برگردان به زبان ساده
جزیری پر از بیشها بود و غیش
به بالا و پهنا دو صد میل بیش
هوش مصنوعی: در جایی وسیع و سرسبز، جزیرهای بود که درختان و علفهای بلند زیادی در آن روییده بود و وسعت آن به دو صد میل میرسید.
فروان درو شهر و بی مر سپاه
یکی شاه با فرّ و با دستگاه
هوش مصنوعی: در این متن اشاره شده است که در سرزمین مشهور و پرجمعیت، تنها یک پادشاه با شکوه و با تجهیزات و ابزار لازم وجود دارد.
چو آن شه ز مهراج وز پهلوان
خبر یافت شد شاد و روشن روان
هوش مصنوعی: وقتی آن پادشاه از حضور مهراج و پهلوان باخبر شد، بسیار خوشحال و شاداب شد.
ز نزل و علف هر چه بایست ساز
بفرمود و شد با سپه پیشباز
هوش مصنوعی: فرمان داد که همه چیزهایی را که لازم است آماده کنند و سپس با لشکر به استقبال رفت.
یکی هفته شان داشت مهمان خویش
کمر بسته روز وشب استاده پیش
هوش مصنوعی: در طول یک هفته، شخصی مهمان خود را پذیرایی میکند و برای این کار از صبح تا شب تلاش میکند و آماده است.
به هر بزم چندان گهر برفرشاند
که مهراج و گرشاسب خیره بماند
هوش مصنوعی: در هر مهمانی به قدری جواهر و ارزشهای گرانبها منتشر میکند که حتی بزرگترین پادشاهان و قهرمانان نیز در حیرت میمانند.
ببخشیدشان هدیه چندان ز گنج
کز آن ماند دریا وکشتی به رنج
هوش مصنوعی: ببخشید آنها را؛ زیرا هدیهای که به آنها دادهام، از گنجینهای است که مانند دریا وسیع و بیپایان است و کشتی در میان آن با زحمت به حرکت درمیآید.
ز کافور وز عنبر وعود تر
ز دینار و یاقوت و دُرّ و گهر
هوش مصنوعی: عطر کافور و عطر عنبر و چوب خوشبو با ثروت و جواهرات ارزشمند قابل مقایسه نیستند.
ز بیجاده تاج و ز پیروزه تخت
ز زربفت فرش و ز مرجان درخت
هوش مصنوعی: از بیراههای که تاجهای زیبا و تختهای با ارزش قرار دارند، از فرشهای ساخته شده از زربفت و درختان مرجانی صحبت میشود.
ز ترگ و ز شمشیر وز درع نیز
همیدون طرایف ز هر گونه چیز
هوش مصنوعی: از تیر و شمشیر و زره هم، شگفتیها و زیباییها از هر نوع موجود است.
دگر داد چندان به ایرانیان
که گفتن به صد سال نتوانی آن
هوش مصنوعی: این مصراع به این معناست که اوضاع و شرایط به قدری سخت و دشوار برای ایرانیان شده است که حتی به زبان آوردن آن وضعیت نیز به مدت صد سال ممکن نخواهد بود.
وز آنجای خرّم دل و راهجوی
به سوی جزیری نهادند روی
هوش مصنوعی: از آنجا که دل شاد و خوشحال است، به سمت جزیرهای حرکت کردند.