برگردان به زبان ساده
حسن میشد حسینش بود همبر
بجیحون چون رسیدند آن دو سرور
هوش مصنوعی: در این بیت، به این موضوع اشاره شده است که زیبایی و کمال، در وجود حسین (ع) تجلی یافته است. وقتی آن دو شخصیت بزرگ، یعنی حسن و حسین (ع)، به یکدیگر میرسند، به خوبی و عظمتشان افزوده میشود و این ملاقات نمادین است از ابهت و مقام والای آن دو بزرگوار.
حسن چون بنگریست او را نمییافت
گهی از پس گهی از پیش بشتافت
هوش مصنوعی: وقتی حسن را میدیدی، نمیتوانستی او را به راحتی پیدا کنی؛ او گاهی از این طرف میآمد و گاهی از آن طرف میرفت.
بآخر زان سوی جیحونش میدید
مقام از خویشتن افزونش میدید
هوش مصنوعی: در نهایت، از سوی جیحون به جایگاهی نگاه میکرد که از خود بالاتر و برتر را مشاهده میکرد.
بدو گفت ای حبیب و مرد درگاه
ز من آموختی آخر تو این راه
هوش مصنوعی: به او گفت: ای دوست، تو که در این درگاه آموختی، حالا چرا این مسیر را پیش میروی؟
چنین برآب چون بشتافتی تو
بچه چیز این کرامت یافتی تو
هوش مصنوعی: وقتی که تو به آب روی آوردی و در آن تلاش کردی، این استعداد و شایستگی را به دست آوردی.
حسینش گفت ای استاد مطلق
بدان این یافتم من در ره حق
هوش مصنوعی: حسین به استادش گفت: ای استاد بزرگ، بدان که من این را در مسیر حقیقت پیدا کردم.
که دل کردن سفیدم بود پیشه
ترا کاغذ سیه کردن همیشه
هوش مصنوعی: دل سپردن به تو، کار من بود، اما تو همیشه در حال نوشتن بدیها و سیاهیها هستی.
اگر دل را بگردانی چو مردان
شود خورشید عشقت چرخ گردان
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به سوی عشق هدایت کنی، همانند مردان، عشق تو مانند خورشید در آسمان میدرخشد و جهان را روشن میسازد.
دلی فارغ ز تشبیه وز تعطیل
مبرّا از همه تبدیل و تمثیل
هوش مصنوعی: دل آزادی که هیچگونه تشبیه و تمثیلی به آن تعلق نگرفته و از هر نوع تغییر و تبدیل پاک و بینقص است.
زمانی کُل شده در قدسِ پاکی
زمانی آمده در قید خاکی
هوش مصنوعی: زمانی که همه چیز در مکان مقدسی جمع شده، زمانی روی داده که در قید و بند زندگی مادی و خاکی است.
گهی با خود گهی بیخود دو حالش
که تا هم زین بود هم زان کالش
هوش مصنوعی: گاهی آدم در خود است و گاهی از خود بیخود شده؛ این دو حالت او را همواره در تناقض قرار میدهد، زیرا هم این ویژگی و هم آن ویژگی در وجودش حضور دارد.