برگردان به زبان ساده
از آن کوه ملاح بگذشت خواست
سپهدار گفت این شتابت چراست
هوش مصنوعی: ملاح از کوه عبور کرد و سپاهدار از او پرسید: چرا این قدر عجله داری؟
بمان تا برین گنگ باز از شگفت
چه بینیم کان یاد باید گرفت
هوش مصنوعی: بمان تا دوباره از این ناشنایگی تعجب کنیم که چه چیزی باید یاد بگیریم.
بدو گفت ملاح مفزای کار
که ایدر بود کرگدن بی شمار
هوش مصنوعی: به فردی که در کار خود نگران است، گفته شد که در اینجا جانوران زیادی وجود دارند و نباید وقت خود را هدر دهد.
به بالای گاوی پر از خشم و شور
یکی جانور مه ز پیلان به زور
هوش مصنوعی: به اوج یک گاو خشمگین و پرشور، موجودی بزرگتر و قویتر از فیلها حضور دارد.
سرو دارد از باز مردی فزون
سرش چون سنان تن چو زآهن ستون
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای برجسته و خارقالعاده یک مرد میپردازد. او همچون سرو بلند و استوار است و سرش به قدری زیبا و قوی است که به نیزهای میماند. بدن او هم مانند ستونی از آهن، محکم و استوار است. به طور کلی، این توصیف نشاندهندهای قدرت، زیبایی و استقامت اوست.
به زخم سرو کُه درآرد ز پای
زند پیل را بر رباید ز جای
هوش مصنوعی: هرگاه زخم پای سروکوهی بر زمین بیفتد، آن زمان است که فیل از جای خود بلند میشود و برمیخیزد.
دلاور نبرد ایچ تیمار مرگ
میان بست بر جنگ و پیکار کرگ
هوش مصنوعی: ای دلیر جنگ، نترس از مرگ، در میانه نبرد با شجاعت به جنگ و مبارزه بپرداز.
بدو گفت کام من این بُد ز بخت
که پیش آیدم روزی این رزم سخت
هوش مصنوعی: او به او گفت که من از سرنوشت خوشحالم، چون روزی به چنین نبرد سختی روبرو شدم.
کنون بور آهو تک کرگ دَن
کمان و کمین من و کرگدن
هوش مصنوعی: اکنون آهو در حال پرش است، در حالی که کمان و دام من و کرگدن آمادهاست.
نبد باکم از ببر و از اژدها
بدینسان ددی را چه باشد بها
هوش مصنوعی: هیچ فرقی بین من و ببر یا اژدها نیست، پس چه ارزشی برای این پدر که به من چنین چیزی را میآموزد وجود دارد؟
ز کشتی برون رفت بر زه کمان
یکی کرگدن دید کآمد دمان
هوش مصنوعی: از کشتی خارج شد و بر تیر کمان ایستاد، ناگهان یک کرگدن را دید که به سرعت میآید.
چو نیزه سرو راست کرده بدوی
همان گه خدنگی یل نامجوی
هوش مصنوعی: وقتی که سرو بلند مانند نیزه راست ایستاده است، در همان لحظه نیزهای شجاع و جستجوگر به حرکت درمیآید.
بپیوست و ز آنسان در آهیخت زوش
که پیکان به ناخن بُد و زه به گوش
هوش مصنوعی: او به دقت و با مهارت فوقالعادهای کارهایی را انجام میدهد، به گونهای که مانند تیراندازی است که پیکان را با ناخن خود آماده میکند و زه کمان را با گوش خود تنظیم میکند.
زبان و گلوگاه و یک نیمه تن
فرو دوخت با گردن کرگدن
هوش مصنوعی: شخصی که زبان و گلوگاهش را بسته و یک بخش از بدنش را با گردن کرگدن میگیرد.
همه گنگ تا شب بدینسان بگشت
بیفکند از آن کرگدن سی و هشت
هوش مصنوعی: همهچیز تا شب به همین شکل ادامه یافت و آن کرگدن سی و هشت را کنار گذاشت.
به خنجر سروشان بیفکند و برد
بَر شاه مهراج و او را سپرد
هوش مصنوعی: با تکیه بر زیبایی و شکوه بلند قامتان، او به سرنوشت شاه مهراج پیوست و او را به دست تقدیر سپرد.
سپه پاک و مهراج گشتند شاد
بر او هر کسی آفرین کرد یاد
هوش مصنوعی: سپاه پیروزا و مهراج خوشحال شدند و هر کسی بر او ستایش و یاد کرد.