برگردان به زبان ساده
وز آنجای با لشکرش یکسره
به یک هفته آمد برِ قاقره
هوش مصنوعی: و از آنجا با تمام سپاهش در یک هفته به قاقره رسیدند.
خبر زی جزیره شد اندر زمان
بیآمد برون لشکر بدگمان
هوش مصنوعی: در زمان خاصی، خبرهای مشکوکی درباره جزیره به گوش رسید و باعث شد که لشکری با دلهای نگران و بدگمان به آنجا بیاید.
بدیدند هفتاد کشتی به راه
همه بادبان بر کشیده به ماه
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به یک صحنهی زیبا و پرهیجان است که تعداد زیادی کشتی در دریا در حال حرکت هستند. همهی کشتیها برای بهرهبرداری از باد، پارچههای بزرگشان را بالا کشیدهاند و در نور ماه در حال پیشرویاند. این تصویر حس و حال قدرت و زیبایی سفر دریایی را به تصویر میکشد.
چو کوهی روان هر یکی بادوار
به هر کُه بر ابری ز بر سایه دار
هوش مصنوعی: هر یک از بادها مانند کوهی بزرگ و قدرتمند است که بر روی هر قلهای سایهای از ابرها میافکند.
چو در سبز دشتی سواران جنگ
ازو هر سواری درفشی به چنگ
هوش مصنوعی: هنگامی که سواران جنگی در دشت سبز به حرکت درمیآیند، هر کدام از آنها پرچمی در دست دارند.
چو بر روی گردون پراکنده میغ
همه میغ پر برق و تابان ز تیغ
هوش مصنوعی: زمانی که ابرها در آسمان به طور گسترده پخش میشوند، تمام آن ابرها برقدار و درخشان مانند تیغهای تیز و تابان به نظر میرسند.
سبک رزم را لشکر آراستند
به کوشش همه شهر برخاستند
هوش مصنوعی: لشکر به منظور آمادهسازی جنگ، با تلاش و کوشش بسیار، همه جا را به فعالیت و جنب و جوش درآوردند.
برآمد به خشکی جهان پهلوان
بزد صف کین با دلاور گوان
هوش مصنوعی: جهان قهرمان از خشکی خارج شد و با دلاوران گوان به جنگ و نبرد پرداخت.
غَو کوس و نای نبردی بخاست
زمین گرد شد گشت با چرخ راست
هوش مصنوعی: در این بیت، نویسنده به توصیف حالت جنگ و نبرد میپردازد. صدای سازها و نواها به گوش میرسد و زمین به خاطر آن درگیری و کشمکش در تلاطم است. به عبارت دیگر، در اثر جنگ و نزاع، اوضاع به هم ریخته و تغییر کرده است.
نبد راه ایرانیان زی گریغ
ز پس موج دریا بُد و پیش میغ
هوش مصنوعی: ایرانیان هرگز از سر موج دریا به عقب برنمیگردند و همیشه به سمت پیش میروند.
بکردند رزمی گران بس شتاب
به خون بر زمین شد چو کشتی بر آب
هوش مصنوعی: رزمیکاران با سرعت و شجاعت به نبرد پرداختند و مانند کشتیای که بر روی آب غوطهور میشود، خون بر زمین ریخت.
صف از رمح دیوار نی بسته شد
ز هر گوشه پیکار پیوسته شد
هوش مصنوعی: حضور جنگجویان در میدان نبرد هر گوشه را پر کرده و دیوار دفاعی به سختی مستحکم شده است.
به گردون رسید از بس آشوب جنگ
به دریا نهیب و به کوه آذرنگ
هوش مصنوعی: به خاطر شدید بودن جنگ ها، آسمان در حالت آشوب قرار گرفته و دریا نیز به تلاطم افتاده و کوه ها نیز رنگ آتش به خود گرفته اند.
جهان نعره مرد جنگی گرفت
خور از رنگ خون چهر زنگی گرفت
هوش مصنوعی: جهان به صدا درآمد و مرد جنگی فریاد زد، خورشید با رنگ خون، صورتش تغير پیدا کرد.
نوند یلان بد عنان دار میغ
به کف بر درخش روان بار تیغ
هوش مصنوعی: شجاعان سوار بر اسبهای تندرو، با دستانی پر از شراب، همچون تیغی درخشنده از در میگذرند.
ز پیکانها خون به جوش آمده
کمان گوشها نزد گوش آمده
هوش مصنوعی: از تیرها خون به غلیان درآمده، و صدا به گوشها رسیده است.
