برگردان به زبان ساده
بار دگر پیر ما مفلس و قلاش شد
در بن دیر مغان ره زن اوباش شد
هوش مصنوعی: پیر ما دوباره در حالتی بد و بیپول قرار گرفت و در دل میخانه، به جمع ولگردها و بیسرپرستان پیوست.
میکدهٔ فقر یافت خرقهٔ دعوی بسوخت
در ره ایمان به کفر در دو جهان فاش شد
هوش مصنوعی: در میخانهٔ فقر، ردای ادعا را سوزاندم و در مسیر ایمان، به حقیقت کفر در دو دنیا آشکار شد.
زآتش دل پاک سوخت مدعیان را به دم
دردی اندوه خورد عاشق و قلاش شد
هوش مصنوعی: آتش عشق و دلسوزی، مدعیان را سوزانده و درد و اندوه، عاشق را به وضعیت بدی میکشاند.
پاک بری چست بود در ندب لامکان
کم زن و استاد گشت حیله گر و طاش شد
هوش مصنوعی: در جستجوی حقیقت و پاکی، آدمی نمیتواند از مرزهای طبیعی فراتر برود؛ اما با کاوش و تلاش میتواند به سطوحی عمیقتر از دانایی دست یابد و در این مسیر، هوشمندی و زیرکی خود را به کار گیرد.
لاشهٔ دل را ز عشق بار گران برنهاد
فانی و لاشییء گشت یار هویداش شد
هوش مصنوعی: دل زخمی و خسته از عشق، بار سنگینی را تحمل میکند و به حالت نابودی و بیهدفی میرسد؛ در این حال، محبوب روشن و نمایان میشود.
راست که بنمود روی آن مه خورشید چهر
عقل چو طاوس گشت وهم چو خفاش شد
هوش مصنوعی: واقعاً که وقتی آن ماه مانند خورشید نمایان شد، عقل به زیبایی طاووس تبدیل گشت و خیال به تیرهگی خفاش تغییر پیدا کرد.
وهم ز تدبیر او آزر بتساز گشت
عقل ز تشویر او مانی نقاش شد
هوش مصنوعی: با تأثیر تدبیر او، آزر به سازنده بت تبدیل شد و عقل به واسطه تشویق او به نقاشی مانی تبدیل گردید.
چون دل عطار را بحر گهربخش دید
در سخن آمد به حرف ابر گهرپاش شد
هوش مصنوعی: عطار با دیدن دل خود که مانند دریایی پر از گوهر و زیبایی است، به صحبت آمد و سخنانش همچون ابری که جواهرات را بر زمین میپاشد، سرشار از زیبایی و ارزش شد.