برگردان به زبان ساده
رفتم به زیر پرده و بیرون نیامدم
تا صید پردهبازی گردون نیامدم
هوش مصنوعی: به زیر پرده رفتم و مدت زیادی در آنجا ماندم، تا زمانی که بالاخره نتوانستم از بازی و ترفندهای دنیا دور بمانم.
چون قطب ساکن آمدم اندر مقام فقر
هر لحظه همچو چرخ دگرگون نیامدم
هوش مصنوعی: من مانند قطبی ثابت و آرام در جایگاه فقر قرار گرفتهام و هر لحظه مانند چرخ دگرگون نشدهام.
بنهادهام قدم به حرمگاه فقر در
تا هرچه بود از همه بیرون نیامدم
هوش مصنوعی: در جستجوی فقر و نیاز، قدم به مکان مقدسی گذاشتهام تا از هر چیزی که دارم، دست بکشم و بیرون نیایم.
زر همچو گل ز صره از آن ریختم به خاک
تا همچو غنچه با دل پر خون نیامدم
هوش مصنوعی: من زر را مانند گل از صره به زمین ریختم تا به مانند غنچه، با دلی پر از درد و غم پیش نیایم.
از اهل روزگار به معیار امتحان
کم نیستم به هیچ، گر افزون نیامدم
هوش مصنوعی: من در میان مردم زمانهام از دیگران کم نیستم، اگر هم برتری ندارم، دستکم کمبود ندارم.
همچون مگس به ریزهٔ کس ننگریستم
هر چند چون همای همایون نیامدم
هوش مصنوعی: من به جزئیات و افتهای دیگران توجه نکردم، هرچند که مانند یک پرندهٔ بزرگ و باعظمت به عرصهٔ بزرگ زندگی نرسیدم.
منت خدای را که اگر بود و گر نبود
در زیر بار منت هر دون نیامدم
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و بزرگی خداوند شکرگزارم که در هر شرایطی، چه موجود باشد و چه نباشد، زیر بار منت دیگران قرار نگرفتم و مستقل ماندم.
هر بی خبر برون درست از وجود من
آخر من از عدم به شبیخون نیامدم
هوش مصنوعی: هر کسی که از حال من بیخبر است، نمیداند که من از چیزی به وجود نیامدهام و اینطور نیست که از عدم به زندگی آمده باشم.
عطار پر به سوی فلک همچو جبرئیل
راه زمین مرو که چو قارون نیامدم
هوش مصنوعی: عطار به آسمان پرواز میکند مانند جبرئیل و به هیچ وجه نمیخواهد به زمین برگردد، چرا که مانند قارون با ثروت و مادیات نیامده است.