ز شمشیر شیران پر از ماز ترگ
ز گرز دلیران به پرواز مرگ
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن دلیری و شجاعت است. در آن به قدرت و توانایی شیران و جنگجویان اشاره میشود که در نبرد با مرگ و خطرات، همواره آماده و پادافره هستند. به نوعی، زندگی و مرگ در یک نبرد دائم به تصویر کشیده شده و شجاعت در مقابل چالشها بیان شده است.
سواران ز خون لاله کردار چنگ
پیاده چو مصقول دامن به رنگ
هوش مصنوعی: سواران با سرخی خون لالهها زینت میگیرند و دامن پیادهنظام مانند که کلاهی به رنگ زیبا و درخشنده دارد.
ز بس تن به شمشیر بگذاشته
چنان ژرف دریا شد انباشته
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه افراد زیادی در جنگ و نبرد به شمشیر سپرده شدهاند، به قدری این موضوع عمیق و گسترده شده که مانند دریایی پر از مصیبت و خسارت به نظر میرسد.
یکی میغ بست آسمان لاله گون
درخش وی از تیغ و باران ز خون
هوش مصنوعی: یکی به آسمان رنگ سرخی را به نمایش گذاشت و این رنگ ناشی از ترکیب باران و خون است.
شه قاقره تاخت از قلبگاه
پیاده بَرِ پهلوان سپاه
هوش مصنوعی: شاه قاقره با شجاعت و قدرت از دل میدان نبرد به سمت پهلوانان سپاه میرود.
گران استخوان شاخ ماهی به دست
زدش بر سپر خرد بر هم شکست
هوش مصنوعی: او با دستی که استخوانی سنگین در آن بود، ضربهای به سپر زد و آن را خرد کرد.
نیامد به گرد سپهبد گزند
سبک جست چو نره شیری ز بند
هوش مصنوعی: سپهبد در برابر آسیبها و خطرات مقاوم و بیمنزلت است، مانند شیر نر که به راحتی از بند و زنجیر رها میشود و با قدرت عمل میکند.
چنان زدش بر گردن از خشم تیغ
کجا سرش چون ماغ شد بر به میغ
هوش مصنوعی: او از شدت خشم، چنان ضربهای به گردن او زد که سرش به مانند پرندگان بر زمین افتاد و بیجان شد.
گریزان شد آن لشکر قاقره
نه شان میمنه ماند و نه میسره
هوش مصنوعی: آن لشکر قاقره فرار کرد و نه جناح راست آنها باقی ماند و نه جناح چپ.
دلیران ایران به خشم و ستیز
پی گردشان برگرفتند تیز
هوش مصنوعی: جوانمردان ایران به خاطر خشم و جنگ، با سرعت و جدیت به سوی دشمنان خود حرکت کردند.
بکشتند از ایشان کرا یافتند
به تاراج زی شهر بشتافتند
هوش مصنوعی: همه کسانی را که توانستند پیدا کنند، کشتند و به سرعت از شهر فرار کردند.
به غارت همه شهر کردند پاک
به شمشیر کردند خلقاش هلاک
هوش مصنوعی: آنها با شمشیر به سراغ همه مردم شهر رفتند و موجب نابودی و ویرانی آنها شدند.
گرفتند چندان بی اندازه چیز
که نادید کس هم بنشیند نیز
هوش مصنوعی: چندین چیز به قدری زیاد گرفتهاند که حتی کسی نمیتواند در کنار آنها بنشیند.
هم از سیم و گوهر هم از زر و مشک
هم از عود تر هم ز کافور خشک
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف زیباییها و ارزشهای مختلف میپردازد. از فلزات و سنگهای گرانبها مانند نقره و طلا گرفته تا عطرها و مواد خوشبو همچون مشک و عود، و همچنین اشاره به کافور خشک میکند. به طور کلی، به تنوع و زیباییهای طبیعی و محصولات باارزش اشاره دارد.
سوی کاخ شه سر نهادند زود
به تاراج بردند از آن هر چه بود
هوش مصنوعی: زود به کاخ پادشاه حمله کردند و هر چیزی که در آنجا بود را به غارت بردند.
چه جفتش چه خوبان آراسته
چه از بی کران گونه گون خواسته
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و تنوعی اشاره دارد که موجودات مختلف دارند. نمایش زیبایی و جذابیت آنها در مقابل یکدیگر، نشاندهندهی خواستهها و درخواستهای بیپایان و متفاوتی است که در دنیا وجود دارد.
یکی کاخ دیدند نو شاهوار
به زر و گهر کرده یکسر نگار
هوش مصنوعی: یک قصر جدید و زیبا را دیدند که به طور کامل با طلا و جواهرات تزئین شده بود، به شکلی که مانند یک شاهزاده به نظر میرسید.
