برگردان به زبان ساده
سر زلف دلستانت به شکن دریغم آید
صفت بر چو سیمت به سمن دریغم آید
هوش مصنوعی: موهاي دلبر تو چونان نرم و لطیف است که من از توصیفش بیم دارم. همچنین، زیبایی چشمانت مانند سیم است و باز هم این زیبایی را نمیتوان به زبان آورد.
من تشنه زان نخواهم ز لب خوشت شرابی
که حلاوت لب تو به دهن دریغم آید
هوش مصنوعی: من به خاطر طعم شیرین لبت، هیچ اشتیاقی به شراب ندارم و این لذت به قدری برایم ارزشمند است که حتی فکرش هم عذابآور است.
مرساد هیچ آفت به تن و به جانت هرگز
که به جان فسوس باشد که به تن دریغم آید
هوش مصنوعی: هیچ آفت و آسیبی به روح و جسم تو نمیرسد، زیرا جان تو مانند جان فسوس است و من از این موضوع غمگینم.
تن کشتگان خود را به میان خون رها کن
که چنان تنی درین ره به کفن دریغم آید
هوش مصنوعی: اجساد کشتهشدگان را در خون رها کن، زیرا مانند این جسم در این مسیر، سزاوار کفن کردن نیست.
ز فرید مینیاید سخن لب تو گفتن
که لب شکر فشانت به سخن دریغم آید
هوش مصنوعی: از شیرینزبانی تو هیچ چیز نمیتوان گفت، زیرا لبت مانند شکر است و من از این که نتوانم از زیبایی کلامت بگویم، ناراحتم.