برگردان به زبان ساده
مگر معشوق طوسی گرمگاهی
چو بیخویشی برون میشد براهی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است معشوق طوسی رنگی بدون هیچ نشانی از خود، به راهی پا بگذارد و در آنجا حاضر شود؟
یکی سگ پیش او آمد دران راه
ز بیخویشی بزد سنگیش ناگاه
هوش مصنوعی: در یک روز، سگی به سمت او در راه آمد و از بیتابی و ترس، ناگهان به آن سگ سنگی انداخت.
سواری سبزجامه دید از دور
درآمد از پسش روئی همه نور
هوش مصنوعی: سواری با لباس سبز از دور دیده شد که از پشت او چهرهای درخشان و نورانی نمایان شد.
بزد یک تازیانه سخت بروی
بدو گفتا که هان ای بیخبر هی
هوش مصنوعی: او با یک تازیانه به شدت بر روی او زد و گفت: "ها! تو که بیخبر هستی."
نمیدانی که بر که میزنی سنگ
که با او نیستی در اصل همرنگ
هوش مصنوعی: نمیدانی که به چه کسی آسیب میزنی، چون خودت از او دوری و در حقیقت هیچ وجه مشترکی با او نداری.
نه از یک قالبی با او بهم تو
چرا از خویش میداریش کم تو
هوش مصنوعی: چرا از خودت او را کمتر میکنی، وقتی که از یک جنس و شکل با هم هستید؟
چو سگ از قالب قدرة جدا نیست
فزونی کردنت بر سگ روا نیست
هوش مصنوعی: مثل این است که سگ هرگز از قید و بند قدرت و توانایی خود جدا نمیشود، بنابراین برتری یافتن بر سگ و افزایش ظرفیت او، جایز نیست. این به نوعی بیانگر محدودیتها و ناتوانیهای طبیعی است.
سگان در پرده پنهانند ای دوست
ببین گر پاک مغزی بیش ازین پوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، نگاه کن که سگان در سایه پنهان شدهاند. اگر ذهنی پاک و خالص داری، باید فراتر از ظاهرها را ببیند.
که سگ گرچه بصورت ناپسندست
ولیکن در صفت جانش بلندست
هوش مصنوعی: هرچند که سگ به لحاظ ظاهری زیبا نیست، اما از نظر صفات روحی و معنوی ارزشمند و بزرگوار است.
بسی اسرار با سگ در میانست
ولیکن ظاهر او سدِّ آنست
هوش مصنوعی: بسیاری از رازها با سگ در ارتباط است، اما ظاهر آن موجب پنهان شدن این رازها میشود.