برگردان به زبان ساده
بوی زلفت در جهان افکندهای
خویشتن را بر کران افکندهای
هوش مصنوعی: عطر و رایحه موهایت را در سراسر دنیا پخش کردهای و خود را به کنار دریا انداختهای.
از نسیم زلف مشکافشان خویش
غلغلی اندر جهان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با نسیم خوش زلف سیاه خود، صدایی دلنواز و خنک به عالم دادهای.
وز کمال نور روی خویشتن
آتشی در عقل و جان افکندهای
هوش مصنوعی: تو با زیبایی و روشنی وجودت، آتش و شور و شوقی در اندیشه و روح دیگران ایجاد کردهای.
وز فروغ لعل روحافزای خویش
شورشی در بحر و کان افکندهای
هوش مصنوعی: با نور و زیبایی وجود تو، شور و شوقی در دریا و زمین به وجود آمده است.
روز و شب از بهر عاشق خواندنت
نعره در کون و مکان افکندهای
هوش مصنوعی: روز و شب تو را به عشق میخوانند و تو در هرجا و مکانی فریاد میزنی.
می نیایی در میان عاشقان
عاشقان را در گمان افکندهای
هوش مصنوعی: تو به جمع عاشقان نیامدی و با این کار، عاشقان را در حالتی از اشتباه و گمان قرار دادهای.
بر امید وصل در صحرای دل
بیدلان را در فغان افکندهای
هوش مصنوعی: در دل بیخوابان، امید به وصال معشوقی، همچون فریادی در پهنهی دشت طنینانداز شده است.
مرغ دل را بر امید گنج وصل
اندرین رنج آشیان افکندهای
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی دل را در امید رسیدن به وصال محبوب، در این شرایط سخت و دردناک جا دادهای.
روی چون مه زآستین گنج وصل
خون ما بر آستان افکندهای
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه است و این زیبایی و دلربایی باعث شده که خون دل ما را بر درگاه تو بریزند.
هر که را دردی است اندر عشق تو
خویشتن در پیش آن افکندهای
هوش مصنوعی: هر کسی که درد و رنجی به خاطر عشق تو دارد، خود را در برابر تو به نمایش گذاشته است.
دام سودای خود اندر حلق دل
کس چه داند کز چه سان افکندهای
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که دل من چه آرزوهایی را در خود دارد و چطور این آرزوها را در زندگیام ایجاد کردهام.
در بلای نیک و بد عطار را
روز و شب در امتحان افکندهای
هوش مصنوعی: عطار در حال تجربه و آزمایش دائمی است، چه در روز و چه در شب، در مواجهه با مشکلات و نعمتها.