برگردان به زبان ساده
تا سر زلف تو درهم میرود
در جهان صد خون به یک دم میرود
هوش مصنوعی: هر بار که موهای تو به هم میریزد و آرامش را از بین میبرد، در این جهان هزاران دل با یک نفس میشکنند.
تا بدیدم زلف تو ای جان و دل
دل ز دستم رفت و جان هم میرود
هوش مصنوعی: وقتی زلفهای تو را دیدم، ای عزیزم، دل من از دست رفت و حالا جانم هم در حال رفتن است.
دل ندارم تا غم زلفت خورم
وین سخن از جان پر غم میرود
هوش مصنوعی: دل من تاب تحمل غم زلفهای تو را ندارد و این حرف از عمق جانم که پر از درد و غم است، سر میزند.
آسمان از اشتیاق روی تو
همچو زلفت پشت پر خم میرود
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر اشتیاقی که به چهرهات دارد، مانند زلفهای تو به سمت پایین خم شده است.
دل در اندوه تو مرد و این بتر
کز پی دل جان به ماتم میرود
هوش مصنوعی: دل به خاطر غم تو پژمرده و این حتی بدتر از این است که جانم به خاطر دل در ماتم میافتد.
میدهی دم میستانی جان من
راستی بیعی مسلم میرود
هوش مصنوعی: تو به من زندگی و انرژی میدهی، اما خودت از من دور میشوی. این واقعاً حقیقتی است که به شکل مسلم وجود دارد.
هر زمانی توبهای میبشکنی
توبه الحق با تو محکم میرود
هوش مصنوعی: هر بار که توبهای را میشکنی، توبه واقعی با تو جدی و محکم میشود.
ناز کم کن زانکه تا خطت دمید
آنچه میرفتت کنون کم میرود
هوش مصنوعی: ناز و دلرباییات را کم کن، زیرا با زیباییات هر چه به کرشمه و شرمت کشیدهای، اکنون به تدریج کمتر میشود.
خون مخور عطار را کز شوق تو
با دلی پر خون ز عالم میرود
هوش مصنوعی: به خاطر شور و شوقی که برای تو دارم، دلم پر از غم و اندوه است و عطار به خاطر این احساسات عمیق، از دنیا میرود. پس به او سخت نگیری و به او اشاره نکن که از درد دلش رنج میبرد.