برگردان به زبان ساده
رسید از پس هفته ای شاد و کش
به شهری دلارام و پدرام و خوش
هوش مصنوعی: بعد از یک هفته شاد و پر کشش، به شهری زیبا و دلپذیر رسیدم که آرامش و خوشحالی در آن موج میزد.
همه دشت او نوگل و خیزران
کهی برسرش بیشه زعفران
هوش مصنوعی: تمام دشت پر از گلهای نو و خوشبو و نیهای نرم است که در بالای آن جنگلی پر از زعفران روییده است.
بر آن کوه بر میلی افراخته
ز مس وآهن و روی بگداخته
هوش مصنوعی: بر بالای آن کوه، که با مس و آهن ساخته شده و چهرهاش در حال ذوب شدن است، به بلندی ایستاده.
نبشته ز گردش خطی پارسی
که بد عمر من شاه ده بار سی
هوش مصنوعی: از دوران زندگیام به طور پیوسته، سرنوشت و تقدیرم را بارها و بارها تجربه کردهام.
ز شاهان کسی بدسگالم نبود
به گنج و به لشکر همالم نبود
هوش مصنوعی: هیچکس در میان شاهان به بدی من نیست و در ثروت و قدرت نیز همتایی ندارم.
در این کوه صد سال بودم نشست
بسی رسته زر آوریدم به دست
هوش مصنوعی: من در این کوه به مدت صد سال نشستهام و با تلاش بسیار، ثروتی به دست آوردهام.
همه زیر این میل کردم نهان
برفتم سرانجام کار از جهان
هوش مصنوعی: من همه چیز را زیر این تاثیر پنهان کردم و در نهایت از این دنیا رفتم.
نه زو شاد بودم بدین سر به نیز
نخواهم بدان سر بدن شاد نیز
هوش مصنوعی: نه از او خوشحال بودم و نه به خاطر او، در این موضوع نمیخواهم به آن سر خوش باشم.
ندانم که یابد بدو دسترس
مرا بهره باری شمارست و بس
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا او به من دسترسی خواهد داشت یا نه، فقط میدانم که در این میان چیزی نصیبم خواهد شد و بس.
چو دستت به چیز تو نبود رسان
چه چیز تو باشد چه آن کسان
هوش مصنوعی: هرگاه که نتوانی به چیزی دسترسی پیدا کنی، آن چیز برای تو چه ارزشی دارد، چه متعلق به خودت باشد و چه به دیگران.
غم و رنج من هر که آرد به یاد
نباشد به آکندن گنج شاد
هوش مصنوعی: هر کسی که به یاد من غم و رنج من بیافتد، نمیتواند با جمعآوری ثروت و خوشبختی شاد شود.
به نیکی برد رنج هر روز بیش
که فرجام هم نیکی آیدش پیش
هوش مصنوعی: کسی که هر روز تلاش و زحمت میکشد، در نهایت نتیجه خوبی از کارهایش میگیرد.
گر از کوه داریم زر بیش ما
توانگر خدایست و درویش ما
هوش مصنوعی: اگر ما از کوه شمش طلا داشته باشیم، توانگری حقیقی خداوند است و فقیر بودن ما اهمیت ندارد.
ایا آنکه این گنجت آید به دست
ز روی خرد بر به کار آنچه هست
هوش مصنوعی: آیا آنکه به دست تو این گنج میرسد، با عقل و درایت از آن بهرهبرداری میکند و در کارهایی که باید، به کار میگیرد؟
همه ساله ایدر توانا نیی
که امروز اینجا و فردا نیی
هوش مصنوعی: هر سال توانا و قوی هستی، اما امروز اینجا هستی و فردا نخواهی بود.
تن از گنج دنیا میفکن به رنج
ز نیکی و نام نکوساز گنج
هوش مصنوعی: بدن خود را به خاطر دنیا و امور زودگذر فدای زحمت و تلاش نکن، زیرا با کار نیک و ساختن نام نیک، میتوان به گنجی واقعی دست یافت.
