برگردان به زبان ساده
سپهبد گرفت از پدر پند یاد
وز آنجا سوی سیستان رفت شاد
هوش مصنوعی: سپهبد از پدرش نصیحتی گرفت و با حال خوش به سمت سیستان حرکت کرد.
اسیران که از کابل آورده بود
به یک جایگه گردشان کرده بود
هوش مصنوعی: اسیرانی که از کابل آورده بود، همه را در یک مکان جمع کرده بود.
بفرمود خون همه ریختن
وزیشان گل باره انگیختن
هوش مصنوعی: فرمان داد که همه خونها ریخته شود و از خون آنها گلهای زیبایی به وجود آید.
یکی نیمه بُد کرده دیوار شهر
دگر نیمه کردند از آن گل دو بهر
هوش مصنوعی: یک بخش از دیوار شهر را خراب کردهاند و بخش دیگر را از آن گل به دو قسمت تقسیم کردهاند.
از آن خون به ریگ اندرون خاست مار
کرا آن گزیدی بکردی فکار
هوش مصنوعی: از آن خون که در ریزهزار به زمین ریخته شد، ماری پدید آمد که تو را نیش زد و به تو آسیب رساند.
چو آن شهر پردخت و باره بساخت
برو پنج درِ آهنین برنشاخت
هوش مصنوعی: وقتی آن شهر را با شکوه و زیبایی ساختند، پنج در بزرگ آهنی بر آن قرار دادند.
چو باد آمدی ریگ برداشتی
همه شهر و برزن بینباشتی
هوش مصنوعی: تو همچون بادی به شهر آمدی و با خود شن و خاک برداشتی، به طوری که همه جا پر از آن شد و همه جا را تحت تأثیر قرار دادی.
چنان کان برهمن ورا داد پند
که از چوب و از خاره ورغی ببند
هوش مصنوعی: او به او نصیحتی کرد که مانند چوب و خار، به هم پیوسته و محکم شود.
یله کرد از آن سو که بُد آبِ مَرْغ
ببست از سُوی دامنِ ریگ وَرْغ
هوش مصنوعی: از آن طرف رها شد که آب مرغان از سمت دامن شنها بسته شد.
زیک سوش بُد ریگ دَهجا فره
دگر سوش دریا که خوانی زره
هوش مصنوعی: از یک زمین خشک و بی آب و علف، چشمهای به وجود آمد که به دریا میپیوندد. این نشاندهندهی تغییر و تحول است، چرا که از شرایط سخت میتواند سرمنشأ زندگی و رونق باشد.
میانش دری باد را برگشاد
از آن پس نبد بیمش از ریگ و باد
هوش مصنوعی: در میانهی او، راهی باز شد و از آن زمان دیگر از شن و باد ترسی نداشت.
بُد از طوس و کرمان فراوان گروه
به لشکر در از پایکاری ستوه
هوش مصنوعی: از طوس و کرمان، گروههای زیادی جمع شدهاند و آماده نبرد هستند و از تلاش و جنگ خسته شدهاند.
ز تاراج کابل زنان داشتند
به خوالیگریشان همی داشتند
هوش مصنوعی: زنان کابل در ستمگری و به غارت بردن در حال فعالیت بودند.
همه روز مردان ایشان دوبهر
به مزدور کاری بُدندی به شهر
هوش مصنوعی: هر روز مردان آنها در دو نوبت به کار مزدوری مشغول بودند و در شهر کار میکردند.
چو گشتندی از کار پرداخته
بدندی زنان دیگها ساخته
هوش مصنوعی: وقتی کارها به پایان رسید و مردم مشغول شدند، زنان همچنین با انرژی به آماده کردن غذا و پختوپز مشغول شدند.
خورش ها یکی روز بفروختند
دگرباره باز آتش افروختند
هوش مصنوعی: یک روز خورشها را فروختند و دوباره آتش را روشن کردند.
به مردان سپردند یکسر درم
همین پیشه کردند مردان به هم
هوش مصنوعی: مردان کار را به یکدیگر سپردند و به همین شیوه به فعالیت پرداختند.
به بازار خوالیگری ساختن
شتالنگ با کعبتین باختن
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در زندگی، هنگامی که به دنبال چیزی زیبا و ارزشمند هستیم، ممکن است با چالشها و دشواریهایی روبهرو شویم. تلاش برای به دست آوردن زیباییها و ارزشها گاهی با ریسک و خطرهایی همراه است، و ممکن است در این مسیر، چیزهایی را از دست بدهیم.
همه کار ایشان بُدهست از نخست
همان از بلایه زنان کار سست
هوش مصنوعی: تمام فعالیتهای آنها از ابتدا تحت تأثیر زنان بوده و کارهایشان ضعیف و ناکارآمد است.
بدان در کز این کار جستند نام
از آن اوفتادهست نامش طعام
هوش مصنوعی: بدانید که از این کار به خاطر نامی که بر «طعام» گذاشته شده، فاصله گرفتهاید.
