برگردان به زبان ساده
گرچه در عشق تو جان درباختیم
قیمت سودای تو نشناختیم
هوش مصنوعی: هرچند که در عشق تو جان خود را فدای تو کردیم، اما ارزش و اهمیت عشق تو را درک نکردیم.
سالها بر مرکب فکرت مدام
در ره سودای تو میباختیم
هوش مصنوعی: سالها با تلاش و تفکر مستمر، در مسیر رسیدن به آرزوی تو وقت و انرژی صرف کردیم.
خود تو در دل بودی و ما از غرور
یک نفس با تو نمیپرداختیم
هوش مصنوعی: تو همیشه در دل ما حضور داشتی، اما ما به خاطر تکبر و خودخواهیمان لحظهای با تو ارتباط برقرار نکردیم.
چون بگستردی بساط داوری
پیش عشقت جان و دل درباختیم
هوش مصنوعی: وقتی که محبت و عشق تو را گسترش دادی و شرایط قضاوت دربارهاش را فراهم کردی، جان و دل خود را فدای آن کردم.
بر دوعالم سرفرازی یافتیم
تا به سودای تو سر بفراختیم
هوش مصنوعی: ما در دنیا و آخرت عزت و سربلندی به دست آوردیم، تا برای عشق تو سر خود را خم کنیم و خود را فدای تو کنیم.
آتش عشقت درآمد گرد دل
ما چو شمع از تف آن بگداختیم
هوش مصنوعی: عشق تو همچون آتش به قلب ما نفوذ کرد و ما مانند شمعی که در اثر حرارت میذوب شود، از شدت این عشق ذوب شدیم.
بر امید وصل تو پروانهوار
خویشتن در آتشت انداختیم
هوش مصنوعی: به خاطر امید دیدار تو، مانند پروانه به سوی آتش روانه شدم و خود را در آتش عشق تو انداختم.
گاه چون پروانهای میسوختیم
گاه با آن سوختن میساختیم
هوش مصنوعی: گاهی مانند پروانهای میسوختیم و گاهی با همین سوختن کنار میآمدیم و زندگی میکردیم.
همچو عطار از جهان بردیم دست
تا نوای درد تو بنواختیم
هوش مصنوعی: مانند عطار، از دنیا کناره گرفتیم تا بتوانیم به صدای درد تو گوش بسپاریم.