برگردان به زبان ساده
برای درمنه برخاست آن پاک
درمنه چون برون میکرد از خاک
هوش مصنوعی: چون گل درمنه از خاک سر بر میآورد، به خاطر پاکیزگی و زیباییاش به اوج میرسد.
برون افتاد حالی صرّهٔ زر
ازان غم دست میزد سخت بر سر
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی، حالتی پیدا شده که گویی طلا از قلبم بیرون افتاده و با شدت بر سرم ضربه میزند.
بحق گفتا که کردی تیره روزم
چه خواهم از تو؟ چیزی تا بسوزم
هوش مصنوعی: به درستی گفتی که روزگارم سیاه شده، از تو چه خواستهام؟ چیزی که بتوانم با آن بسوزم.
چرا چیزی دهی از پیشگاهم
که در حالم بسوزد، مینخواهم
هوش مصنوعی: چرا چیزی به من میدهی که از آن نتوانم بهرهبرداری کنم و فقط باعث ناراحتیام شود؟ من به آن نیاز ندارم.
من از تو عدل میخواهم ستم نه
درمنه بایدم امّا درم نه
هوش مصنوعی: من از تو انصاف و عدل میطلبم، نه ظلم و ستم. بایستی در دل من جایی برای انصاف وجود داشته باشد، نه جایی برای ظلم.
اگر تو همّتی داری چو مردان
بهمّت خویشتن را مرد گردان
هوش مصنوعی: اگر تو اراده و تلاش داری، مانند مردان، باید خود را قوی و شجاع بسازی.
ز شاهت گر امید زرّ و سیمست
دل و جان ترا پیوسته بیمست
هوش مصنوعی: اگر امید به طلا و نقره از تو داشته باشیم، دل و جان ما دائماً در ترس و نگرانی خواهند بود.
چرا باید طلب کردن زر و سیم
چو آخر جانت باید کرد تسلیم
هوش مصنوعی: چرا باید به دنبال ثروت و مال باشی، در حالی که در نهایت باید جان خود را تسلیم کنی؟
بترک سیم و زر گو، جان نگه دار
که جان بهتر بسی از سیمِ بسیار
هوش مصنوعی: نقره و طلا را رها کن و خودت را حفظ کن، زیرا جان ارزش بیشتری دارد نسبت به ثروت زیاد.
چنین آوازهٔ محمود ازان یافت
که جان او ز درویشی نشان یافت
هوش مصنوعی: آوازه و شهرت محمود به خاطر این است که روح او به طبیعت درویشی و معنویت دست یافته است.
که گر در ملک کردی کِبر پیشه
نکردی خلق ذکر او همیشه
هوش مصنوعی: اگر در زمینت به خودبزرگبینی مشغول نبودی، مردم همیشه از او یاد میکنند.
چو سلطان میشود از فقر مذکور
توانی شد تو هم در فقر مشهور
هوش مصنوعی: وقتی که یک پادشاه از فقر و مشکلات صحبت میکند، این میتواند باعث شود که تو نیز در مورد فقر خود شناخته شوی و مشهور گردی.
که شاهانی که سِرّ فقر دیدند
پناه از سایهٔ زالی گزیدند
هوش مصنوعی: شاهانی که راز فقر را فهمیدند، از سایهٔ زالی (نابودکننده) پناه گرفتند.