برگردان به زبان ساده
عَجَب مرغیست مرغِ عشق جانا
زبانِ او نداند هیچ دانا
هوش مصنوعی: عجب پرندهایست مرغ عشق که هیچ دانشمندی نمیتواند زبان او را بفهمد.
همیشه او هوایِ جان نوردد
به جز اندر فضایِ دل نگردد
هوش مصنوعی: او همیشه در پی جان و روح انسانهاست و جز در دل آنها قرار نمیگیرد.
به هر جان و دلی گر کوشه گیرد
دو اسبه عقل از آنجا گوشه گیرد
هوش مصنوعی: اگر روح و دل انسان به چیزی علاقهمند شود، عقل او باید از آنجا دوری کند و گوشهگیری اختیار کند.
کُنَد عقلِ تو هر دَم صد عمارت
به یک لحظه کُنَد او جمله غارت
هوش مصنوعی: عقل تو هر لحظه میتواند بناهایی بزرگ بسازد، اما در یک چشم بر هم زدن، آن قدرت تخریب را دارد که همه را نابود کند.
نجوید ز تو هرگز آب و گِل را
ولی قوت از تو خواهد جان و دل را
هوش مصنوعی: هرگز جستجو نمیکند تا از تو آب و گل بگیرد، اما جان و دلش همیشه به قوت تو نیاز دارد.
فرو هرگز نیاید از عمارت
نگنجد شرحِ وصفش در عبارت
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان تمامی ویژگیها و زیباییهای یک بنا را بهطور کامل در کلمات و متن بیان کرد.
نگردد هرگز او گردِ علایق
به جز نامی ندانند زو خلایق
هوش مصنوعی: او هرگز به دور علایق و وابستگیها نمیچرخد و تنها کسانی که نامش را میشناسند، او را میشناسند.
بُوَد او طالب مَردِ مجرّد
پسندش نیست جز فردِ مجرّد
هوش مصنوعی: او کسی است که به دنبال کسی است که مجرد باشد و هیچ چیز جز فرد مجرد او را خوش نمیآورد.
به نسبت بود از جایی که بوید
چو نسبت نیست تَرکِ او بگوید
هوش مصنوعی: اگر رابطهای وجود داشته باشد، از آنجا که نشئه و وجود دارد، وقتی رابطهای نباشد، ترک آن بیان میشود.
نصیبِ خویش را از خویش جویَد
همیشه رازِ خود با خود بگوید
هوش مصنوعی: انسان باید همواره به دنبال آنچه که به خودش تعلق دارد باشد و رازها و درونیاتش را با خود در میان بگذارد.
به گوشِ او توان رازش شنیدن
به دوشِ او توان بارش کشیدن
هوش مصنوعی: به او میتوان گفت که به راحتی میتواند رازی را بشنود و بر دوش او میتوان بار سنگینی را حمل کرد.
گَهی درمان و گاهی درد باشد
گَهی چون خار و گاهی درد باشد
هوش مصنوعی: هر زمان ممکن است که درد و رنج وجود داشته باشد و گاهی نیز ممکن است که حالتی تسکیندهنده یا درمانی ایجاد شود. زندگی میتواند مانند خار باشد که آزار و سختی به همراه دارد یا در لحظاتی آرامش و راحتی را به ارمغان آورد.
گَهی شادی و گاهی غم بود عشق
گَهی ریش و گَهی مرهم بود عشق
هوش مصنوعی: عشق گاهی باعث شادی و گاهی سبب ناراحتی میشود؛ گاهی زخم میزند و گاهی هم تسکیندهنده است.
به خود هم دانه و دامست و هم صید
به خود صیّاد و هم مسّاح و هم قید
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانها هم خودشان به دام میافتند و هم خودشان شکار میکنند. به عبارتی دیگر، فرد میتواند در نقشهای مختلفی مثل صیاد، شکار و حتی کسانی که درگیر در زنجیره طبیعی یا اجتماعی هستند، ظاهر شود. هر کسی ممکن است در وضعیتی قرار گیرد که هم نقش تسلط و هم نقش تسلیم را تجربه کند.
ندیده هر کس او را نه شنیده
تمامت صورتِ او کس ندیده
هوش مصنوعی: هر کس که او را ندیده، همهی زیباییهایش را هم نشنیده است و هیچکس نتوانسته تمام جلوهی او را مشاهده کند.
به بویش جمله خود مدهوش گشتند
همه بیطاقت و بیهوش گشتند
هوش مصنوعی: همه به بوی او مجذوب و بیتاب شدند و به حالت بیهوشی افتادند.
بشر گردد ملک از بهر آن بوی
به عشقِ عشق باشد در تک و پوی
هوش مصنوعی: انسان به خاطر آن عطر و بوی عشق، به موجودی فراتر تبدیل میشود و عشق او را در تلاش و جنب و جوش قرار میدهد.
همه با طالبِ خود میستیزد
به تیغِ شوق خونِ او بریزد
هوش مصنوعی: هر کس با آرزوها و خواستههای خود به مبارزه میپردازد و این مبارزه باعث میشود که آن آرزوها عمیقاً در دلش جاری شوند.
بُوَد مفتون راهِ عشق زنده
حقیقت شاید او را خواند بنده
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، دیوانهای وجود دارد که شاید حقیقت را احساس کند و به آن پاسخ دهد.
چو باز در عشق در پرواز آید
همه صیدی به پیشش باز آید
هوش مصنوعی: وقتی کسی در عشق به اوج و پرواز برسد، تمام کسانی که به دنبال او هستند، به سمت او خواهند آمد.
به جز خونیندلی و جانِ درویش
نه بیند هیچ صیدی لایقِ خویش
هوش مصنوعی: جز درد و رنج و جان شرافتمندانه درویش، هیچ کسی نمیتواند چیزی را که شایستهاش است ببیند یا بدست آورد.
تو تا اوصافِ نفسِ خود ندانی
بمانَد بر تو پوشیده معانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که نتوانی ویژگیهای خود را بشناسی، معانی عمیق برایت پنهان خواهد ماند.
در این رَه رَهزنت نفس است ای جان
قویتر دشمنت نفس است ای جان
هوش مصنوعی: در این مسیر، دشمن تو نفس خودت است، ای جان، بنابراین باید قویتر از آن باشی.