برگردان به زبان ساده
ز سر بیرون کن انکار ای برادر
چو هستی طالب کار ای برادر
هوش مصنوعی: ای برادر، انکار و تردید را کنار بگذار و اقدام کن، چون اگر به چیزی تمایل داری، باید برای آن تلاش کنی.
ترا گفتم مشو منکر بر ایشان
که تاکارت نگردد زان پریشان
هوش مصنوعی: به او گفتم که نسبت به این موضوع انکار نکن، چون این کار باعث نمیشود که وضعیت تو بهتر شود و فقط بیشتر دچار سردرگمی خواهی شد.
ز اصحاب بزرگ این جماعت
بود قومی که دارد استطاعت
هوش مصنوعی: در میان اعضای برجسته این گروه، افرادی هستند که توانایی و استطاعت لازم را دارند.
که با ایشان نظر باشد بشاهد
که تا شاهد بود یکباره زاهد
هوش مصنوعی: کسی که با آنها ارتباط دارد، با نگاهی به معشوق، زاهد و متعهد میشود، زیرا وقتی شاهد زیباییها باشد، تمام دنیا را فراموش کرده و به راحتی از دنیا فاصله میگیرد.
بود عالی مقام و حال ایشان
نداند هیچکس احوال ایشان
هوش مصنوعی: مقام و جایگاه آنها بسیار بلند است، اما هیچکس از وضعیت و حال آنها خبر ندارد.
نباشد رهگذرهاشان بشهوت
بود خالی نظرهاشان ز شهوت
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به راهی برود که پر از هوس و خواستههای نفسانی باشد، نباید در آن مسیر به دیگران نگاه کند؛ زیرا دیدگاهشان تحت تأثیر همان هوسها قرار دارد و خالی از حقیقت و عفت است.
بود پیوندشان از روی معنی
که باشد میل ایشان سوی معنی
هوش مصنوعی: پیوند آنها بر اساس معنا و حقیقت است، بنابراین تمایلشان به سوی معنا و حقیقت نیز هست.
ز بهر آنکه ایشان را در این کار
نماند پردهٔ بر روی اسرار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه آنها در این کار بیپرده و بدون پوشش باقی نمانند، باید اسرارشان فاش نشود.
خودی خویش در وی غرق دانند
میان جام و باده فرق دانند
هوش مصنوعی: انسانها خود را در موجودات دیگر جستجو میکنند و تفاوت میان شراب و جام را درک میکنند.
چنین دانم نباشد حال ایشان
بود این اوسط احوال ایشان
هوش مصنوعی: من میدانم که حال و روز این افراد به این شکل نیست؛ این فقط بخشی از وضعیت آنهاست.
درنگ آنجا کند سال سه و چار
که تا خو گر شود در سر اسرار
هوش مصنوعی: سه یا چهار سال در آنجا صبر کن تا اینکه از خواب غفلت بیدار شوی و به عمق رازها و حقیقتها پی ببری.
کند اندر فضای خویش پرواز
بسر حد بلوغ خود رسد باز
هوش مصنوعی: در فضای زندگیاش به پروازی مشغول است و سپس به مرحلهای از پختگی و رشد میرسد.
از آن پس شاهد و زاهد نگویند
بجز اندر ره وحدت نپویند
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، نه شاهد (عاشق) و نه زاهد (زاهد و پرهیزکار) چیزی نخواهند گفت، مگر اینکه در مسیر وحدت قدم بگذارند.
نشانها باشد ایشان را درین کار
که تا منکر نگردد کس ز اعیار
هوش مصنوعی: این افراد برای این کار نشانههایی دارند که هیچکس نتواند آنها را انکار کند.
بگویم زو نشانی زود دریاب
که تا بیدار گردی یک ره از خواب
هوش مصنوعی: بگو تا بفهمی و متوجه شوی که اگر دیر بجنبی، ممکن است فرصتی برای بیدار شدن از خواب غفلت نداشته باشی.
نشان آنکه شاهد باز باشد
بشاهد بر ازو صد ناز باشد
هوش مصنوعی: نشان آن که معشوق دلربا باشد، این است که از او صدها ناز و کرشمه به نمایش گذاشته میشود.
