برگردان به زبان ساده
سَرِ هفته ز آن جا گرفتند راه
رسیدند زی خوش یکی جایگاه
هوش مصنوعی: در ابتدای هفته، از آن مکان راهی گرفتند و به جایی خوش و مناسب رسیدند.
جزیری که هفتاد فرسنگ بیش
پر از خیزران بود و پر گاومیش
هوش مصنوعی: جزیرهای که هفتاد فرسنگ وسعت داشت، پر از گیاهان خیزران و گاومیشها بود.
از آن گاومیشان همه دشت و غار
فکندند ایرانیان بی شمار
هوش مصنوعی: ایرانیان بی شمار، تمام دشتها و غارها را پر کردند با گاومیشانی که از آنها به وجود آوردهاند.
بجز هندوان هر که خورد از سپاه
که خوردنش هندو شمارد گناه
هوش مصنوعی: به جز افرادی که هندی هستند، هر کسی که از سپاه دشمن بخورد، میتوان خوردن او را گناه تلقی کرد.
گِرَد ماده را مادر و نر پدر
از آن کاین دهد شیر و آن کشت و بر
هوش مصنوعی: اگر ماده حیوان بچهای داشته باشد، پدرش نیز وجود دارد و از ترکیب این دو، شیر و کشته به وجود میآید.
بَرِ دامن آن کُه اندر نهیب
یکی دشت دیدند سر در نشیب
هوش مصنوعی: در دامان کوه، دشت وسیعی دیده میشود که سر آن به پایین متمایل است.
همه خاک او نرم چون توتیا
برو مردمی رُسته همچون گیا
هوش مصنوعی: تمام خاک او نرم و لطیف است مانند صیقل خوردهها، پس مردمی را خواهی یافت که به زیبایی و نرمی گیاهان رشد کردهاند.
سر و روی و موی و تن و پا و دست
چو اندام ما هم بر اینسان که هست
هوش مصنوعی: ظاهر و زیبایی ما شامل چهره، مو، بدن، پا و دست، به شکلی است که دقیقاً همانگونه که هستیم، باید مورد قبول و ارزیابی قرار گیرد.
همه چیزشان بد نبدشان توان
چه باشد تن مردم بی روان
هوش مصنوعی: اگر همه چیز آنها خوب باشد، دیگران چه قدرتی خواهند داشت وقتی که روح مردم از بین رفته باشد؟
هم از آن گیاهای با بوی و رنگ
شناسنده خوانده ورا استرنگ
هوش مصنوعی: این گیاهان به خاطر بوی خوش و رنگهای زیبا قابل شناسایی هستند و از بستر طبیعی خود برداشت شدهاند.
از آن هر که کندی فتادی ز پای
چو ایشان شدی بی روان هم به جای
هوش مصنوعی: هر که در خطر بیفتد و از پا درآید، اگر هم مانند آنها باشد، بیروح و بیجانی در همان مکان خواهد ماند.
به گاوان از آن چند کندند و برد
مرآن گاو کان کند بر جای مرد
هوش مصنوعی: به تعدادی گاو از آنها گرانبها دادند و بردند، چون آن گاوی که ارزشش از دیگران بیشتر بود، در جای خود ایستاده باقی ماند.
از آن پس ز نیشکر و خیزران
ببردند و شد بار کشتی گران
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، نیشکر و خیزران را برداشتند و این مواد به بار سنگین کشتی تبدیل شد.
براندند دلشاد سه روز باز
چهارم رسیدند جایی فراز
هوش مصنوعی: سه روز شادی و خوشحالی را از دست دادند، اما در روز چهارم به مکانی بلند و زیبا رسیدند.
کهی پُر دهار و شکسته دره
دهارش همه کان زر یکسره
هوش مصنوعی: هرگز با ظاهری که شکسته و خسته به نظر میرسد، نباید قضاوت کرد، زیرا در دل آن ممکن است گنجینههایی از ارزش و زیبایی نهفته باشد.
بسی پشه هر سو به پرواز بود
که هر پشه ای مهتر از باز بود
هوش مصنوعی: بسیاری از پشهها در حال پرواز بودند و به نظر میرسید که هر یک از آنها بزرگتر و مهمتر از باز هستند.
بسان سنان نیشتر داشتند
همی بر کژآکند بگذاشتند
هوش مصنوعی: آنها مانند سنان (نیزه یا تیر) بر کجرفتاریها حمله میکردند و با این رویکرد، رهایشان کردند.
ز لشکر به زخم سَرِ نیشتر
بکشتند سی مرد را بیشتر
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، با زخم نیشتر، سی مرد را از لشکر به قتل رساندند.
همان مورچه بُد مِه از گوسپند
که در مرد جستی چو شیر نژند
هوش مصنوعی: همان مورچهای که از گوساله مشغول به کار بود، در وجودش، قدرتی شبیه به شیر دیده میشود. این جمله نشاندهندهی این است که حتی کوچکترین و به ظاهر ضعیفترین موجودات نیز میتوانند قدرت و توانمندیهای فوقالعادهای در دل خود داشته باشند.
نخستی ز سختی تنش خشت و تیر
فکندند از آن چند هر گرد گیر
هوش مصنوعی: در ابتدا، از سختیها و مشکلاتی که برای او پیش آمد، او را مانند خشت و تیر مورد آزار قرار دادند و در نتیجه، او به شدت تحت فشار و آسیب قرار گرفت.
ازو بر پی هر که بشتافتند
نشیمنش را کان زر یافتند
هوش مصنوعی: هر که به او نزدیک شد، موفق به یافتن مکانی از طلا و ارزشمند شد، پس به دنبال او رفتند و به تلاش پرداختند.
همه زر او چون گیا شاخ شاخ
چه بر شخ برسته چه بر سنگلاخ
هوش مصنوعی: تمام زر و طلایی که او دارد، مانند گیاهانی است که به هر سمتی رشد میکنند، چه بر روی زمین نرم و حاصلخیز و چه بر روی سنگهای سخت.
پراکنده در غار و که هر کسی
به کشتی کشیدند از آن زر بسی
هوش مصنوعی: هر کسی به شکلی از موقعیت و داراییهایش بهرهبرداری میکند و با سرمایهگذاری یا تلاشهایش، به دستاوردهای بیشتری دست مییابد.
ز بهر شگفتی همیدون به بند
ببردند از آن مور و زآن پشه چند
هوش مصنوعی: برای ایجاد شگفتی، آن مورچه و پشههای زیادی را به دام انداختند.