برگردان به زبان ساده
پس آنگه گرد کرد از مرو یکسر
به زودی هر چه اشتر بود و استر
هوش مصنوعی: به زودی تمام شترها و الاغها را از مرو جمعآوری کرد.
سراسر گنجهای شاه برداشت
وزان یک رشته اندر گنج نگذاشت
هوش مصنوعی: تمام گنجهای شاه را برداشت و حتی یک رشته هم از آن گنجها باقی نگذاشت.
به مرو اندر درنگش بود دو روز
به راه افتاد با گنج و دل افروز
هوش مصنوعی: او در مرو توقف کرد و دو روز در آنجا ماند. سپس با گنجی ارزشمند و دلی شاد به سفرش ادامه داد.
نشانده ویس را در مهد زرین
چو مه بهمیان هفتاورنگ و پروین
هوش مصنوعی: ویس را در گهوارهای از طلا جای دادهاند، مانند ماهی که در میان هفت رنگ و ستارههای پروین قرار دارد.
شتر در پیش و استر ده هزاری
نبد دینار و گوهر را شماری
هوش مصنوعی: شتر در جلو است و ارزش ده هزار دینار و جواهر را نمیتوان شمرد.
همی آمد به راه اندر شتابان
گرفته روز و شب راه بیابان
هوش مصنوعی: او با شتاب به راه میآمد و هر دو روز و شب را در بیابان طی میکرد.
به یک هفته دو هفته ره همی راند
به دو هفته بیابان باز پس ماند
هوش مصنوعی: بسته به شرایط و زمان، کسی میتواند به سرعت به مقصد برسد، اما اگر از راه درست دور بماند، ممکن است به مدت طولانیتری در بیابان و ناکجا آباد بماند.
چو آگه شد شه از کردار رامین
چنان افروز رامین بُد به قزوین
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه از اعمال رامین باخبر شد، همچون درخششی که رامین در قزوین داشت، متوجه او شد.
ز قزوین در زمین دیلمان شد
درفش نام او بر آسمان شد
هوش مصنوعی: از قزوین به دیلمان رفت و پرچم او در آسمان به اهتزاز درآمد.
زمین دیلمان جاییست محکم
بدو در، لشکری از گیل و دیلم
هوش مصنوعی: زمین دیلمان محلی است با ثبات و استحکام، جایی که مردمی از گیل و دیلم در آن حضور دارند و به زندگی و فعالیتهای خود ادامه میدهند.
به تاری شب ازیشان ناوک انداز
زنند از دور مردم را به آواز
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، آنها با تیرکمان خود به مردم از دور شلیک میکنند و صدای خود را به گوش آنها میرسانند.
گروهی ناوک و ژوپین سپارند
به زخمش جوشن و خفتان گذارند
هوش مصنوعی: گروهی زره و装备 را به زخمی میسپرند و برای محافظت از خود، لباس جنگی به تن میکنند.
بیندازند ژوپین را گه تاب
چو اندازد کمانور تیر پر تاب
هوش مصنوعی: اگر رند و مکار را به چالش بکشند، مانند این است که وقتی کمان کشیده میشود و تیر با شدت پرتاب میشود، او نیز در آن شرایط به خوبی عمل خواهد کرد.
چو دیوانند گاه کوشش ایشان
جهان از دست ایشان شد پریشان
هوش مصنوعی: وقتی دیوانهها تلاش میکنند، دنیا به هم میریزد و وضعیت را به آشفتگی میکشانند.
سپر دارند پهناور گه جنگ
چو دیواری نگاریده به صد رنگ
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، سپرهایی وجود دارد که مانند دیواری بزرگ و زیبا هستند و با رنگهای متعدد تزئین شدهاند.
ز بهرِ آنکه مرد نام و ننگند
ز مردی سال و مه با هم به جنگند
هوش مصنوعی: برای اینکه انسانها از نام و ننگ پرهیز کنند، زمان، یعنی سال و ماه، همیشه در حال نبرد با یکدیگر هستند.
