
چو دم اندر دمت اینجا دمیدم
یقین بر کام دل اینجا رسیدم
هوش مصنوعی: وقتی که نفسم را به اینجا رساندم، مطمئن شدم که به آرزوی قلبیام دست یافتهام.
از آن دم دمدمم آدم نماید
دل عشّاق کلّی میرباید
هوش مصنوعی: هر زمانی که صبح دمیده میشود، دل عاشقان به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و تمام احساساتشان را تحت تأثیر قرار میدهد.
دل عشاق پردرد است از یار
نمیگنجد در این دم هیچ اغیار
هوش مصنوعی: دل عاشقان پر از درد و رنج است و نمیتواند در این لحظه هیچ کسی جز یار خود را تحمل کند.
دل آن دم کآمدم از چاه بر جاه
نمودم سرّ خود با حیدر آنگاه
هوش مصنوعی: زمانی که از چاه بیرون آمدم، در آن لحظه راز و حقیقت وجودم را با حضرت علی در میان گذاشتم.