برگردان به زبان ساده
تا دل ز دست بیفتاد از تو
تن به اندوه فرو داد از تو
هوش مصنوعی: هنگامی که دل از تو جدا شد، تن نیز به غم و اندوهی از تو دچار شد.
دل من گشت چو دریایی خون
چشم من چشمهٔ خون زاد از تو
هوش مصنوعی: دل من مانند دریا شده و از شدت غم پر از خون است، چشم من نیز مانند چشمهای از اشک و خون به خاطر تو جاری شده است.
تا دلم بندهٔ سودای تو شد
نیستم یک نفس آزاد از تو
هوش مصنوعی: وقتی دل من به آرزوی تو وابسته شد، دیگر حتی یک نفس هم از تو آزاد نیستم.
چند در خون دلم گردانی
طاقتم نیست که فریاد از تو
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی دل مرا به درد بیاوری؟ دیگر طاقت این درد را ندارم و فقط میتوانم از تو فریاد بزنم.
لیک فریاد نمیدارد سود
گر زیانیم بود باد از تو
هوش مصنوعی: اما فریاد کردن سودی ندارد، اگر ما زیان کرده باشیم، باد هم از توست.
تا ز عمرم نفسی میماند
خامشی از من و بیداد از تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که از عمرم هنوز نفسی باقی است، من همچنان سکوت میکنم و تو به ظلم و بیداد ادامه میدهی.
خامشی به به چنین دل که مراست
شرمم آید که کنم یاد از تو
هوش مصنوعی: سکوت این دل مرا شرمنده میکند و نمیتوانم از تو یاد کنم.
در ره عشق تو شادیم مباد
گر نیم من به غمت شاد از تو
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو خوشحالیم، و ای کاش که هرگز برای غمت شاد نباشم.
شادمانیم نباشد که مرا
کار با درد تو افتاد از تو
هوش مصنوعی: ما خوشحالیم که کار من با درد تو ارتباطی ندارد.
دل عطار چو درد تو نیافت
شد درین واقعه بر باد از تو
هوش مصنوعی: دل عطار هنگام مواجهه با درد تو، در این ماجرا به شدت آسیب دیده و به یکباره تحت تأثیر قرار گرفته است.