برگردان به زبان ساده
چنین نقلست در اخبار کان روز
که برخیزد قیامت وان همه سوز
هوش مصنوعی: در اخبار آمده است که روز قیامت، روزی بسیار سوزناک خواهد بود.
جوانی در میان آید مزیَّن
بگرد او هزاران مقرعه زن
هوش مصنوعی: جوانی خوشچهره و زیبا وارد میشود و دور او هزاران نفر به شادی و هلهله مشغول هستند.
زهر سو راه میجویند آنگاه
جهانی میدهند از بهر او راه
هوش مصنوعی: در هر سمت به دنبال راهی هستند و در نتیجه جهانی را برای او مهیا میکنند تا بتواند مسیر خود را پیدا کند.
بخازن پس خطاب آید ز جبّار
که او را در فلان قصری فرود آر
هوش مصنوعی: در آنجا صدایی از جانب پروردگار خواهد آمد که به او دستور میدهد در قصری خاص فرود آید.
دران قصرش فرود آرند دلشاد
همه حوران ز شوق او بفریاد
هوش مصنوعی: در آن قصر، همه حوریها از خوشحالی به خاطر او به شوق آمده و فریاد میزنند.
دریچه باشد آن قصر نکو را
هزار و دو هزار از هر سو او را
هوش مصنوعی: در آن قصر زیبا، دریچههایی وجود دارد که از همه طرف به تعداد بسیار زیاد او را تماشا میکند.
بهر درکان جوان میبنگرد راست
خدای خویش را بیند که آنجاست
هوش مصنوعی: جوانان به خوشی و شادی نگاه میکنند و در دل خود خدا را میبینند که در آن لحظه حضور دارد.
هزاران درگشاید هر زمانی
زهر در ظاهرش گردد جهانی
هوش مصنوعی: هر زمانی درهای زیادی به روی انسان باز میشود و به گونهای میشود که هر دو جنبه آن به جهانی تبدیل میشود.
ولی در هر جهان از مرد و زن او
نه بیند جز خدای خویشتن او
هوش مصنوعی: در هر دنیایی که مرد و زنی وجود دارد، او فقط خداوند خود را میبیند و توجهی به دیگران ندارد.
دوعالم را تمّنای وصالست
ولیک آن جمله سودای محالست
هوش مصنوعی: دو جهان در آرزوی وصال و دیدار تو هستند، اما آنچه همه در آرزویش هستند، دست نیافتنی و غیرممکن است.
نه هر کس را رسد بوئی از آنجا
نه هر چوگان زند گوئی از آنجا
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند از آن سرزمین عطر و بوی خوشی را احساس کند، و نه هر کسی که در آنجا بازی میکند، میتواند به خوبی از خصوصیات آنجا صحبت کند.
دلی باید ز حق ترسان و بریان
زبانی از رهش پُرسان و ترسان
هوش مصنوعی: دل باید از خدا ترسان باشد و زبان هم باید بهدنبال او بگردد و از او بترسد.
ترا گر با توئی آنست پیشه
که میترسی و میپُرسی همیشه
هوش مصنوعی: اگر با تو هستم، به این دلیل است که همیشه از چیزی میترسی و مدام سوال میکنی.
نهادت جمله این اندیشه گیرد
همه شهر دلت این پیشه گیرد
هوش مصنوعی: وجود تو تماماً سرچشمهٔ این فکر است و تمام شهر دل تو به این کار مشغول است.
که تا یک لحظه بوی آن توان برد
ولیکن از مشام جان توان برد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسان میتواند در یک لحظه بویی را احساس کند و از آن لذت ببرد، اما نمیتواند آن بوی خاص را از درون روح و جانش فراموش کند و از آن فاصله بگیرد.
ترا عمر حقیقی آن زمانست
که جانت در حضور دلستانست
هوش مصنوعی: زندگی واقعی تو زمانی است که روح تو در نزد محبوبت حاضر باشد.
وگر عمر تو بیرون زین حسابست
بهر دم در حسابت صد حجابست
هوش مصنوعی: اگر عمر تو خارج از این حساب باشد، برای هر لحظه از زندگیات پردههایی وجود دارد.