برگردان به زبان ساده
مرا سودای تو جان می بسوزد
چو شمعی زار و گریان میبسوزد
هوش مصنوعی: در دل من عشق تو مانند شمعی در حال سوختن است، به طوری که با هر لحظهای که میگذرد، بیشتر ذوب میشود و غمگینتر میشود.
غمت چندان که دوزخ سوخت عمری
به یک ساعت دو چندان میبسوزد
هوش مصنوعی: غم تو به قدری زیاد است که اگر دوزخ به مدت طولانی بسوزد، در یک ساعت دو برابر آن را میسوزاند.
فکندی آتشم در جان و رفتی
دلم زین درد بر جان میبسوزد
هوش مصنوعی: شما شعله آتش را در وجود من انداختید و از پیش من رفتید، در نتیجه دل من از این درد میسوزد و زجر میکشد.
رخ تو آتشی دارد که هر دم
چو عودم بر سر آن میبسوزد
هوش مصنوعی: چهره تو آتشینی دارد که هر لحظه مانند عودی بر سر آن میسوزم.
چو شمعم سر از آن آتش گرفته است
که از سر تا به پایان میبسوزد
هوش مصنوعی: مانند شمعی هستم که آتش گرفته و در حال سوزاندن خود از ابتدا تا انتها است.
مکن، دادیم ده کین نیم جانم
ز بیدادی هجران میبسوزد
هوش مصنوعی: عشق و جدایی، زندگیام را به آتش کشیده و نمیتوانم با درد ناشی از این فراق کنار بیایم.
بترس از تیر آه آتشینم
که از گرمیش پیکان میبسوزد
هوش مصنوعی: از تیر درد و ناراحتی من بترس، زیرا حرارت آن میتواند پیکان را بسوزاند.
من حیران ز عشقت برنگردم
گرم گردون حیران می بسوزد
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که من در حیرت و سردرگمی باشم و هرگز به عقب برنگردم. در این درگیریهای درونی، چرخش دنیا هم انگار در حیرت و شگفتی است و به شدت میسوزد.
دم گردون خورد آن کس که هرشب
به دم گردون گردان میبسوزد
هوش مصنوعی: آن کس که هر شب به حوادث و چرخشهای دنیا قربانی میشود، در نهایت به دامان خود سرنوشت گرفتار خواهد آمد.
چو در کار تو عاجز گشت عطار
قلم بشکست و دیوان میبسوزد
هوش مصنوعی: زمانی که عطار در کار تو ناامید شد، قلمش را شکست و دیوانش را سوزاند.