برگردان به زبان ساده
چو میرفتند بر بالای کهسار
نسیم صبحدم آمد به گلزار
هوش مصنوعی: زمانی که صبح با نسیم ملایمش بر قله کوهها میوزید، به باغ گلها آمد.
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان
هوش مصنوعی: بلبل بر دامن او نشسته و با دستانش برای خوشحالی دلش طنین میاندازد.
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز
هوش مصنوعی: نسیم صبح را به حرکت وا میدارد و از آن میخواهد که به سوی معشوق من برود و در آغوش او قرار گیرد.
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بیتو جگر یک قطره خونست
هوش مصنوعی: بگو با من چطور آرامش مییابی، زیرا بدون تو جگرم از یک قطره خون هم بینصیب است.
چنانم در فراقت ای دلآرام
نه صبرم ماند و نی هوش و نه آرام
هوش مصنوعی: در غیبت تو، ای دل، حالتی دارم که نه دیگر توان صبر کردن دارم و نه حُسن فکر و هوشیاری. آرامش هم برایم باقی نمانده است.
دلم مشتاق توست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین
هوش مصنوعی: دل من به شدت به تو craving میکند، ای جان شیرین، مانند اشتیاق خسرو به شیرین.
اگر بار دگر رویت ببینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم
هوش مصنوعی: اگر دوباره تو را ببینم، در یک جای خلوت مدتی پیش تو مینشینم.
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مردهٔ گر زان چه میرم
هوش مصنوعی: اگر غم دنیا را به یک ذره هم نتوانم تحمل کنم، پس مردهام حتی اگر به خاطر آنچه که از آن میرم، زنده باشم.
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد
هوش مصنوعی: جز چشم من هیچکس نمیتواند تو را ببیند، غمهای دنیا و دردهای آن را فقط در کوی تو میتوان مشاهده کرد.
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم
هوش مصنوعی: اگر عمری باقی باشد، در کنار تو میمانم و اگر نه، جانم را برای عشق تو فدای میکنم.