برگردان به زبان ساده
عمر رفت و تو منی داری هنوز
راه بر ناایمنی داری هنوز
هوش مصنوعی: عمر تو سپری شده و هنوز هم از خودت یک همراه نداری، هنوز هم در مسیری هستی که ناامنی در آن وجود دارد.
زخم کاید بر منی آید همه
تا تو میرنجی منی داری هنوز
هوش مصنوعی: هر بار که از من گلایه میکنی، زخمهایی که بر دلم نشسته است، دوباره یادآوری میشود، اما حتی با این همه درد و رنج، هنوز تو را در قلبم دارم.
صد منی میزاید از تو هر نفس
وی عجب آبستنی داری هنوز
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشی، گویی صد من میزاید از تو. چه شگفتانگیز است که هنوز باردار و در انتظار به دنیا آوردن هستی.
پیر گشتی و بسی کردی سلوک
طبع رند گلخنی داری هنوز
هوش مصنوعی: تو پیر شدی و سالها در جستجوی حقیقت و سیر و سلوک گذراندی، اما هنوز همان ذات و طبیعت شیطنت آمیز و بازیگوش را داری.
همرهان رفتند و یاران گم شدند
همچنان تو ساکنی داری هنوز
هوش مصنوعی: دوستان و همراهانم رفتند و یاری را نیافتم، اما تو هنوز در دل من جا داری.
روز و شب در پرده با چندین ملک
عادت اهریمنی داری هنوز
هوش مصنوعی: تو هنوز در روز و شب به عادتهای اهریمنی خود مشغولی و با چندین موجودات فرشتهگون در پردهای از غفلت به سر میبری.
روی گردانیدهای از تیرگی
پشت سوی روشنی داری هنوز
هوش مصنوعی: از تاریکی دور شدهای و هنوز به سوی روشنایی حرکت میکنی.
دلبرت در دوستی کی ره دهد
چون دلی پر دشمنی داری هنوز
هوش مصنوعی: دوستی و محبت دلبر از دست تو دور است، چون هنوز در درونت کینه و دشمنی وجود دارد.
میزنی دم از پی معنی ولیک
تو کجا آن چاشنی داری هنوز
هوش مصنوعی: تو به دنبال معنی و مفهوم سخن هستی، اما خودت هنوز آن کیفیت یا توانایی لازم را برای درک آن ندارید.
در گریبان کش سر و بنشین خموش
چون بسی تر دامنی داری هنوز
هوش مصنوعی: در آغوش خود را بکش و ساکت باش؛ زیرا هنوز چیزهای زیادی در دل داری.
خویشتن را میکش و میکش بلا
زانکه نفس کشتنی داری هنوز
هوش مصنوعی: به خودت غلبه کن و مشکلات را از بین ببر، چون هنوز جنبههایی از وجودت هست که باید آنها را تحت کنترل درآوری.
رهبری چون آید از تو ای فرید
چون تو عزم رهزنی داری هنوز
هوش مصنوعی: فرید، زمانی که رهبری چون تو به میدان میآید، هنوز قصد و ارادهای برای گمراه کردن و راهزنی داری.