برگردان به زبان ساده
چون زلف تاب دهد آن ترک لشکریم
هندوی خود کند هر دم به دلبریم
هوش مصنوعی: وقتی که زلفهای آن جوان خوش چهره مانند تارهای ابریشمی میآید و به سمت من تاب میخورد، او هر لحظه دل من را به عشق خود مشغول میکند.
چون زلف کافرش ، آهنگ دین کند
در حال بند کند در دام کافریم
هوش مصنوعی: وقتی او مانند زلفی پیچیده و غافل میشود، من به سمت دین میروم و در همین حال در دام نادرستی گرفتار میشوم.
مویی اگر همه خلق در من نگه کنند
مویی تمام بود زان زلف عنبریم
هوش مصنوعی: اگر همهی مردم هم به من توجه نکنند، یک مو از زلف معشوق برای من کافی است و ارزشمند است.
ای ساقی از می عشق ، دلقم بشو ، بیا
چون دلق زرق هست ، چند از سیه گریم
هوش مصنوعی: ای ساقی، از شراب عشق به من بده، و بیا، زیرا دلق من مانند زرق و برق است. تا کی باید از غم سیاه خود بگویم؟
تا کی ز رد و قبول دردی بیار که من
مست ملامتیم رند قلندریم
هوش مصنوعی: تا کی باید درگیر بحث و جدل باشم؟ من هم مست و دل مشغول هستم و هم بیخیال از سرزنشها، مثل یک رند و قلنده.
تا کی ز روی و ریا ، ساختن بتی ز هوا
زین پس به بتکدهها مرد مقامریم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم به خاطر ظاهربینی و ریاکاری به ساختن بت ادامه دهم. از این به بعد به مکانهای بتکده خواهم رفت و به مقامهای واقعی پرداختم.
گر دی به صومعه در، مرد خلیل بدم
امروز پیش مغان چون گبر آزریم
هوش مصنوعی: اگر دیو را در صومعه ببینم، امروز در کنار مغان مثل گبرها احساس شرم میکنم.
گرچه به صورت ، حال ، از مؤمنان رهم
لیکن ز روی یقین گبرم چو بنگریم
هوش مصنوعی: هرچند که در ظاهر، به جمع مؤمنان تعلق دارم، اما از نظر یقین و ایمان، در واقع به کیفرایان تعلق دارم اگر دقت کنی.
عطار تا که نهاد در راه فقر قدم
کرد آن حقیقت فقر از جان و دل بریم
هوش مصنوعی: عطار هنگامی که قدم به مسیر فقر گذاشت، آن واقعیت فقر را از عمق وجودش درک و احساس کرد.