برگردان به زبان ساده
عشق تو پرده، صد هزار نهاد
پرده در پرده بی شمار نهاد
هوش مصنوعی: عشق تو مانند پردهای ست که هزاران راز و اسرار را در خود پنهان کرده است و هر پرده، پردههای بیشتری را در دل خود جا داده است.
پس هر پرده عالمی پر درد
گه نهان و گه آشکار نهاد
هوش مصنوعی: در زندگی، هر انسانی با مشکلات و دردهایی مواجه است که گاهی پنهان و گاهی نمایان میشود.
صد جهان خون و صد جهان آتش
پس هر پرده استوار نهاد
هوش مصنوعی: در دل هر سختی و مصیبت، ناامیدی و نابودی نهفته است. هرچند درد و رنج زیادی وجود دارد، اما در پشت هر مشکل، مبنای قوی و استواری وجود دارد که میتواند انسان را به سوی پیروزی و آرامش هدایت کند.
پرده بازی چنان عجایب کرد
که یکی در یکی هزار نهاد
هوش مصنوعی: پردهبرداری به قدری شگفتانگیز و جالب بود که شخصی درون یک شخص دیگر هزار وجود داشت.
پردهٔ دل به یک زمان بگرفت
پرده بر روی اختیار نهاد
هوش مصنوعی: دل در یک لحظه احساسات و رازهایش را پنهان کرد و بر سر اختیار و انتخابش پردهای انداخت.
کرد با دل ز جور آنچه مپرس
جرم بر جان بی قرار نهاد
هوش مصنوعی: او بر دل خود از ظلم و ستم کاری کرده که نپرس؛ گناهی که بر جانش سنگینی میکند و او را ناآرام ساخته است.
جان مضطر چو خاک راهش گشت
روی بر خاک اضطرار نهاد
هوش مصنوعی: زمانی که جان ناچار و بیتاب میشود و همچون خاک در مسیر خود قرار میگیرد، در نهایت به زمین و واقعیتهای دشوار روی میآورد و سر به خاک اضطرار میگذارد.
شیرمرد همه جهان بودم
عشق بر دست من نگار نهاد
هوش مصنوعی: من در تمام دنیا دلیرترین فرد بودم، اما عشق مانند یک نگین در دستان من قرار گرفت.
که بداند که دور از رویت
گل روی توام چه خار نهاد
هوش مصنوعی: کسی که از زیبایی و وجود تو دور است، به خوبی میداند که چطور دوری تو برایش سخت و دردآور است.
دوش آمد خیال تو سحری
تا مرا در هزار کار نهاد
هوش مصنوعی: دیشب، تصور و خیال تو به سراغم آمد و مرا در میان هزاران کار و مشغله غرق کرد.
همچو لاله فکند در خونم
بر دلم داغ انتظار نهاد
هوش مصنوعی: مانند لالهای که در خون غوطهور شده، احساس انتظار عمیقی را در دل من به وجود آورده است.
سر من همچو شمع باز برید
پس بیاورد و در کنار نهاد
هوش مصنوعی: سر من مانند شمع سوخت و قربانی شد و او آن را برداشت و در کنار گذاشت.
چون همی بازگشت از بر من
درد هجرم به یادگار نهاد
هوش مصنوعی: وقتی که همواره از دوری تو رنج میبرم، این درد را به عنوان یادگاری از تو با خود دارم.
هر زمان عقبهای ز درد فراق
پیش عطار دل فگار نهاد
هوش مصنوعی: هر بار که دلتنگی و درد جدایی به سراغم میآید، به عطار، که آدمی دلسوز و مهربان است، پناه میبرم و دلbroken خود را در مقابلش قرار میدهم.