برگردان به زبان ساده
مگر یک روز در بازارِ بغداد
بغایت آتشی سوزنده افتاد
هوش مصنوعی: روزی در بازار بغداد آتشی شدید و ویرانگر به وجود آمد.
فغان برخاست از مردم بیکبار
وزان آتش قیامت شد پدیدار
هوش مصنوعی: ناگهان صدای ناله مردم بلند شد و آتش قیامت آشکار گردید.
بره در پیر زالی مبتلائی
عصا در درست میآمد ز جائی
هوش مصنوعی: برهای که در حال پیری و ناتوانی است، با عصایی در دست، از جایی به سمت ما میآید.
کسی گفتش مرو دیوانهٔ تو
که افتاد آتشی در خانهٔ تو
هوش مصنوعی: کسی به او گفت: نرو، ای دیوانهی عشق تو، چون آتش در خانهات افتاده است.
زنش گفتا توئی دیوانه تن زن
که حق هرگز نسوزد خانهٔ من
هوش مصنوعی: زنش به او گفت: تو دیوانهای! تن من را به آتش میکشی، ولی هیچ وقت بر حق من آسیب نمیزنی و خانهام را خراب نمیکنی.
بآخر چون بسوخت آتش جهانی
نبود آن زال را ز آتش زیانی
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی که آتش همه جا را سوزاند، هیچ آسیبی به آن زال (رستم) نرسید.
بدو گفتند هان ای زالِ دمساز
بگو کز چه بدانستی چنین راز
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای زالِ همدم، بگو از کجا فهمیدی که این راز چه بود؟
چنین گفت آنگه آن زال فروتن
که یا خانه بسوزد یا دل من
هوش مصنوعی: زال، فردی تواضعدار، بیان کرد که یا باید خانهام بسوزد یا دل من.
چو سوخت از غم دل دیوانهٔ را
نخواهد سوخت آخر خانهٔ را
هوش مصنوعی: زمانی که دل از ناراحتی بسوزد، دیوانه از سوختن دیگران نخواهد سوخت؛ در نهایت، این خود خانه است که آسیب میبیند.