برگردان به زبان ساده
چنین نقلست کز آحادِ امّت
گروهی را کند بی بهره رحمت
هوش مصنوعی: برخی از افراد در میان جامعه وجود دارند که از رحمت الهی بی بهره ماندهاند.
خطاب آید که ایشان را هم اکنون
سوی دوزخ برید آغشته در خون
هوش مصنوعی: به آنان گفته میشود که همین حالا به سوی جهنم بروید، در حالی که خونین و آلوده هستید.
بآخر بر لب دوزخ بیکبار
ز حق خواهند مهل اندک نه بسیار
هوش مصنوعی: در پایان، مردم در کنار دوزخ خواهند ایستاد و از خداوند درخواست مهلت میکنند، اما این مهلت تنها به مدت کوتاهی خواهد بود و نه به مدت طولانی.
خطاب آید ز حضرت آشکارا
که کاری مینگردد دیر ما را
هوش مصنوعی: پیامی از جانب خداوند به ما میرسد که نگران نباشید، چرا که هیچ کاری نیست که طولانی شود و به تعویق بیفتد.
کنون سالی هزاری نه بعلّت
بفضل این خلق را دادیم مهلت
هوش مصنوعی: حال اکنون هزار سال است که به دلیل مهربانی و لطف این مردم، فرصت و مهلتی به آنها دادهایم.
چنین نقلست ازان قوم جگر سوز
که میگریند این مدّت شب و روز
هوش مصنوعی: این قصه از آن قوم دلشکسته است که به خاطر اندوهشان، روز و شب اشک میریزند.
چو این سالی هزار آید بسرشان
ز حضرت مهلتی باید دگرشان
هوش مصنوعی: وقتی که این سال هزار به پایان میرسد، از آقا باید فرصت دیگری برای آنها در نظر گرفته شود.
دوی دیگر ز حق مهلت ستانند
که تا بر دردِ خود خون میفشانند
هوش مصنوعی: در دور دیگری، حق فرصتی میدهد تا انسانها بر دردها و رنجهای خود گریه کرده و اشک بریزند.
مدام این سه هزاران سال افزون
همی گریند و میگردند در خون
هوش مصنوعی: این سه هزار سال پیوسته در حال گریه و آغشته به خون هستند و به دور خود میچرخند.
که کس یک لحظه با آن قوم مسکین
نگوید کز چه میگرئید چندین
هوش مصنوعی: کسی از آن گروه بیچاره نمیپرسد که چرا اینقدر گریه میکنند و از چه چیزی ناراحت هستند.
بزرگی گفت صد جان پریشان
چو جان من فدای اشکِ ایشان
هوش مصنوعی: یک فرد بزرگ میگوید که قلبها و جانهای زیادی در حال نگرانی و distress (آشفتگی) هستند، و او جان خود را فدای اشک و غم آنها میکند.
که دردی را که آن درمان ندارد
ز حضرت جز دل ایشان ندارد
هوش مصنوعی: دردی که درمانی برای آن وجود ندارد، جز دل خود ایشان، هیچ درمانی ندارد.
ترا تا دردِ بی درمان نباشد
بدرمان کردنت فرمان نباشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که درد بی درمانی نداشته باشی، دستور درمان تو داده نخواهد شد.
همی یک دردش از صد جان ترا به
که دردش از بسی درمان ترا به
هوش مصنوعی: هر چه درد او باشد، بهتر است که من یک بار آن را بچشم و تحمل کنم، تا اینکه درد او از درمانهای متعدد و گوناگونی باشد که نصیب من میشود.
ترا گر بو عُبَیده هست جرّاح
دلت را بر جراحت نیست اصلاح
هوش مصنوعی: اگر بوی خوب از عبیده داشته باشی، پس دل جراحتدیدهات درمان نمیشود.
بپای انداز خود را سرنگونسار
مگر از خاک برگیرد ترا یار
هوش مصنوعی: به تلاش و کوشش خود ادامه بده و اجازه نده که مشکلات باعث شکستت شوند؛ زیرا ممکن است روزی کسی به تو کمک کند و تو را از این وضعیت نجات دهد.
اگر تو برنگیری سر ز پایش
بدست آری کمند دلربایش
هوش مصنوعی: اگر تو از او روی برگردانی، میتوانی با استفاده از جذابیتش دلها را به دام بیندازی.