کشد هر لحظه صد درد و بلایش
درافتد هر دمی صد ره بپایش
هوش مصنوعی: در هر لحظه میتواند صدها درد و رنج به سراغم بیاید و هر آن ممکن است مشکلات و بحرانهای جدیدی برایم پیش بیاید.
بصد زنجیر او را بست نتوان
بسر آید بر او ازدل و جان
هوش مصنوعی: او را با صد زنجیر بستن، از دل و جان نمیتوان از او رهایی یافت.
نه زو وصل و کنار و بوس جوید
همیشه بر طریق شرع پوید
هوش مصنوعی: او همیشه به دنبال وصل و نزدیکی و بوسه نیست، بلکه بر راهی که مطابق با دین و شریعت باشد، قدم میگذارد.
بدیدار مجرد زو بود خوش
نگردد هرگز از چیزی مشوش
هوش مصنوعی: دیدار با شخصی که تنها و بینظیر است، خوشایند است و هیچ چیز نمیتواند این خوشحالی را تحت تأثیر قرار دهد.
نشان دیگر آن باشد در آن حال
که شاهد باصلاح آید ز احوال
هوش مصنوعی: این نشان دیگری است که در زمانی خاص اتفاق میافتد، وقتی که معشوق به زیبایی و کمال در میآید و حالتی خاص را پیدا میکند.
اگر باشد ز عصیان اندرو دود
صلاحیت درو پیدا شود زود
هوش مصنوعی: اگر در دل کسی نافرمانی وجود داشته باشد، به زودی نشانههای نیکی و شایستگی در او نمایان خواهد شد.
کند یک ره بترک او فسق و عصیان
نپوید جز براه شرع و ایمان
هوش مصنوعی: اگر فردی بخواهد راهی را در پیش بگیرد که از گناه و نافرمانی دور باشد، فقط میتواند از مسیری که مطابق با قوانین دین و ایمان است، حرکت کند.
شود صاحب ولایت شاهد او
بر او یابد هدایت شاهد او
هوش مصنوعی: کسی که به مقام ولایت میرسد، با توجه به مشاهدهای که از او دارد، راهنمایی و هدایت میشود.
اگر او از پی شاهد دهد جان
بود در عشق او مدهوش و حیران
هوش مصنوعی: اگر او با دیدنش برای من نشانهای بفرستد، در عشق او جانم را در خطر میاندازم و کاملاً متعجب و شگفتزده میشوم.
رود او از پی شاهد پیاپی
ازو بگریز و میکن از وی انکار
هوش مصنوعی: رود به خاطر عشق و زیبایی مداوم او به سوی جایی میرود، اما تو باید از او دوری کنی و انکارش کنی.
بود شیطان همیشه هم براو
نباشد هیچ چیزی در سر او
هوش مصنوعی: همیشه شیطان به فکر بدیهاست و هیچ چیز غیر از این در ذهنش نمیگنجد.
بگفتم با تو سرّ کار شاهد
بجان ودل شنو این راز زاهد
هوش مصنوعی: گفتم که با تو بیپرده دربارهی کار محبت و عشق صحبت کنم، به جان و دلت گوش کن که این راز را از زاهدان و پرهیزکاران بشنو.
بود نادر چنین مرد یگانه
که شاهد باشد او را زین بهانه
هوش مصنوعی: نادر مردی بینظیر بود که به خاطر این دلیل، شاهدی بر او وجود داشت.
بود این حال خاص الخاص مردان
کسی را نبود انکاری بر ایشان
هوش مصنوعی: این وضعیت ویژه و خاص مردان، به گونهای است که هیچکس نمیتواند بر آنها اعتراضی بکند یا آن را انکار کند.
نباشد کار ایشان جز عطائی
ز عیبی دور و خالی از ریائی
هوش مصنوعی: کار آنها تنها باید بخشش و عطا باشد، بدون هیچ عیب و نقصی و خالی از هرگونه ریا و تظاهر.
ز من گر طالبی بشنو تو یارا
دو فرنه دان تمامت اولیا را
هوش مصنوعی: اگر در جستجوی من هستی، ای دوست، به شنیدن بپرداز! تمام آگاهان و اولیای الهی را بشناس.