برگردان به زبان ساده
چون لعل توام هزار جان داد
بر لعل تو نیم جان توان داد
هوش مصنوعی: چون زیبایی تو مانند یاقوت گرانبهاست، هزاران جانم را فدای تو میکنم، اما برای تو حتی یک جان ناقص هم در نظر میگیرم.
جان در غم عشق تو میان بست
دل در غمت از میان جان داد
هوش مصنوعی: جانم به عشق تو آکنده از غم است و دل من که به خاطر تو به درد آمده، جان خود را از دست داد.
جانم که فلک ز دست او بود
از دست تو تن در امتحان داد
هوش مصنوعی: جان من که سرنوشت و تقدیرم به دست او بود، اما از دست تو دل و جانم تحت آزمایش قرار گرفت.
پر نام تو شد جهان و از تو
مینتواند کسی نشان داد
هوش مصنوعی: جهان پر از نام تو شده است و هیچکس نمیتواند نشانهای از تو را نشان دهد.
ای بس که رخ چو آتش تو
دل سوخته سر درین جهان داد
هوش مصنوعی: ای بسا افرادی که به خاطر زیبایی تو، دلها آتش گرفته و در این دنیا فریاد و ناله سر دادهاند.
پنهان ز رقیب غمزه دوشم
لعل تو به یک شکر زبان داد
هوش مصنوعی: در پنهان از چشم رقیب، نگاه تو مانند لعل (سنگ قیمتی) من را شیفته کرده و زبانم را به ابراز عشق واداشته است.
امروز چو غمزهات بدانست
تاب از سر زلف تو در آن داد
هوش مصنوعی: امروز که زیبایی چشمانت را دیدم، دیگر تاب تحمل از سر زلف تو بر من تمام شد.
از غمزهٔ تو کنون نترسم
چون لعل توام به جان امان داد
هوش مصنوعی: من اکنون از نگاه و ناز تو نمیترسم، زیرا محبت و جمال تو به من زندگی و امنیت بخشیده است.
دندان تو ، گرچه آبدان است
هر لقمه که دادم استخوان داد
هوش مصنوعی: دندانهای تو هرچند زیبا و دلانگیز هستند، اما هر باری که غذایی به تو دادم، استخوانی سخت و دردناک را تجربه کردم.
ابروی تو پشت من کمان کرد
ای ترک تو را که این کمان داد
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند کمانی بالای سر من قرار گرفته است، ای دختر ترک، تو را به خاطر این کمان زیبا میستايم.
عطار چو مرغ توست او را
سر نتوانی ز آشیان داد
هوش مصنوعی: عطار مانند پرندهای است که نمیتوانی او را از آشیانهاش بیرون کنی.