از آدم تا به اکنون شاه بیمر
کجا بودند شاه هفت کشور
هوش مصنوعی: از زمان آدم تاکنون، شاهان بیمرز کجا بودند که شاه هفت کشور باشند؟
نه آن کشور به پیروزی گشادند
نه باژ خود بدان کشور نهادند
هوش مصنوعی: نه آن سرزمین را به پیروزی گشودند و نه مالیات خود را به آن کشور پرداخت کردند.
هنوز آن مرز دو شیزه بماندهست
برو یک شاه کام دل نراندهست
هوش مصنوعی: هنوز مرز دو دوست به هم نرسیده است، برو و ببین که هنوز هیچ پادشاهی به خواستههایش دست نیافته است.
چو رامین شد در آن کشور به شاهی
ز بخت نیک دیده نیکخواهی
هوش مصنوعی: وقتی رامین به عنوان پادشاه آن سرزمین به قدرت رسید، این به خاطر شانس خوب و رویه خوبی بود که داشت.
همانگه چرم گاوی را بگسترد
چو پنجه بدره سیم و زر برو کرد
هوش مصنوعی: همان لحظه که چرم گاو را باز کردند، مانند اینکه کف دست بر روی نقره و طلا کشیده شود.
یکی زرینه جامش بر سر افگند
به زرین جام سیم و زر پراگند
هوش مصنوعی: یک نفر جامی طلایی بر سر افکند و در جامی دیگر نقره و طلا پاشید.
که هم دل بود وی را هم درم بود
هوادار و هوا خواهش نه کم بود
هوش مصنوعی: او هم دلی عاشق داشت و هم ثروتی برای محبت و حمایت از او که هیچگاه کم نبود.
چو از گوهر همی بارید باران
شکفته گشت بختش را بهاران
هوش مصنوعی: وقتی باران به جواهر میریزد، بخت او مانند بهاری شکوفا میشود.
همانا بیش بود او را سپاهی
ز برگ و ریگ و قطر آب و ماهی
هوش مصنوعی: او سپاهی بزرگ و انبوه داشت که از برگها، ریگها، قطرههای آب و ماهیها تشکیل شده بود.
جهان یکباره گرد آمد بَرو بر
نه بر رامین که بر دینار بیمر
هوش مصنوعی: دنیا به سرعت و یکباره دور هم جمع شد، برو و نگاه کن به چیزی که بیشتر ارزش دارد، نه به منافع زودگذر و مالی.
بزرگانی که پیرامُنْش بودند
همه فرمانْش را طاعت نمودند
هوش مصنوعی: آن بزرگانی که در اطراف او بودند، همه به فرمانش با اطاعت رفتار کردند.
چو کشمیر و چو آذین و چو ویرو
چو بهرام و رهام و سام و گیلو
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای خاصی پرداخته که میتوان آنها را با برخی مکانها و شخصیتهای تاریخی و اسطورهای مقایسه کرد. کشمیر با سرسبزی و زیباییهای طبیعیاش، آذین با زینتها و جلوههای دلربا، ویرو و بهرام و رهام و سام و گیلو نیز نمادهای قدرت و شجاعت در اساطیر ایرانی هستند. به طور کلی، این بیت به ویژگیهای برجسته و خاص اشاره دارد که میتواند در تقابل یا مشابهت با زیباییهای طبیعی یا صفات شخصیتهای قهرمانانه باشد.
شهان دیگر از هر جایگاهی
فرستادند رامین را سپاهی
هوش مصنوعی: پادشاهان دیگر از همه جا و موقعیتها، سپاهی برای رامین فرستادند.
چنان شد لشکر رامین به یک ماه
که تنگ آمد بریشان راه و بیراه
هوش مصنوعی: لشکر رامین در مدت یک ماه به قدری بزرگ و گسترده شد که راهی برای عبورشان پیدا نمیشد و نمیتوانستند در تنگناها به هدف خود برسند.
سپهدار بزرگش بود ویرو
وزیر و قهرمانش بود گیلو
هوش مصنوعی: رئیس بزرگ او، ویرو، وزیر و قهرمانش گیلو بود.