که بردن توان گنج زر گرچه بس
ز کس گنج نیکی نبردست کس
هوش مصنوعی: اگر چه قدرت بدست آوردن ثروت و طلا وجود دارد، اما هیچکس توانایی کسب خوبى و نیکی را ندارد.
جهان ژرف چاهی است پر بیم و آز
از او کوش تا تن کشی بر فراز
هوش مصنوعی: دنیا مانند چاهی عمیق و پر از ترس و آزمایش است. بنابراین، تلاش کن تا از این وضعیت بالا بروی و از آن خارج شوی.
فژه گنده پیرسیت شوریده هش
بداندیش و فرزند خور شوی کش
هوش مصنوعی: درختی بزرگ و پیر که از دور آتش گرفته، میخواهد فرزند نور را به کام خود بکشاند.
به هرگونه فرزند آبستن است
تو فرزند را دوست و او دشمن است
هوش مصنوعی: هر موجودی به نوعی نتیجه و حاصل خود را به دنیا میآورد، اما تو فرزندت را دوست داشته باش، زیرا او ممکن است با چالشهایی روبهرو شود.
پناهت بداد آفرین باد و بس
که از بد جز او نیست فریادرس
هوش مصنوعی: به تو پناه میدهم که فقط نیروی خلاق و مثبت است که میتواند در برابر بدیها به ما کمک کند و غیر از او هیچکس نمیتواند یاریگر ما باشد.
دل پهلوان خیره شد کآن بخواند
بسی در ز دو جزع روشن براند
هوش مصنوعی: دل دلیران به شگفتی افتاد، زیرا آنها میبینند که به سادگی میتوانند بر درد و رنج غلبه کنند و از مشکلات روشنایی بگیرند.
سپه را بفرمود تاهمگروه
فکندند آن میل و کندند کوه
هوش مصنوعی: فرمان داد تا سپاه به هم بپیوندند و آن میل را بزنند و کوه را از بین ببرند.
چهی بود زیرش چو تاری مغاک
پر از زر رسته بیاکنده پاک
هوش مصنوعی: زیر این زمین تاریکی مانند چاهی پر از طلا نهفته است، که به واسطه کدورتها و ناپاکیها پوشیده شده است.
سراسر فراز چه انبار کرد
صد و بیست اشتر همه بار کرد
هوش مصنوعی: در کل ارتفاع، چه مقداری بار جمع کرده است، صد و بیست شتر را همه بار کرده است.
بی اندازه زآن کاسه و خوان و جام
بسازید وزین کرد و زرین ستام
هوش مصنوعی: به اندازه کافی از ظرفها، سفرهها و لیوانها بسازید و از این کارهای زیبا و زرین لذت ببرید.
یکی ده منی جام دیگر بساخت
بدو گونه گون گوهر اندر نشاخت
هوش مصنوعی: یکی از دوستانم به من یک جام دیگر ساخت و در آن، از گوهرهای مختلف و رنگارنگ بهره برده است.
ز یک روی آن جام جمشید شاه
نگاریده دربزم باتاج وگاه
هوش مصنوعی: در یک طرف آن جام جمشید، تصویر شاه زیبایی نقش بسته است که در میهمانی با تاج نشسته است.
ز روی دگر پیکر خویش کرد
چو در صف چه با اژدهای نبرد
هوش مصنوعی: او از جنبهای دیگر به وجود خود نگریست و مانند کسی که در میانهی نبرد با اژدهایی قرار دارد، به میدان رفت.
هر آنگه که بزمی نو آراستی
بدان ده منی جام می خواستی
هوش مصنوعی: هر زمانی که جشنی تازه و دلانگیز برپا کنی، من نیز در آنجا حاضر خواهم بود و به نوشیدن شراب دعوت میشوم.
چو برداشت آن گنج از آن مرز و بوم
به نزد خسو شد که بد شاه روم
هوش مصنوعی: وقتی آن گنج از سرزمین خود برداشت شد، به نزد فردی رفت که پادشاه روم بود.
به عموریه بود شه را نشست
چوبشنید کآمد یل چیر دست
هوش مصنوعی: شه در عموریه نشسته بود و صدای چوبی را شنید که یک جوان شجاع به او نزدیک میشود.