برگردان به زبان ساده
در اوّل روز میشد بشرِ حافی
ز دُردی مست امّا جانش صافی
هوش مصنوعی: در آغاز روز، انسان لخت و عور از شراب مست میشد، ولی دلش پاک و بیآلایش بود.
مگر یکپاره کاغذ یافت در راه
بر آن کاغذ نوشته نامِ الله
هوش مصنوعی: در مسیر خود تکهای کاغذ پیدا کرده است که بر روی آن نام خدا نوشته شده است.
ز عالم جز جَوی حاصل نبودش
بداد و مشک بستد اینت سودش
هوش مصنوعی: او از دنیا چیزی نداشت که بخواهد، فقط سرچشمهای از نعمت یافته بود و این تنها سود او بود.
شبانگه نامِ حق را مردِ حق جوی
بمشک خود معطّر کرد وخوش بوی
هوش مصنوعی: در دل شب، مردی که به دنبال حقیقت است، نام خدا را با مشک خود خوشبو و معطر میکند.
در آن شب دید وقت صبح خوابی
که کردندی به سوی او خطابی
هوش مصنوعی: در آن شب، زمانی که صبح نزدیک میشد، خواب نادیدهای دیدم که به طرف او پیامی داشت.
که ای برداشته نام من از خاک
بحرمت کرده هم خوش بوی و هم پاک
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر تو نام مرا از خاک برداشتند، تو با کرامت خود هم خوشبو و هم پاک شدهای.
ترا مرد حقیقت جوی کردیم
همت پاک و همت خوش بوی کردیم
هوش مصنوعی: ما تو را به فردی حقیقتجو و با همتی پاک و خوشبو تبدیل کردهایم.
خدایا بس که این عطّارِ خوش گوی
بعطر نظم نامت کرد خوش بوی
هوش مصنوعی: خدایا، این عطّار با سخنان شیرینش، عطر زیبای نام تو را پخش کرده است و به خوشبو بودنش افزوده.
چه گر عطّار ازان خوش گوی بودست
که نامت جاودان خوش بوی بودست
هوش مصنوعی: اگر عطّار به زیبایی و شیرینی از تو بگوید، به خاطر اینکه نامت همیشه با عطر و خوش بویی شناخته شده است.
تو هم از فضل خاک آن درش کن
بنام خویشتن نام آورش کن
هوش مصنوعی: تو نیز از نعمتهای آن درگاه بهرهمند شو و با نام خود، آن را به یادگار بگذار.
که جز از فضل تو روئی ندارد
گر از طاعت سر موئی ندار
هوش مصنوعی: جز از بخشش تو، هیچ امیدی نیست و اگر از بندگی تو اندک چیزی هم نداشته باشم.