برگردان به زبان ساده
چون تو جانان منی جان بی تو خرم کی شود
چون تو در کس ننگری کس با تو همدم کی شود
هوش مصنوعی: وقتی تو محبوب من هستی، زندگی من بدون تو چطور میتواند شاداب باشد؟ وقتی تنها به تو نگاه میکنی و به کسی دیگر توجه نمیکنی، چگونه میتوانم با کسی دیگر همنشینی داشته باشم؟
گر جمال جانفزای خویش بنمایی به ما
جان ما گر در فزاید حسن تو کم کی شود
هوش مصنوعی: اگر زیبایی دلانگیز خود را به ما نشان بدهی، جان ما با زیبایی تو افزون خواهد شد و زیبایی تو هر چقدر هم که زیاد باشد، هرگز کم نمیشود.
دل ز من بردی و پرسیدی که دل گم کردهای
این چنین طراریت با من مسلم کی شود
هوش مصنوعی: تو دل من را به تسخیر خود درآوردهای و از من میپرسی که چرا اینگونه بیهدف و آشفتهام. این ارتباط و وابستگی میان ما، چه زمانی به یک امر روشن و واضح تبدیل خواهد شد؟
عهد کردی تا من دلخسته را مرهم کنی
چون تو گویی یا کنی این عهد محکم کی شود
هوش مصنوعی: تو قول دادهای که به من، که دلشکستهام، آرامشی بدهی. حالا منتظرم ببینم این قول و قرار جدی تو کی به عمل درمیآید.
چون مرا دلخستگی از آرزوی روی توست
این چنین دلخستگی زایل به مرهم کی شود
هوش مصنوعی: وقتی که دلم از آرزوی دیدن روی تو خسته است، به این راحتی نمیتوانم دلم را با یک داروی معمولی شفا دهم.
غم از آن دارم که بی تو همچو حلقه بر درم
تا تو از در در نیایی از دلم غم کی شود
هوش مصنوعی: من غمگینم چون بدون تو مانند حلقهای هستم که به در بستهای وصل شده است؛ تا زمانی که تو به در وارد نشوی، دل من چگونه میتواند بیغم باشد؟
خلوتی میبایدم با تو زهی کار کمال
ذرهای همخلوت خورشید عالم کی شود
هوش مصنوعی: من باید با تو تنها نشستم، که این دمی که با تو میگذرانم، چقدر ارزشمند است. هرگز ممکن نیست که حتی یک ذره از نور خورشید با روشنایی عالم در یک جا جمع شود.
نیستی عطار مرد او که هر تر دامنی
گر به میدان لاشه تازد رخش رستم کی شود
هوش مصنوعی: عطار، مردی بزرگ است و اگر کسی در میدان نبرد حتی با دامن تر به مبارزه بپردازد، نمیتواند به رستم تبدیل شود.