برگردان به زبان ساده
آتش عشق آب کارم برد
هوس روی او قرارم برد
هوش مصنوعی: عشق مانند آتش در وجودم شعلهور شده و آرزو و خواستهام برای دیدن او، همه تلاشهایم را تحت تأثیر قرار داده است.
روزگاری به بوی او بودم
روی ننمود و روزگارم برد
هوش مصنوعی: مدتی در زندگیام تحت تأثیر عطر و یاد او بودم، اما او هیچگاه به من توجه نکرد و زمانه هم فرصتم را گرفت.
عشق تا در میان کشید مرا
از بد و نیک برکنارم برد
هوش مصنوعی: عشق مرا از همه چیز، چه خوب و چه بد، دور کرد و به سوی خود کشید.
مست بودم که عشق کیسه شکاف
نیمشب نقد اختیارم برد
هوش مصنوعی: در حالتی کاوشگرانه و غرق در عشق بودم که در نیمههای شب، فرصت و اختیارم از دست رفت و به هدر رفت.
دردییی بر کفم نهاد به زور
سوی بازار دردخوارم برد
هوش مصنوعی: دردی بر دستانم به زور گذاشت و مرا به سمت بازار درد و رنج کشید.
چون دلم مست شد ز دردی او
همچنان مست زیر دارم برد
هوش مصنوعی: وقتی که دلم از درد او پر از شوق و هیجان شد، همچنان مانند دیوانهای هستم که زیر دار دراز کشیدهام.
من ز من دور مانده در پی دل
بار دیگر به کوی یارم برد
هوش مصنوعی: من از خودم فاصله گرفتهام و این بار به دنبال دل، به کوی یار میروم.
نعره برداشتم به بوی وصال
آتش غیرت آب کارم برد
هوش مصنوعی: با شنیدن بوی وصال، تمام وجودم را به هیجان آوردم و احساسات شدید و غیرتم فوران کرد و کارم به جایی رسید که نمیتوانستم خودم را کنترل کنم.
چون بماندم به هجر روزی چند
باز در بند انتظارم برد
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر جدایی مدت زیادی منتظر ماندم، دوباره در دام انتظار گرفتار شدم.
چون ز هستی مرا خمار گرفت
نیستی آمد و خمارم برد
هوش مصنوعی: وقتی که مستی از وجودم پیدا شد، احساس عدم به سراغم آمد و مرا از این حال و حال پرستی که داشتم، دور کرد.
چون شدم نیست پیش آن خورشید
همچو عطار ذرهوارم برد
هوش مصنوعی: وقتی در برابر آن خورشید بزرگ قرار میگیرم، مانند ذرهای کوچک و ناچیز هستم که نمیتوانم هیچگونه وجودی داشته باشم.