برگردان به زبان ساده
عقل در عشق تو سرگردان بماند
چشم جان در روی تو حیران بماند
هوش مصنوعی: عقل در عشق تو گیج و حیران است و چشمانم در تماشای تو دائماً در شگفتی و تعجب باقی میمانند.
ذرهای سرگشتگی عشق تو
روز و شب در چرخ سرگردان بماند
هوش مصنوعی: یک ذره از سردرگمی عشق تو در طول روز و شب در چرخش زمان باقی میماند.
چون ندید اندر دو عالم محرمی
آفتاب روی تو پنهان بماند
هوش مصنوعی: وقتی در این دنیا و آن دنیا کسی را نیابم که به زیبایی و حضور تو اهمیت دهد، نور چهرهات همیشه در سایه خواهد ماند.
هر که چوگان سر زلف تو دید
همچو گویی در خم چوگان بماند
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و جذبهی موهای تو را مشاهده کند، مانند گویی است که در میدانی بازی مانده و نمیتواند خود را آزاد کند.
پای و سر گم کرد دل تا کار او
چون سر زلف تو بیپایان بماند
هوش مصنوعی: دل در تلاش است و در عین حال گم شده و سردرگم است، تا اینکه کار او به گونهای پیش برود که مانند پیچیدگی و بیپایانی موهای تو باقی بماند.
هر که یکدم آن لب و دندان بدید
تا ابد انگشت در دندان بماند
هوش مصنوعی: هر کس یک لحظه آن لبها و دندانها را ببیند، تا همیشه انگشتش در دندانش خواهد ماند.
هر که جست آب حیات وصل تو
جاودان در ظلمت هجران بماند
هوش مصنوعی: هر کسی که در پی آب حیات و رسیدن به تو باشد، همواره در تاریکی جدایی باقی خواهد ماند.
ور کسی را وصل دادی بی طلب
دایما در درد بی درمان بماند
هوش مصنوعی: اگر کسی را به وصالت برسانی بدون هیچ خواستهای، او همیشه در درد و رنجی بیپایان باقی خواهد ماند.
ور کسی را با تو یک دم دست داد
عمر او در هر دو عالم آن بماند
هوش مصنوعی: اگر کسی برای یک لحظه با تو ارتباط برقرار کند، عمر او در این دنیا و آن دنیا برای همیشه در یاد تو باقی میماند.
حاصل عطار در سودای تو
دیدهای گریان دلی بریان بماند
هوش مصنوعی: درد و احساس عطار در عشق تو چشمی اشکبار و دلی شکسته را نشان میدهد که در حسرت تو باقی مانده است.