برگردان به زبان ساده
جُنیدش گفت ای خورشید آفاق
حقیقت هست ایجان جهان طاق
هوش مصنوعی: جُنید به او گفت: ای خورشید، حقیقت در جهان موجود است و این دنیا مانند یک قوس و قزح است.
چنین گفتار او اندر سر دارد
که میبینم ورا از عین کل یار
هوش مصنوعی: او چنین میگوید که در دلش افکاری دارد و من او را از دیدن دوست واقعیاش میشناسم.
خبر دارد ز اسرار حقیقت
دم خود میزند او بیطبیعت
هوش مصنوعی: او از رازهای عمیق حقیقت آگاه است و بدون توجه به شرایط طبیعی خود، درباره آن صحبت میکند.
دم از حق میزند چون یار دیده است
ز جانان معنی بسیار دیده است
هوش مصنوعی: او به خاطر دیدن معشوق، از حقیقت سخن میگوید و معنی عمیقتری را درک کرده است.
دم ازحق میزند در راز مطلق
دمادم گوید اینجاگه اناالحق
هوش مصنوعی: او همواره از حقیقت سخن میگوید و در هر لحظه به صراحت میگوید که اینجا مکان تبارک و رازین است.
دم از حق میزند امروز با ما
یقین ما نیز هم گفتیم زیبا
هوش مصنوعی: امروز حق را به زبان میآورد و ما نیز با اطمینان صحبت کردیم که زیباست.
بشکل و صورت اینجا آدمی است
نهادش جملگی بر مردمی است
هوش مصنوعی: اینجا انسانی وجود دارد که ظاهری دارد، اما همه وجود او بر پایه انسانیت و تعاملات انسانی استوار است.
ولی در باطنش سرّ آله است
ورا اینجاکمال پادشاهست
هوش مصنوعی: اما در دلش یک راز وجود دارد و در اینجا کمال پادشاهی است.
چو عین ظاهر او آشکار است
نمود باطنش هم سرّ یار است
هوش مصنوعی: چشم ظاهر او واضح و روشن است، پس باطنش نیز همانند راز محبوب است.
حقیقت خورده گیرانند اینجا
که راز او نمیدانند اینجا
هوش مصنوعی: اینجا افرادی وجود دارند که به حقیقت مشغول هستند، اما راز آن حقیقت را نمیدانند.
نمیدانند نادان حقایق
همی گیرند بر سلطان دقایق
هوش مصنوعی: ناشناسان واقعیتها را نمیدانند و فقط به ظواهر و امور سطحی تکیه میکنند، در حالی که عمیقترین حقیقتها در دست حکیمان و دانایان است.
به بین تادشمن من چند اینجاست
جهانی پر خروش و بانگ غوغاست
هوش مصنوعی: به من نگاه کن، ببین که دشمن من اینجا چقدر بزرگ است. در اینجا جهانی پر از صدا و هیاهو وجود دارد.
نه بینند هیچ اینجادشمن و دوست
حقیقت مغزبین واز برون پوست
هوش مصنوعی: نه دشمن و نه دوست هیچکدام نمیتوانند درون واقعی انسان را ببینند؛ آنچه مهم است باطن و حقیقت فرد است و نه ظواهر بیرونیاش.
نباشد پوست هرگز در نهانی
بدان گفتم که تا مغزت بدانی
هوش مصنوعی: هرگز نباید در پنهان بمانی؛ به همین خاطر به تو گفتم که درست بفهمی و به عمق موضوع پی ببری.
حقیقت کار اینجا مغز دارد
که این دادار مغز نغز دارد
هوش مصنوعی: این جا اصل و حقیقت کار به فکر و اندیشه بستگی دارد، زیرا این خالق و آفریدگار، اندیشهای عالی و زیبا دارد.
چنان در مغز جان بیهوش بین است
حقیقت این زمان خاموش بین است
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که در درون و نفس انسان، حقیقت و واقعیت وجود دارد، اما در دنیای بیرونی، آن حقیقت به حالت سکوت و عدم نمایان است. به عبارتی، ممکن است در عمق وجود ما درک عمیقی از حقیقت وجود داشته باشد، اما در ظاهر زندگی و شرایط اطراف، این حقیقت دیده نمیشود و به شکل خاموشی باقی مانده است.
همی داند که من اکنون چه گویم
درین گفتن کنون این سر چه جویم
هوش مصنوعی: او میداند که من اکنون چه میگویم، اما در این گفتار، من دنبال چه چیزی هستم.
ولی ما نیز با او یار باشیم
ز سرش نیز برخوردار باشیم
هوش مصنوعی: ما هم باید با او همدل و همراه باشیم و از سر و مزایای او بهرهمند شویم.
