برگردان به زبان ساده
ای روی درکشیده به بازار آمده
خلقی بدین طلسم گرفتار آمده
هوش مصنوعی: ای آنکس که با چهرهات در بازار ظاهر شدهای، مردمی به خاطر جاذبه و زیبایی تو فریب خوردهاند.
غیر تو هرچه هست سراب و نمایش است
کانجا نه اندک است و نه بسیار آمده
هوش مصنوعی: هر آنچه غیر از تو وجود دارد، فقط توهم و ظاهرگرایی است؛ چرا که در آنجا نه چیزی کم است و نه زیاد.
اینجا حلول کفر بود اتحاد هم
کین وحدتی است لیک به تکرار آمده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در اینجا اتحاد و همبستگی وجود ندارد و به نوعی کفر و جدا بودن از حقیقت حاکم است. هرچند که به ظاهر ممکن است وحدتی وجود داشته باشد، اما این وحدت تنها به دلیل تکرار و رویههای مشابه است و در واقع عمق واقعی ندارد.
یک صانع است و صنع هزاران هزار بیش
جمله ز نقد علم نمودار آمده
هوش مصنوعی: یک سازنده وجود دارد که آثار و دستساختههای بیشماری را خلق کرده است و همه اینها به وضوح نشاندهندهی دانش و مهارت اوست.
بحری است غیر ساخته از موجهای خویش
ابری است عین قطره به بازار آمده
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف موجودیتی میپردازد که مانند دریا، ویژگیهایی خاص دارد، اما این ویژگیها به خود او تعلق ندارند. در واقع، این موجود ترکیبی است از عناصر دیگر و نه آنچه که خودش خلق کرده. همچنین، مانند ابری که در حقیقت قطرهای کوچک است، این موجود به دنیا آمده و در حال حاضر در بستر جامعه یا زندگی قرار دارد.
این را مثال هست به عینه یک آفتاب
کز عکس او دو کون پر انوار آمده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مانند خورشیدی که نور خود را به همه جا منتشر میکند، وجود نیکو و والای انسانی میتواند تاثیر روشنی بر دو جهان (جسم و روح) بگذارد. انگار که از انعکاس نور او، دنیا پر از روشنایی شده است.
دیدی کلام حق، که علیالحق یک است و بس
پس در نزول، مختلف آثار آمده
هوش مصنوعی: میبینی که کلام حقی وجود دارد که تنها یک حقیقت است و در زمینههای مختلف، آثار متفاوتی از آن نازل شده است.
سنگ سیه مبین و یمین اللهش ببین
کانجا جهان است محو جهاندار آمده
هوش مصنوعی: به سنگ سیاه توجه نکن و به دست راست خداوند نگاه کن؛ زیرا آنجا جهانی وجود دارد که در آن، آفریننده جهان به تماشا نشسته است.
یک عین متفق که جز او ذرهای نبود
چون گشت ظاهر این همه اغیار آمده
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقتی واحد و یگانه به شکل واضحی نمایان شد، دیگر هیچ چیز جز آن حقیقت وجود نداشت و تمام پدیدههای دیگر در مقابل آن حقیقت معنادار شدند.
عکسی ز زیر پردهٔ وحدت علم زده
در صد هزار پردهٔ پندار آمده
هوش مصنوعی: عکسی از حقیقت واحد در میان بسیار پردههای خیالات و تصورات ظاهر شده است.
برخود پدید کرده ز خود سر خود دمی
هجده هزار عالم اسرار آمده
هوش مصنوعی: خداوند از وجود خودش، هستی و رازهای بیشمار عالم را به وجود آورده است.
یک پرتو اوفکنده جهان گشته پر چراغ
یک تخم کشته این همه بربار آمده
هوش مصنوعی: یک نور از او منتشر شده و جهان را روشن کرده است، و این همه میوه و برکت از یک دانه خفه شده رشد کرده و آمده است.
در باغ عشق یک احدیت که تافته است
شاخ و درخت و برگ گل و خار آمده
هوش مصنوعی: در باغ عشق، موجودی یکتایی وجود دارد که همهی عناصر طبیعی از جمله درختان، گلها و حتی خاردارها را به وجود آورده است.
بر خویش جلوه دادن خود بود کار تو
تا صد هزار کار ز یک کار آمده
هوش مصنوعی: شما برای نشان دادن خودتان تلاش کردهاید، بهطوری که صدها کار از یک کار ناشی میشود.