ز عنبر یکی باره دیوار بام
زمین سوده کافور و در عود خام
هوش مصنوعی: از عطر عنبر و بوی کافور، بوی خوشی از دیوار بام زمین به مشام میرسد، و در کنار آن نیز بوی عود سوخته حس میشود.
بکندند و بومش بر انداختند
همه کاخ و ایوان بپرداختند
هوش مصنوعی: آنها ساختمانها و کاخها را ویران کردند و همه چیز را از بین بردند.
اسیران ایران گره را ز بند
گشادند نادیده یک تن گزند
هوش مصنوعی: زندانیان ایران زنجیرها را گشودهاند و هیچکس به آسیب آنها توجهی نمیکند.
ز شهر دگر هر چه آورده بود
اگر خواسته بود اگر برده بود
هوش مصنوعی: از شهری دیگر هر چیزی که آورده بود، اگر چیزی خواسته بود یا برده بود.
چهل کشتی از وی بینباشتند
وز آنجا ره طنجه برداشتند
هوش مصنوعی: چهل کشتی از او آماده کردند و از آن مکان به سمت طنجه رفتند.
همه طنجه از شادی آذین زدند
به ره کله از دیبه چین زدند
هوش مصنوعی: همه به شادی و خوشحالی در خیابانها جشن برپا کرده و زینت دادهاند و پیکرههای زیبایی را به نمایش گذاشتهاند.
جهانی به نظاره منهراس
گرفته ز دیدنش هرکس هراس
هوش مصنوعی: جهانی به تماشای من آمدهاند و از دیدن من هر کسی ترسیده است.
چپ و راست هر سوش دو زنده پیل
وی اندر میان همچو کوهی ز نیل
هوش مصنوعی: هر طرف او دو فیل زنده دارد و او در وسط مانند کوهی از نیل است.
روان چار کوهاند گفتی بپای
ببسته به یک میل جنبان ز جای
هوش مصنوعی: انگار روان چهار کوه به هم قفل شدهاند و با یک تکان از جایشان حرکت میکنند.
دو بازو به زنجیرها کرده بند
به هم بسته در پای پیلان زند
هوش مصنوعی: دو دستان خود را به زنجیر بسته و به هم اتصال داده و در پای فیلها گرفتار کرده است.
به پیلان بر از زورش آسیب کوس
غریوش چو اندر کُه آوای کوس
هوش مصنوعی: وقتی که فیلها از قدرتشان آسیب میبینند، صدای نعرهشان در کوهها میپیچد.
ز بانگ و دمش هر کجا شد به راه
زمین بود جنبان و گردون سیاه
هوش مصنوعی: از صدای او و حضورش در هر کجای زمین، همه چیز به حرکت درمیآید و آسمان تیره و تار میشود.
همه راه تا خانه شهریار
بُد از زر و دُر پهلوان را نثار
هوش مصنوعی: تمام مسیر تا خانه شاه از طلا و جواهر اختصاص دارد و به پهلوان تقدیم میشود.
ز بس گوهر اندر کنار و به خم
همه پشت جنبندگان بُد به خم
هوش مصنوعی: به خاطر وجود جواهرات فراوان در کنار و درون ظروف، همه موجودات زنده در آن مکان به حرکت درآمدهاند.
بدون هرکس از خرمی سور کرد
کز ایشان بدِ دشمنان دور کرد
هوش مصنوعی: هر کس به تنهایی از خوشحالی عیش و نوش کرد و از میان آنها دشمنان را دور کرد.
یکی مه سپهبد بر شاه بود
که رفتنش چون سر ماه بود
هوش مصنوعی: یکی از فرماندهان برجسته مانند ماه تمام درخشان و زیبا بود که رفتنش از لحاظ تاثیر و اهمیت، مانند نمایان شدن ماه است.
به شاه و بزرگانش هر گونه چیز
ببخشید و هر بدره کآورد نیز
هوش مصنوعی: به پادشاه و بزرگانش هر چه که خواستند داد و هر چه که آوردند، بخشید.
دگر پیش یکسر بزرگان و خرد
خطی کرد بر شاه و او را سپرد
هوش مصنوعی: در مرحلهای دیگر، بزرگترها و افراد با تجربه جمع شدند و نامهای را تهیه کردند که به شاه ارائه کردند.
به پیمان که چون باشدش کام و رای
فرستد ز گنج آن همه باز جای
هوش مصنوعی: هرکس به شرطی که خواستهها و افکارش را با هم هماهنگ کند، از داراییهای خود به دیگران کمک میکند و هیچ چیزی از آنچه دارد کم نمیشود.