به فرّ سپهدار فرخنده فال
شد آن شهر پردخته در هفت سال
هوش مصنوعی: شهر که در هفت سال گذشته، به واسطهی شجاعت و توانمندی فرماندهاش، به موفقیت و خوشبختی دست یافته است.
تو گفتی بهشت بری سیستان
یکی نیست از خرمی سیست آن
هوش مصنوعی: تو گفتی که بهشت در سیستان وجود ندارد، اما چون سیستان اینقدر سرسبز و خرم است، انگار بهشت همانجاست.
ازو نیز برخاست مردان مرد
که بُد هریکی لشکری در نبرد
هوش مصنوعی: از او نیز مردان دلیر و شجاع برخاستند، زیرا هر کدام از آنها یک نیروی نظامی در میادین جنگ بودند.
از آن پس به شاهی سپهدار گرد
نشست و به داد و دهش دست برد
هوش مصنوعی: پس از آن زمان، او به مقام پادشاهی رسید و در کنار کارهای حکومتی به عدالت و بخشش نیز پرداخت.
فراوان برآمد بَرو سالیان
هواش آنچه بُد یافت هر سالی آن
هوش مصنوعی: سالها به سرعت گذشت و تمامی تنوعاتی که در آن سالها اتفاق افتاد، هر سال تجربه شد و به وجود آمد.
چنان پیلتن شد که از گام پنج
نبردش فزون هیچ اسپی به رنج
هوش مصنوعی: او به قدری قوی و نیرومند شده بود که هیچ اسبی نمیتوانست از او پیشی بگیرد و او را به زحمت بیندازد.
نشستن همه بود برزنده پیل
همش پیل بارنج بردی دو میل
هوش مصنوعی: همه انسانها به همراه بزرگی در دو طرف قرار گرفتند و در این میان، وجود یک فیل بزرگ نیز حس شگفتانگیزی ایجاد کرده است.
چنین آمد این گنبد تیز پوی
بگردد همه چیز از گشتِ اوی
هوش مصنوعی: این گنبد تیز که به دور خود میچرخد، باعث میشود که همه چیز تحت تأثیر حرکت او قرار بگیرد.
یکی جامه دارد جهان سال و ماه
برونش سپید و درونش سیاه
هوش مصنوعی: جهان مانند یک لباس است، ظاهری سفید و روشن دارد که نشاندهنده زمان است، اما در باطن آن تاریکی و پنهانکاری وجود دارد.
بگرداند این جامه هر گه برون
بدان تا بگردیم ما گونهگون
هوش مصنوعی: این جامه را هر بار بیرون ببر و به من نشان بده تا ما هم در شکلها و انواع مختلف تغییر کنیم.
تو ای خفته از خواب بیدار گرد
که شد پاک عمرت به خواب و به خَورد
هوش مصنوعی: ای کسی که در خواب غفلت به سر میبری، بیدار شو! زیرا عمرت به صورت خواب و بیخبری سپری شده است و باید از این حالت خارج شوی.
به خانه درون خواب و در گور خواب
به بیداریت پس کی آید شتاب
هوش مصنوعی: درون خانه، نشستهای و در گور هم در خواب هستی. پس کی قرار است به بیداری خود شتاب کنی و به زندگی برگردی؟
کنی خانه تا زندهای سال و ماه
درو پس کیات باشد آرامگاه
هوش مصنوعی: زندگی را در این دنیا مانند ساختن یک خانه تصور کن. تا زمانی که زندهای، مشغول به ساخت و ساز هستی و به امور مختلف زندگی میپردازی. اما در نهایت، وقتی که مرگ فرا برسد، این دنیا یعنی همان خانه به پایان میرسد و آرامش و مکانی برای استراحت تو در آن خواهد بود.
تو خوش خفته و مرگ برخاسته
شبیخونْت را لشکر آراسته
هوش مصنوعی: تو در خواب خوشی و در عین حال مرگ آمادهی حمله به توست و لشکریان خود را برای این کار جمع کردهاند.
به دیگر جهان دار از این جای گوش
چو کوشیدی این را مر آن را بکوش
هوش مصنوعی: به دنیای دیگر فکر کن و از اینجا صدا را بشنو. اگر تلاش کردی، به نتیجهای خواهی رسید؛ پس هرطرفی را که میخواهی، تلاش کن.
از ایدر بخواهی شدن بیگمان
که اینجات خانست و آنجات مان
هوش مصنوعی: اگر از اینجا بخواهی به جایی برسی، بیشک در اینجا خانهات است و آنجا بیرون از آن.
شود زندهٔ این جهان مرده زود
بدانجا توان جاودان زنده بود
هوش مصنوعی: انسانی که در این دنیا زندگی میکند، باید به تازگی و جوانی خود اهمیت دهد، زیرا با مرگ، به دنیایی دیگر منتقل میشود که در آن میتواند به زندگی جاودانه و واقعی برسد.