چه باید کرد این دم ظاهر یار
بمعنی صورت او نزد اغیار
هوش مصنوعی: در این لحظه چه باید کرد؟ یار به تمام معنا فقط ظاهری است و دیگران چگونگی صورت او را میبینند.
جهانی پرغریو و گفت وگویست
هزاران سر در این معنی چو گویست
هوش مصنوعی: دنیا پر از صدا و گفتوگو است و هزاران نفر در این موضوع همصدا و هماهنگ هستند.
عوام الناس فتوی آوریدند
فغان یکباره آنجا برکشیدند
هوش مصنوعی: مردم عادی نظر دادند و ناگهان فریادی بلند کردند.
هزار و چهارصد فتوی ده راز
مرا گفتند اینجا گاه کل باز
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که در طول هزار و چهارصد فتوا، رازهای مرا به من گفتند و این موضوع به خوبی در این مکان روشن شد.
سه روز است تا که فتوای تمامت
مرا دانند شیخا زین قیامت
هوش مصنوعی: سه روز است که میخواهم تمام وجودم و نتیجهام را بشناسانم، آخوند، این روزها به مانند قیامت برای من است.
تمامت سالکان صورت اینجا
همی گویند کاین منصورت اینجا
هوش مصنوعی: تمام سالکان راه و سلوک به اینجا میرسند و میگویند که اینجا جایی است که مقصود و هدف آنها تحقق یافته است.
بباید کشتنش اینجا بزاری
که تا بینیم اورا پای داری
هوش مصنوعی: باید او را در اینجا بگذاری تا ببینیم آیا میتواند ایستادگی کند یا نه.
بباید سوخت آنگه بعد کشتن
که تا باشد مراورا باز گشتن
هوش مصنوعی: باید پیش از کشتن، به خاطر آتش عشق بسوزم، تا بتوانم دوباره به سوی او بازگردم.
بذات خود نگوید این دگر بار
ز بهر اینش کردستند بردار
هوش مصنوعی: هرگز به خود نمیگوید که چرا این بار به خاطر او این کار را کردند.
من از فتوای ایشان کار کردم
من صادق چنین بردار کردم
هوش مصنوعی: من طبق نظر آنها عمل کردم و از این رو با صداقت این کار را انجام دادم.
تودیدی حال رندان و شنیدی
بغور سرّ او اینجا رسیدی
هوش مصنوعی: تو شک نکن که حال رندان چه طور است و میدانی که هنگام شنیدن راز او، به اینجا آمدهای.
من از فتوی چنین کردم ابا او
که تا کوته شود این گفت و این گو
هوش مصنوعی: من از اینکه چنین حرفی را بزنم جلوگیری کردهام، تا این گفتوگو به زودی تمام شود.
نمیبینی خروش عام انعام
که میگویند چه هم خاص و هم عام
هوش مصنوعی: شنیدهای که مردم به طور کلی درباره نعمتهای خداوند صحبت میکنند و میگویند این نعمتها هم برای خاصها و هم برای عامه مردم است.
بباید کشتن او را بر سر دار
خلایق را همی بهر نمودار
هوش مصنوعی: باید او را برای نشان دادن به دیگران اعدام کرد.
کنون چون واقفی و راز دانی
بگو چیزی که بااو میتوانی
هوش مصنوعی: حالا که از حقیقت باخبر شدی و به رازها آگاهی، بگو چیزی که بتوانی با آن ارتباط برقرار کنی.
مرا بیم عوام الناس باشد
از آن در صورتم وسواس باشد
هوش مصنوعی: من از اینکه مردم عادی دربارهام قضاوت کنند میترسم، به دلیل اینکه در چهرهام نشانههای نگرانی و وسواس دیده میشود.
که ایشان جاهل راهند اینجا
از این معنی نه آگاهند اینجا
هوش مصنوعی: اینان در اینجا نادان و ناآگاهند و درک صحیحی از حقیقت ندارند.
گمان بردار اینجا صاحب دار
نمود عشق او آمد پدیدار
هوش مصنوعی: به گمانم اینجا کسی است که عشقش را نشان داده و حالا خودش آشکار شده است.
حقیقت بود ودید یار دارد
نمودش این چنین برداردارد
هوش مصنوعی: واقعیت این است که وقتی کسی به محبوب یا یار خود نگاه میکند، به این شکل او را درک میکند و از وجود او لذت میبرد.
دم حق یافتست و سرّ مطلق
از آن دم میزند اندراناالحق
هوش مصنوعی: دمی از حقیقت به وجود آمده و راز مطلق از آن دم آشکار میشود. در آن لحظه، حق به طور کامل نمایان میشود.