از قهر دور مانده و انکار خواسته
وز لطف قرب یافته اقرار آمده
هوش مصنوعی: از خشم دور مانده و خواستهاش را انکار کرده است، اما با لطف و محبت به او نزدیک شده و در نتیجه به حقیقت اعتراف کرده است.
چون در دو کون از تو برون نیست هیچ کار
صد شور از تو در تو پدیدار آمده
هوش مصنوعی: وقتی که هیچ کاری در عالم خارج از تو وجود ندارد، همه این تلاطمها و احساسات از درون تو سرچشمه میگیرند.
زلف تو پیش روی تو افتاده دادخواه
روی تو پیش زلف به زنهار آمده
هوش مصنوعی: زلف تو به زمین افتاده و از خوبیهای تو شکایت میکند، و در عوض، چهره تو به سمت آن زلف برای کمک و نجات آمده است.
بر خود جهان فروخته از روی خویشتن
خود را به زیر پرده خریدار آمده
هوش مصنوعی: شخصی که خود را به دنیا فروخته، اینک از روی هویت خود تحت نقاب خریدار آمده است.
ای ظاهر تو عاشق و معشوق باطنت
مطلوب را که دید طلب کار آمده
هوش مصنوعی: ای کسی که در ظاهر، عاشق و محبوب به نظر میرسی، در باطن، به دنبال خواستههای واقعیات هستی و اکنون کسی که دنبال تو آمده، از تمام اینها آگاه است.
این خود چه نقطهای است که عرق طواف اوست
هفت آسمان مقیم چو پرگار آمده
هوش مصنوعی: این چه نقطهای است که در اطراف آن، عرق و احاطهاش وجود دارد، همانند هفت آسمان که به دور آن میچرخند و به نوعی زیر تاثیر آن نقطه قرار دارند.
آن کیست و از کجاست چنین جلوهگر شده
این چیست و آن چبود در اظهار آمده
هوش مصنوعی: این فرد کیست و از کجا آمده که اینگونه درخشیده است؟ این چه چیز و چه حالتی است که در برابر دیدهها ظاهر شده؟
بویی به جان هر که رسیده ازین حدیث
از کفر و دین هرآینه بیزار آمده
هوش مصنوعی: هر کسی که از این داستان بویی برده باشد، بیتردید از دین و کفر بیزار شده است.
گر هر دو کون موج برآورد صد هزار
جمله یکی است لیک به صد بار آمده
هوش مصنوعی: اگرچه هر دو جهان به طور یکنواخت و پیوسته به وجود میآیند و موجی از حوادث و تغییرات را به وجود میآورند، اما در نهایت همه آنها به یک حقیقت واحد منتهی میشوند که بارها و بارها در پهنه وجود تکرار شده است.
غیری چگونه روی نماید چو هرچه هست
عین دگر یکی است سزاوار آمده
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به غیر خودشان جلوهگر شود، چون هر چیزی در واقعیتی که هست، همانند دیگری است و این موضوع طبیعی است.
این آن قلندر است که در من یزید او
تسبیح در حمایت زنار آمده
هوش مصنوعی: این فرد، همان قلندری است که در درون من یزید، تسبیحش را در حمایت از زنجیر قرار داده است.
اینجا فقیر سوخته بگریخته ز کفر
در چین شده به علم و ز کفار آمده
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی که به فقر دچار شده و از کفر و ناپاکی فرار کرده، به علم و دانش روی آورده و به جمع کافران پیوسته است.
دستم ازین حدیث شده زیر ملحفه
پس چون زنان روی به دیوار آمده
هوش مصنوعی: دستم به خاطر این موضوع پشت پرده رفته و به همین خاطر مانند زنان، سمت دیوار قرار گرفتهام.
بر هر که یک نفس شده این راز آشکار
انفاس بر دهانش چو مسمار آمده
هوش مصنوعی: هر کس که دمی از این راز آگاه شده، کلماتش مانند میخ بر زبانش قرار میگیرد.
با این ستارههای پر اسرار چون فلک
سرگشتگی نصیبهٔ عطار آمده
هوش مصنوعی: عطار با این ستارههای رازآلود و پر از ابهام، به نوعی در مدار سرگشتگی و حیرت قرار گرفته است.