برگردان به زبان ساده
چو اسکندر بزاری در زمین خفت
حکیمی بر سر خاکش چنین گفت
هوش مصنوعی: زمانی که اسکندر در زمین خوابیده بود، حکیمی بر سر قبر او این چنین سخن گفت.
که شاها تو سفر بسیار کردی
ولیکن نه چنین کین بار کردی
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو سفرهای زیادی را تجربه کردهای، اما هرگز به این شکل بار را به دوش نکشیدهای.
بسی گِرد جهان گشتی چو افلاک
کنون گشتی تو از گشت جهان پاک
هوش مصنوعی: بسیار در دنیا سفر کردی و تجربیات زیادی کسب کردی، حالا که از گشتن در دنیا فارغ شدهای، میتوانی به معانی و حقیقتهای عمیقتری دست یابی.
چرا چون میشدی میآمدی تو
چرا میآمدی چون میشدی تو
هوش مصنوعی: چرا وقتی که مست میشدی به ملاقات من میآمدی؟ و چرا وقتی میآمدی، مست میشدی؟
نه ازگنج آگهی اینجا که هستی
نه آگه تا که آنجا میفرستی
هوش مصنوعی: نه از ثروتی که در اینجا وجود دارد خبری داری، و نه از آنچه که به آنجا میفرستی اطلاعی.
چرا بایست چندین بند آخر
ازین آمد شدن تا چند آخر
هوش مصنوعی: چرا باید چندین بار به پایان رسیدن بپردازیم تا به آخرین مرحله برسیم؟