برگردان به زبان ساده
پس آن گه ز دریا به هامون شدند
به یک ماه از چین به بیرون شدند
هوش مصنوعی: سپس پس از گذشت یک ماه، از دریا به دشت هامون آمدند و از چین خارج شدند.
همی خواست مهراج تا پهلوان
ببیند همه کشور هندوان
هوش مصنوعی: مهراج بسیار تمایل داشت که یک پهلوان را ببیند که در تمام سرزمینهای هندی مشهور و مورد احترام باشد.
نمایدش جاه و بزرگی خویش
ز بس شهریاران کش آیند پیش
هوش مصنوعی: او به خاطر مقام و عظمت خود، به گونهای خود را نشان میدهد که بسیاری از پادشاهان و بزرگان به دنبال او میآیند.
سوی شهرها شاد دادند روی
شد این آگهی نزد هر نامجوی
هوش مصنوعی: این اطلاعیه به شهرها ارسال شده و به هر کسی که به دنبال نام و مقام است، خبر خوشی را رسانده است.
شهان و مهان کارساز آمدند
پرستنده از پیش باز آمدند
هوش مصنوعی: پادشاهان و افراد بزرگ به کمک و یاری آمدند و خوبان در انتظار خدمتگزاری بازگشتهاند.
همه شهرها گشت آراسته
همه راه پر نزل و پر خواسته
هوش مصنوعی: تمام شهرها به زیبایی تزئین شدهاند و همه راهها پر از نعمت و خواستههای مردم است.
زمین باغ فردوس دیدار شد
هوا ابر بارنده دینار شد
هوش مصنوعی: زمین به مانند باغی بهشتی شد و آسمان با ابرهای بارانزا پر شد.
ز رامش جهان بانگ خنیا گرفت
ز بس درّ کشور ثریا گرفت
هوش مصنوعی: جهان از خوشی و شادی پر شده است و صدای موسیقی برپا شده، زیرا زمین از زیبایی و جواهرات درخشان پر شده است.
به دشتی رسیدند روزی ز راه
بی اندازه بر وی ز طوطی سیاه
هوش مصنوعی: روزی در دشت وسیعی، به گروهی از مردم برخورد کردند که بسیار دورتر از مسیر خود در حال حرکت بودند و بر روی آن دشت، پرندهای سیاه به نام طوطی مشاهده کردند.
به تن پاک همواره زنگار گون
به چنگال و منقار گلنار گون
هوش مصنوعی: بدن پاک همیشه با زنگار و کثیفی مواجه است، همچون چنگال و منقار پرندهای که رنگی شبیه گل دارد.
زمین از بس انبوه ایشان به هم
چو پاشیده بر سبز دیبا بقم
هوش مصنوعی: زمین به دلیل جمعیت زیاد آنها به گونهای پخش و شلوغ شده که نقش و نگار سبز دیبا بر آن نمایان شده است.
چو دریای اخضر که جوشان بود
درو موج بر سرخ مرجان بود
هوش مصنوعی: مانند دریاچهای سبز رنگ که در آن امواج، بر روی مرجانهای سرخ میرقصند و به جوش و خروش آمده است.
درختی در آن دشت بر آب کند
گشن برگ و شاداب شاخ و بلند
هوش مصنوعی: در دشت، درختی رشد کرده که شاخههایش بلند و شاداب است و برگهایش سرسبز و تازه به نظر میرسد.
کبودش تن و برگ یکسره سپید
سیه تخمش و بار چون مشک بید
هوش مصنوعی: بدن و برگهایش آبی رنگ است، اما تخم و میوهاش سیاه است و مانند مشک عطرآگین میباشد.
همه شاخسارش پر از طوطیان
برو ساخته صدهزار آشیان
هوش مصنوعی: تمامی شاخههای این درخت پر از طوطیانی است که در آنجا لانههایی به اندازه صد هزار ساختهاند.
ز شاخ و تنش هر که کرد اندرون
به آهن خلیده همی زآزمون
هوش مصنوعی: هر کسی به درون خود نگاه کند و از تجربههایش استفاده کند، میتواند به نتایج و دستاوردهای خوبی دست یابد.
همان گه خروشیدن آراستی
وزو چون زرگ خون روان خاستی
هوش مصنوعی: در همان لحظهای که با هیجان و سرزندگی میجوشی، از وجود تو مانند طلا، عشق و احساسات زنده و جاری میشود.
گرفتند از طوطیان بی شمار
دگر روز کردند از آن جا گذار
هوش مصنوعی: از طوطیهای زیاد چیزی را گرفتند و سپس از آن مکان عبور کردند.