اناالحق گفت او از روز اول
عوام آخر شدند اینجا معطل
هوش مصنوعی: او از همان روز اول گفت که من حقیقت هستم و مردم عادی در اینجا متوقف شدهاند و به بیراهه رفتهاند.
اناالحق گفته و ایشان شنیدند
حقیقت ظاهرش اینجا بدیدند
هوش مصنوعی: او گفت که من حقیقتی از حق هستم و آنها نیز این حقیقت را شنیدند و آن را به وضوح در اینجا مشاهده کردند.
عوام از وی کجا یابند اسرار
کنون مائیم ز اسرارش خبردار
هوش مصنوعی: عوام از او چگونه میتوانند اسرار را بیابند، اما ما اکنون از آن اسرار باخبر هستیم.
بخواهم کشت من او را بداری
ترا باید نمودن پایداری
هوش مصنوعی: اگر بخواهم او را از بین ببرم، برای این کار نیاز به صبر و استقامت دارم.
تو دانی من ندانم سرّ این مرد
که با او بودهٔ تو صاحب درد
هوش مصنوعی: تو میدانی، اما من نمیدانم راز این مرد چیست که با تو در مشکل و درد شریک بوده است.
تو او را صاحب دردی در اینجا
که تو مانند او فردی در اینجا
هوش مصنوعی: شما در اینجا به کسی اشاره میکنید که دردی را تجربه کرده و شما هم به نوعی او را درک میکنید، زیرا خودتان هم در شرایط مشابهی قرار دارید.
تو او را راز دار و راز دانی
بپرس از وی که تاز و باز دانی
هوش مصنوعی: از او بپرس که رازدار و رازدان است و میتواند به تو بگوید که چه چیزی تازه و چه چیزی تکراری است.
هر آنچه آرزوی تست آن کن
مراد او تو ای شیخ جهان کن
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل داری و میخواهی، درخواست کن تا به آرزویت برسی، ای پیشوای جهانیان.
مراد او بکن امروز اتمام
که خواهی برد در روی جهان نام
هوش مصنوعی: امروز کار خود را به پایان برسان، زیرا این کار به تو در دنیا اعتبار و نامی خواهد بخشید.
بکن اتمام و کارش کن که دانی
حقیقت در یقین بسیار دانی
هوش مصنوعی: کار را به پایان برسان و همه چیز را تمام کن، چون میدانی که در یقین با حقیقت چیزهای زیادی وجود دارد.
در این معنی که او گوید تمامت
حقیقت نام او عیدالسلامت
هوش مصنوعی: او میگوید که تمام حقیقت در نام او نهفته است و این نام «عیدالسلامت» است، که به معنای شادابی و سلامت است.
حقیقت روز اول چون بدیدش
زمانی نزد او خوش آرمیدش
هوش مصنوعی: وقتی حقیقت را در ابتدا دید، کمی زمان گذشت تا او به آن خوشبین شود و آرامش پیدا کند.
چه گفتارش بدید اینجا باسرار
که میزد او اناالحق برسردار
هوش مصنوعی: ببینید چه سخنانی را در اینجا میگوید، که او به سرای حق اشاره میکند.
بپرسیدم ز پیر خویشتن راز
مرا زین سر خبرها داد او باز
هوش مصنوعی: از پیر خود سوال کردم که راز من چیست و او به من از این دنیای پرخبر سخن گفت.
که هان بشنو جنید و باش خاموش
تو همچون دیگران کم گوی و خاموش
هوش مصنوعی: بشنو که جنید چه میگوید و مانند دیگران، کم حرف بزن و ساکت باش.
کشیدستم مر او را نام اینجا
که خواهد خوردن او کل جام اینجا
هوش مصنوعی: او را به اینجا آوردهام تا ببیند که چگونه همه چیز را در این مکان خواهد چشید و از آن بهرهمند خواهد شد.
حقیقت راز دارد در زمانه
میان عاشقان باشد یگانه
هوش مصنوعی: در دنیای عاشقان، حقیقت دارای رمز و رازی است که آنها را به یکدیگر مرتبط میسازد و از دیگران متمایز میکند.
نباشد مثل این کس شیخ دیگر
ببازی ای جنید او راتو منگر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شخصیت خاصی اشاره میکند و میگوید که هیچکس مانند او نیست. او از جنید، یکی از معروفترین صوفیان و عارفان، خواسته میشود که به کسی دیگر نگاه نکند و توجهش تنها به این شخص باشد، زیرا او ویژگیها و فضایل ویژهای دارد. به نوعی، این بیت نشاندهنده اهمیت و برتری این فرد در نظر شاعر است.