برگردان به زبان ساده
والی اقلیم عرفان بایزید
آنکه دایم بود عشقش بر مزید
هوش مصنوعی: حاکم سرزمین عرفان بایزید، کسی است که همیشه عشقش به کمال و پیشرفت فزاینده است.
گفت حق فرمود الهامی بدل
آمد آوازی و اعلامی بدل
هوش مصنوعی: خداوند سخن گفت و پیامی نو را برای من فرستاد که به صورت آواز و اطلاعیهای جدید مطرح شد.
که خزینه ما ز هر جنسی پر است
اندرین گنجینه هر نقدی دراست
هوش مصنوعی: خزانه ما از هر چیزی پر است و در این گنجینه، هر چیزی که ارزشمند باشد، وجود دارد.
طاعت مقبول خود اینجا بسی است
خدمت لایق بسی با هر کسی است
هوش مصنوعی: در اینجا یادآوری میشود که در انجام کارهای خوب و خدمت به دیگران، اهمیت و ارزش زیادی وجود دارد و با هر فردی میتوان به گونهای مناسب خدمات شایستهای ارائه داد.
علم و اسرار و معارف بی حد است
زهد و تقوی بی حساب و بیعداست
هوش مصنوعی: دانش و رازها و آگاهیها به حد و اندازهای نامحدود هستند و پرهیزگاری و تقوا نیز قابل شمارش و سنجش نیستند.
این اشارات و ارادات و فنون
خود ز بسیاریست از احصاء فزون
هوش مصنوعی: این نشانهها، احترامها و مهارتها به خاطر کثرت و تنوعی است که وجود دارد و نمیتوان به طور کامل آنها را شمرد و حساب کرد.
گر مرا خواهی بیا چیزی بیار
کان نباشد نزد من ای مرد کار
هوش مصنوعی: اگر مرا میخواهی، چیزی بیاور که در نزد من نباشد، ای مرد کار.
گفتم آن چیزی که نبود مر ترا
خود چه باشد گو الهی مر مرا
هوش مصنوعی: گفتم آنچه که برای تو وجود ندارد، خودت چه میدانی؟ ای خدا، حال من چه خواهد شد؟
گفت آن عجز است و خواری و نیاز
نیستی و درد و سوز جانگداز
هوش مصنوعی: او میگوید که ناتوانی و ذلت، زحمت و آلام شدید روحی نیست.
فقر و مسکینی ز خود آوارگی
دلشکسته بودن و بیچارگی
هوش مصنوعی: فقر و بی پولی باعث رنج و شکستگی روح انسان میشود و او را به حالتی درمانده و آواره میکند.
عارفان را اینچنین آمد خطاب
خویشتن بین کی بود ز اهل صواب
هوش مصنوعی: عارفان به خودشان خطاب میکنند و میپرسند که آیا از اهل حقیقت و درستی هستند یا خیر.
مرد رعنا دان که از حق غافلست
در طریق اهل عرفان جاهلست
هوش مصنوعی: مردی که از حقیقت و واقعیت غافل است و در راه شناخت عارفانه گام برمیدارد، در واقع نادان است.
رهروانی کاندرین ره رفته اند
اینچنین هشیار و آگه رفته اند
هوش مصنوعی: کسانی که در این راه قدم گذاشتهاند، به طور هوشیار و آگاه به پیش رفتهاند.
هستی خود از میان برداشتند
خویش را معدوم محض انگاشتند
هوش مصنوعی: آنها وجود خود را نادیده گرفتند و خود را به طور کامل بیمعنا و غیرموجود تصور کردند.
دایۀ خود را بجستند این فریق
بیخود از خود رفته اند اندر طریق
هوش مصنوعی: این گروه که از خود بیخبر شدهاند، به دنبال دایهای هستند که آنها را راهنمایی کند.
کرده اند ایشان به راه ذوالمنن
ذل و خواری را شعار خویشتن
هوش مصنوعی: آنها در مسیر زندگی خود، ذلت و خواری را به عنوان نماد و ویژگی اصلی خود انتخاب کردهاند.
در خور عارف نباشد ما و من
اندرین ره بی منی باید شدن
هوش مصنوعی: در مسیر عرفان، صحبت از خود و منیت جایی ندارد. برای پیشرفت در این راه، باید از خودگرایی و "من" فاصله گرفت و به بیخودی و فناء در حقیقت رسید.
چون تو من گویی بود بی شک دو من
من کجا گنجد به راه ذوالمنن
هوش مصنوعی: اگر تو مانند من باشی، بدون تردید دو وجود مثل من نمیتواند در یک راه بگنجد.
بهر جنت زاهدان را جست و جوست
در دل عاشق نگنجد غیر دوست
هوش مصنوعی: زاهدان برای بهدست آوردن بهشت و نیکیها تلاش میکنند، اما دل عاشق تنها عشق و دوست را میپذیرد و هیچ چیز دیگری در آن جا نمیشود.
عاشقانت را به جان باشد مرید
هر کسی کو لذت عشقت چشید
هوش مصنوعی: عاشقان تو به عشق و محبت خود ادامه میدهند و هر کسی که طعم عشق تو را بچشد، به دنبال تو میگردد.