برگردان به زبان ساده
یکی دیوانه چوبی بر نشسته
بتگ میشد چو اسپی تنگ بسته
هوش مصنوعی: یک دیوانه بر چوبی نشسته بود و مانند اسبی که به شدت بسته شده، به حالتی عجیب و افسرده به نظر میرسید.
دهانی داشت همچون گل ز خنده
چو بلبل جوش در عالم فکنده
هوش مصنوعی: او دهانی زیبا و خوش笑 داشته که مانند گل درخشان است و خندهاش شبیه آواز خوش بلبل در دل دنیا طنینانداز میشود.
یکی پرسید ازو کای مردِ درگاه
چنین گرم ازچه میتازی تودر راه
هوش مصنوعی: یک نفر از او پرسید: ای مرد درگاه، چرا اینقدر با اشتياق و حرارت در مسیر خود پیش میروی؟
چنین گفت او که در میدانِ عالم
هوس دارم سواری کرد یک دم
هوش مصنوعی: او چنین گفت که در دنیای گسترده، آرزو دارم تا لحظهای سوار بر اسب شوم و به گشت و گذار بپردازم.
که چون دستم فرو بندند ناکام
نجنبد یک سر مویم بر اندام
هوش مصنوعی: اگر دستم را ببندند و نتوانم کاری انجام دهم، حتی یک تار موی من هم بر تنم حرکت نمیکند.
اگر هستی درین میدان تو بر کار
نصیب خویشتن مردانه بردار
هوش مصنوعی: اگر در این عرصه حضور داری، با جدیت و شجاعت به کار خود ادامه بده و سهم خود را از آن بگیر.
چو از ماضی و مستقبل خبر نیست
بجز عمر تو نقدی ما حضر نیست
هوش مصنوعی: وقتی از گذشته و آینده اطلاعی نیست، تنها چیزی که ارزش دارد، عمر و لحظاتی است که در حال حاضر داریم.
مده این نقد را بر نسیه بر باد
که بر نسیه کسی ننهاد بنیاد
هوش مصنوعی: نقد خود را به نسیه تبدیل نکن، زیرا هیچ کس نمیتواند بر پایهی وعدهها و بر روی کلمات بیاساس، پایه و بنیانی مستحکم بسازد.
چو یک نقطهست از عمر تو بر کار
هزاران چرخ زن بر وی چو پرگار
هوش مصنوعی: عمر تو مانند یک نقطه است، اما میتواند بر کارهای زیادی تأثیر بگذارد. پس با دقت و حوصله به زندگیات ادامه بده و از هر لحظهاش بهرهبرداری کن.
خوشی با نقدِ این الوقت میساز
چو بیکاران به پیش و پس مشو باز
هوش مصنوعی: خوشی را در زمان حال تجربه کن، زیرا همچون افراد بیکار، نه به گذشته فکر کن و نه به آینده.
اگر تو پس روی و پیش آئی
بلای روزگار خویش آئی
هوش مصنوعی: اگر به عقب برگردی و به جلو بیایی، دچار گرفتاریها و مشکلات زندگی خود میشوی.