پسر گفتش دلم حیران بماندست
که بی شه زادهٔ پریان بماندست
چو آن دختر محیّا و عزیزست
بگو باری بمن تا آن چه چیزست
که من نادیده او را در فراقش
چو شمعم جان بلب پُر اشتیاقش
پدر گفت این حکایة پیش او باز
عروسی جلوه داد از پردهٔ راز
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری:مثنوی
منبع اولیه: کتابخانه تصوف
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پسر گفتش دلم حیران بماندست
که بی شه زادهٔ پریان بماندست
هوش مصنوعی: پسر گفت: دلم در حالت حیرت و سرگشتگی مانده است، چون بدون حضور شاهزادهٔ پریان، دلم را رها نکرده است.
چو آن دختر محیّا و عزیزست