برگردان به زبان ساده
گاه لاف از آشنایی میزنیم
گه غمش را مرحبایی میزنیم
هوش مصنوعی: گاهی از دوستی و نزدیکی خود به دیگران صحبت میکنیم و گاهی هم با شوخی درباره غم و ناراحتی او صحبت میکنیم.
همچو چنگ از پردهٔ دل زار زار
در ره عشقش نوایی میزنیم
هوش مصنوعی: مانند سازی که از دل رنجور خود ناله میکند، در مسیر عشق او آهنگی سر میدهیم.
از دم ما می بسوزد عالمی
آخر این دم ما ز جایی میزنیم
هوش مصنوعی: با نزدیک شدن به ما، جهانی به آتش میافتد. در نهایت، این تاثیر ما، حاصل یک لحظه ویژه است که از جایی ناشی میشود.
ما مسیم و این نفسهای به درد
بر امید کیمیایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما در پی دارویی هستیم که به ما کمک کند تا از دردهایمان رهایی یابیم و به زندگی امیدوار باشیم.
روز و شب بر درگه سلطان جان
تا ابد کوس وفایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما همیشه در درگاه سلطان دل، شب و روز، به نشان وفاداری میکوبیم.
پادشاهانیم و ما را ملک نیست
لاجرم دم با گدایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما در اصل پادشاه هستیم و هیچ سلطنتی نداریم، به همین دلیل مجبوریم با افرادی که دارای وضعیت پایینتری هستند ارتباط برقرار کنیم.
ما چو بیکاریم کار افتاده را
بر طریق عشق رایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما که کاری نداریم، کارهای بیسرپرست را به روش عشق مدیریت و راهنمایی میکنیم.
خوان کشیدیم و دری کردیم باز
سالکان را الصلایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما سفرهای گستراندهایم و در را گشودهایم و در حال دعوت از راهروان هستیم تا برای ما نماز و دعا کنند.
نیستان را قوت هستی میدهیم
خویشبینان را قفایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما به نیستان جان میبخشیم و به کسانی که فقط به خودشان فکر میکنند، ضرر میزنیم.
اندرین دریا که عالم غرق اوست
بی دل و جان دست و پایی میزنیم
هوش مصنوعی: در این دریایی که همه در آن غرق شدهاند، ما بدون عشق و زندگی تنها تلاش میکنیم و فعالیت میکنیم.
ماجرای عشق از عطار جو
تا نفس از ماجرایی میزنیم
هوش مصنوعی: ما در مورد عشق، از داستانهای عطار شروع میکنیم و تا لحظهای که نفسمان تحت تأثیر این ماجرا قرار میگیرد، سخن میگوییم.