برگردان به زبان ساده
سوی تاملی شاد خوار آمدند
به نزدیک دریا کنار آمدند
هوش مصنوعی: به سمت تفکری خوشحال و با رضایت به نزدیکی دریا رفتند و در آنجا توقف کردند.
پر انبوه مردم یکی جای بود
همه بومشان باغ و کشت و درود
هوش مصنوعی: در میان جمعیت زیادی، جایی وجود داشت که همه زمینهایشان پر از باغ و زراعت و نعمت بود.
مگر آب خوش کان ز باران بدی
بدلشان در اندوه و بار آن بدی
هوش مصنوعی: آیا ممکن است آب خوشی که از باران آمده، به دلهایشان اندوه بیافزاید و بار آن اندوه بر دوششان سنگینی کند؟
چو بر روی چرخ ابر دامن کشان
شدی چون صدف های لولو فشان
هوش مصنوعی: وقتی که ابرها به آرامی بر فراز آسمان حرکت میکنند، زیبایی و درخشندگی آنها مانند جواهرات صدفی است که مرواریدهایی را به نمایش میگذارند.
همه کوزه و مشک ها در شتاب
بکردندی از قطر باران پر آب
هوش مصنوعی: همه کوزهها و مشکها با عجله از باران پر شدند.
چو باران نبودی جگر تافته
بُدندی لب از تشنگی کافته
هوش مصنوعی: اگر باران نمیبارید، دلها به شدت در آتش تشنگی میسوختند و لبها از عطش خشک میشدند.
بپرسید ازیشان یل نامدار
که باران نبارد چه سازید کار
هوش مصنوعی: از آنان که به نام یل مشهورند پرسیدند: اگر باران نریزد، چه باید کرد؟
بتی را نمودند و لوحی بهم
ز مس لوح و آن بت ز چوب بقم
هوش مصنوعی: نماد و نشانی از طلا و فلز به نمایش گذاشته شد، در حالی که نماد دیگر از چوب ساخته شده بود.
بر آن لوح چون خط یویانیان
چهل حرف و شش هیکل اندر میان
هوش مصنوعی: بر آن لوح همانند نوشتههای یونانی، چهل حرف و شش شکل در وسط آن وجود دارد.
به باران چو داریم گفتند کام
برآریم این لوح و بت را به بام
هوش مصنوعی: وقتی باران رحمت نازل میشود، گفتند که میتوان به آرزوهای خود دست یافت و به این ترتیب، میتوانیم این تابلو و مجسمه را به بالای بام ببریم.
پس این لوح و بت را به سر برنهیم
نیایش کنان دست بر سر نهیم
هوش مصنوعی: بنابراین این تندیس و لوح را بر سر خود میگذاریم و با احترام و نیایش، دستمان را بر روی آن قرار میدهیم.
برهنه زن و مرد هر سو بسی
ازاری زده بر میان هر کسی
هوش مصنوعی: زن و مرد در هر طرف، بیپوشش و عریان هستند و هر کس به نوعی بر خود آسیبی وارد کرده یا زخم خورده است.
بگرییم و آریم چندان خروش
که دریا و کُه گیرد از ناله جوش
هوش مصنوعی: باید به قدری با شدت و حزن گریه کنیم و فریاد بزنیم که حتی دریا و کوه نیز از صدای ناله ما به تلاطم بیفتند.
همان گه بر آید یکی تیره ابر
کند روی گردون چو پشت هژبر
هوش مصنوعی: همان لحظه که ابر تیرهای ظاهر میشود، آسمان مانند پشت شیر براق و قوی میشود.
چنان زآب دیده بشوید زمین
کزو موج خیزد چو دریای چین
هوش مصنوعی: زمین به قدری از اشکهای او شسته میشود که مانند دریای چین موجی برمیدارد.
یل نیو گفتا کنون کایدریم
کنید این که بی آزمون نگذریم
هوش مصنوعی: یک مرد قوی و دلیر گفت که حالا بیایید به کار بپردازیم و هیچ چیزی را بدون تجربه و امتحان کردن پشت سر نگذاریم.
نگیرد چنین چاره گفتند ساز
جز آن گه که باشد به باران نیاز
هوش مصنوعی: به جز زمانی که به باران احتیاج باشد، هیچ تدبیری نمیتواند موثر واقع شود.
کنون کآبمان هست ده ره بهم
گرآییم ناید یکی قطره نم
هوش مصنوعی: حالا که آب ما در یک جا جمع شده است، اگر به هم بپیوندیم، حتی یک قطره هم نمیتوانیم را به دست آوریم.